Activities calendar

22 فوریه 2013

پایان یازدهمین نمایشگاه بین المللی اسلحه در امارات

یازدهمین نمایشگاه بین المللی اسلحه در امارات، با بسته شدن ۵۵ قرارداد به ارزش حدود چهار میلیارد دلار به پایان رسید. پس از بهار عربی، نیاز برای وسایل مبارزه با آشوب هم جایگاه خاصی در بزرگترین نمایشگاه تجهیزات دفاعی در خاورمیانه پیدا کرده.
رعنا رحیم پور گزارش می دهد.

ویندوز میدیا پلیر نسخه ۹
فلش پلیر نسخه ۹.۰.۱۱۵.۰ برای پخش ویدیوی فرمت h.۲۶۴
اگر مشکلی با تماشای ویدیوها داشتید با ایمیل persian@bbc.co.uk با ما تماس بگیرید یا از طریق صفحه

تماس با ما پیام خود را ارسال کنید

همصدایی با اعتصاب غذای زندانیان فلسطینی

برای دومین روز، صدها فلسطینی در اعتراض به بازداشت ۴ فلسطینی که در زندانهای اسراییل دست به اعتصاب غذا زده اند، تظاهرات کردند. دیروز درگیری معترضان با نیروهای اسراییلی ۶۰ مجروح به جا گذاشت. وضعیت این چهار زندانی که دو نفرشان بدون تفهیم اتهام در بازداشتند، انتقاد سازمان ملل متحد و اتحادیه اروپا را هم به دنبال داشته است.
سیاوش اردلان گزارش می دهد.

ویندوز میدیا پلیر نسخه ۹
فلش پلیر نسخه ۹.۰.۱۱۵.۰ برای پخش ویدیوی فرمت h.۲۶۴
اگر مشکلی با تماشای ویدیوها داشتید با ایمیل persian@bbc.co.uk با ما تماس بگیرید یا از طریق صفحه

تماس با ما پیام خود را ارسال کنید

مبارزه مردانه صادق گودرزی در وقت سوم - فینال جام جهانی کشتی آزاد

حتی اگر از کشتی چیزی نمیدانید ولی حتما حس غیرت رو در گامهای صادق میتونید ببینید. در صورت باخت صادق نتیجه تیمی 2-2 میشد و تبدیل به دومین باخت پایاپی میشد. مطمئن نباختن صادق کمک بسیاری به تیم کرد.
تماشاچی ها : صادق بسه دیگه غیرتتو نشون بده !با ۲۱ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش ورزشلینک مستقیم

يک ديپلمات ارشد ايرانی از نروژ درخواست پناهندگی کرد

تایید خبر کمپین سفارت سبز در تلوزیون ملی نروژ در خصوص پناهندگی آقای محمد رضا زارع دیپلمات جمهوری اسلامی از دولت نروژ.با توجه بیانیه دو روز پیش کمپین سفارت سبز مبنی دادن هشدارهای لازم در خصوص رعایت و حفظ مسائل امنیتی و حفاظتی هموطنان مقیم خارج از کشور ،آقای زارع و خانواده اش در محل امنی دور از دسترس عوامل رژیم بسر میبرند.با ۴۶ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش سیاستلینک مستقیم

ایران قهرمان جام جهانی کشتی آزاد شد

تیم ملی کشتی آزاد ایران در فینال جام جهانی کشتی آزاد با شکست شش بر یک تیم روسیه، برای دومین سال پیاپی قهرمان جام جهانی شد. در فینال این مسابقات که در ورزشگاه آزادی برگزار می شد، حسن رحیمی (۵۵ کیلوگرم)، مسعود اسماعیل پور (۶۰ کیلوگرم)، صادق گودرزی (۷۴ کیلوگرم)، احسان لشگری (۸۴ کیلوگرم)، حامد تاتاری (۹۶ کیلوگرم) و کمیل قاسمی (۱۲۰ کیلوگرم) بر حریفان خود پیروز شدند و فقط مهدی تقوی (۶۶ کیلوگرم) مغلوب حریف روس خود شد. در تاریخ این مسابقات که از سال ۱۹۷۳ برگزار می شود ایران و روسیه (دو بار در قالب تیم شوروی) هفت بار مقابل هم در فینال قرار گرفتند که امسال برای اولین بار ایران توانست در فینال روسیه ر ا شکست دهد و به چهارمین قهرمانی خود در این مسابقات دست یابد.با ۱۹ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش ورزشلینک مستقیم

مقایسه کوتاه آماری سال اول و آخر ریاست احمدی نژاد بر دولت

علی مزروعی
خوانندگان را به مشاهده و مقایسه  برخی از شاخص های عینی فرا می خوانم

 اصولاً در بسیاری از موارد این مردم عادی اند که با گوشت و پوست و استخوان خود مشکلاتی را که توسط حاکمیت مستقر و مدیران عالی برای آنها ایجاد می شود احساس می کنند و با آن دست و پنجه نرم می کنند.
لذا بدون آنکه توضیح بیشتری بدهم، خوانندگان - و همه ی مدیران حاضر در حاکمیت را که اندک بهره ای از انصاف برده اند - را به مشاهده و مقایسه برخی از شاخص های عینی فرا می خوانم که در لابلای آن می شود آشکارا به عملکرد هفت-هشت ساله دولتی پی برد که بارها و بارها توسط بسیاری از مقامات عالی به کم نظیرترین و بهترین ها ستایش شده است و با شعار گسترش عدالت اجتماعی  و حمایت از مستضعفین بر سرکار آمد.

یادآورمی شود که در این دوران، برپایه آمار رسمی درآمد نفتی ۵۵۷ میلیارد دلاربوده است که بیش از نیمی از کل درآمدی است که ایران در تاریخ ۱۰۴ ساله نفت بدست آورده است. در ضمن در این مدت دولت جهت جبران مخارج خود ۳۵۶ هزار میلیارد تومان اسکناس بدون پشتوانه کافی انتشار داده است:
 

 

  نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.

تقاضای پناهندگی سیاسی یک دیپلمات بلند پایه ایرانی در نروژ

یک دیپلمات بلند پایه ایرانی که در سفارت جمهوری اسلامی ایران در نروژ مشغول به کار بود، خود وخانواده اش، تقاضای پناهندگی سیاسی کردند.

به نوشته داگبلادت این دیپلمات سالها در سفارت ایران حضور داشته است. وی در دسامبر سال گذشته تصمیم به ترک سمت خودکرده و از دولت نروژ تقاضای پناهندگی نموده است.

یورگن لودال وکیل این دیپلمات به روزنامه گفته است که وی مایل نیست از دلایل پناهنده گی خود برای رسانه ها سخن بگوید.

به گفته وکیل وی ترجیح می دهد که برای حفاظت از خود و خانواده اش نمی خواهد دلایل تقاضای پناهندگی اش را فاش کند.

طبق این گزارش دیپلمات بلند پایه ایرانی از پایان سال گذشته زندگی مخفی خود را در نروژ آغاز کرده است. زیرا نسبت به آینده خود نگران بوده است.لودال وکیل این دیپلمات می گوید او اکنون در انتظارتصمیم اداره مهاجرت نروژ به سر می برد.با ۴۳ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش سیاستلینک مستقیم

جدا شدن یک دیپلمات دیگر از رژیم جمهوری اسلامی

گزارش دریافتی: با احترام باستحضار هموطنان میرساند : بنا بر اعلام مقامات نروژ ، یک دیپلمات سفارت جمهوری اسلامی ایران در اسلو،از دولت نروژ تقاضای پناهندگی نموده است.اخبار تکمیلی این رویداد متعاقبا باستحضار هم میهنان گرامی خواهد رسید.
کمپین سفارت سبز
http://www.dagbladet.no/2013/02/22/nyheter/innenriks/diplomati/iran/avho...با ۴۳ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش سیاستلینک مستقیم

لینکلن و آرگو؛ رقابت هالیوود با سیلیکون ولی به کجا می‌رسد؟

مقصود صالحی
بی بی سی

هر کدام از اعضای آکادمی اسکار، که از اعضای برجسته بزرگترین صنعت سینمای جهان در هالیوود هستند، اگر بخواهد نام استیون اسپلبرگ را به عنوان بهترین کارگردان و یا لینکلن را به عنوان بهترین فیلم روی برگه رای گیری اسکار بنویسد لحظه ای با سئوالی که مخاطبان عادی سینما هم به ذهنشان رسیده در گیر می شود: باز هم اسپلبرگ؟ آیا این انتخابی محافظه کارانه یا کسل کننده نخواهد بود؟
اگر فیلم های مراسم اسکار در ۲۰، ۳۰ سال گذشته را نگاه کنید هر بار اسپلبرگ با لباس فاخری که هم کلاسیک و مجلسی است و هم نیم نگاهی به مدهای آن سال دارد در مراسم حاضر است.
در ۱۹۹۳ وقتی اسپلبرگ بعد از سه بار نامزدی در رشته بهترین کارگردان و دوبار نامزدی بهترین فیلم، برای گرفتن هر دوی این جایزه ها با فهرست شیندلر به صحنه رفت، هنوز شلوار پارچه ای ساسن دار و کمی گشاد تر از حد نیاز مد بود.
بار بعد وقتی آقای اسپلبرگ در ۱۹۹۹ برای کارگردانی "نجات سرجوخه رایان" روی سن کداک تیاتر رفت، لباسش کمی به مدهای امروز نزدیک تر شده بود.
در ۱۴ سال اخیر اسپلبرگ "مونیخ"، "هوش مصنوعی"، "گزارش اقلیت" و "اسب جنگی" را ساخته، حتی فیلم کم ادعایی از او مثل "اگر می توانی من را بگیر" وارد فرهنگ سینمایی مخاطبان جدی سینما شده است اما چه چیز بعد از ۱۴ سال او را مدعی اصلی اسکار کارگردانی کرده است؟ آیا کیفیت سینمایی لینکلن تا این حد بالاتر از "هوش مصنوعی" یا "گزارش اقلیت" است؟
جایزه اسکار مشهورترین جایزه سینمایی جهان است. چایزه ای که نه دولتی است نه هیئت داوران محدودی دارد که نظراتشان قابل پیش بینی باشد یا نیازی به اجماع داشته باشند و حرف رئیس جشنواره یا رئیس هیئت داوران را فصل الخطاب بدانند.
اعضای آکادمی با انتخابشان قدرتی به برندگان می دهند و برای آینده صنعت و حرفه شان پیامی می فرستند. از این جهت اسکار می تواند تا اندازه ای در شناخت هالیوود و اولویتهای صنعت فرهنگ سازی اش موثر باشد.
هالیوود امروز هنوز با چالش تهدید مالکیت معنوی از طریق دانلود غیر قانونی و بحران مالی جهانی دست و پنجه نرم می کند. هر دوی اینها چالشهای کهنه ای هستند و اگرچه به دغدغه های کمپانی های بزرگ افزوده اند، راههای مقابله و مبارزه با آنها آشکار شده است.
سرمایه گذاران و گردانندگان پر قدرت هالیوود به همان درصد اندکی از مردم جهان که بخش عمده ثروت را در اختیار دارند تعلق دارند. بانکهای اصلی وال استریت که در مبادلات سرمایه هالیوود نقش دارند تونسته اند بعد از شروع مهیب بحران اقتصادی در سال ۲۰۰۷، کنترل اوضاع را در دست بگیرند. سهم بانکهای بزرگ از ثروت آمریکا نه تنها در این مدت کمتر نشده است بلکه بر خلاف خواست مردم ورشکسته و ژست دولتها، سرمایه این بانکها از ۳۷% ثروت آمریکا به ۴۴% رسیده است.
با آمدن فیلمهای سه بعدی، مبارزه با سایتهای غیرقانونی و شبه قانونی دانلود فیلم و تبلیغ مدام بر علیه دانلود، این بخش هم مشکل عمده ای برای هالیوود ایجاد نمی کند.
چالش جدید، چالش هالیوود با سیلیکون ولی، به عنوان یک متصدی ارائه فرهنگ آمریکایی است. سئوال اینجاست که امروز هالیوود ابزارهای پرقدرت تری برای به نمایش گذاشتن ارزشهای فرهنگی سرمایه داری دارد یا شبکه های اجتماعی؟
برای شکل دادن به سلیقه های مخاطبان و به طور کلی هژمونی فرهنگی آمریکایی، یوتیوب یا فیس بوک ابزارهای کارآمدتری هستند یا شبکه ذاتاً سنتی هالیوود؟
شبکه ای مثل یوتیوب فقط یک محمل ارائه نیست: شما می توانید با به اشتراک گذاشتن های متعدد یک کلیپ بر روی صفحات اختصاصی تان مثل یک برنامه گذار یا نمایشگاه گردان، نگاه خودتان را تبلیغ کنید.

بر عکس هالیوود که ایده گنگی از توده های تماشاگر دارد، آن هم تنها با ملاک فروش یا دوایر بازاریابی کمپانی ها، یوتیوب یا فیس بوک می توانند مستقیم با مصرف کننده شان در ارتباط باشند.

به علاوه، خود یوتیوب، علاوه بر آنچه شما قصد داشتید ببینید، به شما پیشنهادات متعددی می کند که این پیشنهادات می تواند مبلغ فرهنگی خاص باشد.
بر عکس هالیوود که ایده گنگی از توده های تماشاگر دارد، آن هم تنها با ملاک فروش یا دوایر بازاریابی کمپانی ها، یوتیوب یا فیس بوک می توانند مستقیم با مصرف کننده شان در ارتباط باشند. به شما ایمیل بفرستند و وقتی حوصله تکان خوردن از تختخوابتان را ندارید، شما را به دیدن یا خواندن محتوایی خاص ترغیب کنند.
در این محصولات سیلیکون ولی هر کلیک مصرف کننده یک الگوی رفتاری و در نهایت یک فرهنگ را در بانکهای اطلاعاتی این شبکه ها ذخیره می کند.
تغییر الگوهای مخاطب
شبکه های اجتماعی و به اشتراک گذاری الگوهای مخاطب هالیوودی را هم تغییر می دهند. اگر فرض بگیریم مخاطب معمول هالیوود به فیلمنامه های سه پرده ای و متکی بر نقاط عطف عادت دارد، مخاطب یوتیوب می تواند چندین داستان، یا مجموعه تصاویر را به دلخواه خودش در امتداد هم یا به طور موازی ببیند، می تواند داستان را عقب و جلو ببرد یا یک متن، موسیقی یا مجموعه تصاویر را در شبکه شخصی اش ذخیره کند و بارها تماشا کند.
در این شرایط که ناشران چند ملیتی، روزنامه ها (مثلاً مجله قدرتمندی مثل نیوزویک)، فروشگاههای زنجیره ای کتاب و موسیقی آخرین قربانیان سیلیکون ولی بوده اند، هالیوود باید اولاً کارآمدی ابزارهای سینمایی اش، چه امکانات مادی تولید و چه سرمایه های هنری مثل شیوه های روایت گری سینمایی، را نشان دهد و ثانیاً با اتکا به اولی بتواند سرمایه غولهای صنایع نرم افزار و شبکه های ارتباطی سیلیکون ولی را به خود جذب کند.
قدرت نمایی هالیوود سنتی
لینکلن اسپلبرگ بهترین تلاش برای قدرت نمایی هالیوود سنتی است. یک فیلم سنتی در روایت، بازی و کارگردانی که برهه مهم و افتخار آفرینی از تاریخ آمریکا را به تصویر می کشد. لینکلن تلفیقی است از "آقای اسمیت به واشنگتن می رود" فرانک کاپرا که ۷۵ سال پیش ساخته شده و نمایشنامه های تاریخی شکسپیر مثل هنری پنجم.
"آقای اسمیت" داستان ناباورانه پیروزی یک خیرخواه در مجلس، از راه پایمردی فردی را نشان می دهد. صحنه ای از فیلم لینکلن که رئیس جمهور با تلگرافچی های کاخ سفید گّپ می زند درست مشابه صحنه گپ زدن هنری پنجم با لشکریانش در برهه حساس قبل از نبرد است.
میهن پرستی، برابری خواهی و نگاه لینکلن به آینده اگرچه نکته ی جدیدی به تاریخ بازنمائی هالیوودی آمریکا اضافه نمی کند، خصائل نیک بزرگمرد آمریکایی را با ارزشهای روایتگری هالیوودی در می آمیزد: یک فرد مصمم و شکست ناپذیر که بر موانع یک به یک فائق می آید.
حتی تاکید فیلم بر لابی گری سیاسی و جزئیات تاریخی هر جا لازم باشد در پای یک مونولوگ لینکلن کنار می کشد تا لینکلن/دی لوئیس بار تاریخ/ فیلم را با فرد گرائی روایت سنتی هالیوود به مقصد برساند.
آرگو هم درست در همین راه است: یک تریلر کلاسیک که نشان می دهد چه طور آدمی باهوش که از شوخ طبعی هم بی بهره نیست گروگانهای آمریکایی را از ایران آزاد می کنند، تا هم سرزمینش و هم وطنانش را نجات دهد، هم تحقق رویای ناممکن فرد را در فرهنگی که بر جاه طلبی بنا شده نشان بدهد.
تصویر اسپلبرگ از مخالفان لینکلن یعنی شخصیتهای تاریخی واقعی طرفدار برده داری مثل فرناندو وود یا حتی شخصیت خنثی ای مثل کلی هاوکینز کاملاً سیاه و سفید و تک بعدی است. بنابراین چه طور می توان از آرگو، تریلری که متکی بر دشمنی خارجی است که حتی کارگردان هم شناخت چندانی از آن ندارد، انتظار داشت تصویر منصفانه یا چند جانبه ای از ایرانیان نشان دهد؟
فیلم بیگلو و سرمایه سیلیکون ولی
اگر لینکلن تلاش می کند قابلیت اسطوره سازی کلاسیک هالیوود را به تازه واردهای فرهنگ مجازی نشان دهد،"۳۰ دقیقه پس از نیمه شب" مستقیم از سرمایه های سیلیکون ولی استفاده کرده است.
فیلم کاترین بیگلو در شرکت آناپورنا که یک شرکت فیلم سازی تازه تاسیس است تامین مالی شده. آناپورانا با تولید تقریباً همزمان استاد (پل تامس اندرسون) و "۳۰ دقیقه نیمه شب" امید جدید سینمای جدی هالیوود لقب گرفته است.
موسس آناپورانا پیکچرز مگان الیسن ۲۷ ساله است، که بخش عمده ای از سرمایه شرکت اش را پدرش لری الیسن تامین کرده. لری الیسن مدیر کمپانی نرم افزار اراکل و سومین ثروتمند آمریکا در سال ۲۰۱۲ است.
جدا از این که فیلم بیگلو چه دیدگاهی در باره شکنجه دارد، آیا شکنجه را ناگزیر و محتوم و ابزاری برای دست یافتن به شیطانی چون بن لادن می داند یا آن طور که بیگلو و بازیگر اصلی اش چستین اعتقاد دارند چاره ای جز نشان دادن شکنجه نداشته است؟ یا چه خوانشهای فمینیستی از حضور زنانه در مرکز فیلم می شود، فیلم قدمی در همکاری هالیوود و رقیب فرهنگی و صنعتی تازه اش بر می دارد.
انتخاب محافظه کارانه
غیبت نام بن افلک، کوئنتین تارانتینو و کاترین بیگلو در میان کاندیدهای بهترین کارگردانی نشان می دهد که اعضای آکادمی ترسی از یک انتخاب محافظه کارانه و کمی بیش از حد قابل پیش بینی ندارند مگر آنکه در آخرین لحظه رای گیری که سه شنبه شب گذشته به اتمام رسیده، تصمیم محیر العقولی گرفته باشند.
این تصمیم جدید می تواند بر هیجان مسابقه اسکار بیفزاید. غیرقابل پیش بینی بودن نهاد پاداش دهنده صنفی، نقش آکادمی را در بازاریابی هالیوود پر رنگ کند.
در عین حال انتخاب محافظه کارانه تر این است که در ازای جایزه اسپلبرگ، جایزه بهترین فیلم به آرگو برسد. تقسیم جوایز میان فیلمهایی که محبوب آمریکایی ها هستند و کارکرد فرهنگی شان در درون مرزهای آمریکا، از اهمیت شان در پیشبرد زبان سینما یا حتی افزودن به مجموعه فیلمهای ماندگار، بیشتر است.
اسکار ۲۰۱۳ می تواند شبیه به اسکار ۲۰۰۴ باشد: سالی که "هوانورد" اسکورسیزی، "عزیز میلیون دلاری" و "درخشش ابدی یک ذهن بی خدشه" که داستانهای غنی ای را روایت می کردند مسابقه را به "تصادف"، که مجموعه ای از مسائل فرهنگی آمریکایی را بررسی می کرد، واگذار کردند.
دنبال کردن مراسم یکشنبه شب فارغ از تمام گمانه زنی ها و تحلیل ها درباره سینما، صنعت یا هنر، و آینده بزرگترین تولید کننده رویا در قرن گذشته، یک لطف دیگر هم دارد: این بار خیاط آقای اسپلبرگ و دیگر صنعتگران پرآوازه هالیوود چطور میان ملزومات یک لباس شیک و مجلسی و مدهای روز توازن برقرار می کنند؟

خوشحالی به سبک رئیس جمهور

احزاب و شخصیت‌ها - رییس‌جمهور مسابقات فینال جام جهانی کشتی آزاد را حضورا در استادیوم 12 هزار نفری مجموعه ورزشی آزادی به تماشا نشست. خوشحالی او از پیروزی کشتی‌گیران کشورمان را خبرگزاری‌های مختلف به تصویر کشیده‌اند.

عواقب تاریخی سرکوب اراده ملی: درسی از افول ستاره سرخ بر فراز اروپا

محمود صدری
حصر افراد و سرکوب اجتماعات تنها برای چند صباحی برای حاکمان کارساز است

راه‌های طی شده ۳۸
عواقب تاریخی سرکوب اراده ملی: درسی از افول ستاره سرخ بر فراز اروپا
***

حصر افراد و سرکوب اجتماعات تنها برای چند صباحی برای حاکمان کار ساز است؛ و شاهد مثالی آموزنده تر از سرنوشت اروپای شرقی و مرکزی در توضیح این امر نمی یابیم.

در پی جنگ جهانی دوم، مارکسیست‌ها و استالینیست‌های احزاب کمونیست محلی که تصور می کردند با انتخابات آزاد بر سر کار خواهند آمد با این واقعیت تلخ مواجه شدند که در چارچوب قواعد دموکراتیک در اقلیت محض قرار دارند. در انتخابات نوامبر ۱۹۴۵ مجارستان تنها ۱۷% آرا را بدست آوردند و در انتخابات ژانویه ۱۹۴۷ چنان شکست مفتضحانه‌ای از "حزب روستائیان" لهستان (برهبری قهرمانان جنگ آزادیبخش لهستان) خوردند که ناچار شدند نتایج انتخابات را آشکارا مهندسی کرده وارونه جلوه دهند. تمسک به این قلدری‌ها ناشی از آگاهی شوروی نسبت به عدم امکان حفظ مناطق تحت نفوذ خویش با تمکین آزدانه ملت‌ها بود . از آن پس نه تنها دولت‌ها بلکه تمامی مجامع مدنی از قبیل تعاونی ها، کلوپ ها، مدارس، و کلیسا‌ها یا مضمحل و یا در سیستم تمامیت گرای دولتی استحاله شدند. یک نمونه آن شبکه‌ای بنام "اتحادیه زنان"[۱] بود که در سال ۱۹۴۵ برای کمک به آوارگان جنگی در لهستان پدید آمده بود ولی در عرض ۵ سال از صدر تا ذیل آن تبدیل به شاخه‌های محلی حزب کمونیست آن کشور شدند و این سناریو در اقصا نقاط اروپای مرکزی و شرقی به کرات اجرا شد و در نتیجه همه مظاهر استقلال ملی و تداوم حیات سنتی اروپای مرکزی و شرقی بتدریج مسخ شده به نسخه‌های ناقص و ناشیانه‌ای از الگوی شوروی تبدیل گشتند که هدفشان تربیت انسانهای مومن به سوسیالیسم شرقی یا "انسان شوروی"[۲] بود. خیزش‌های ملی بر علیه این سیاست سرکوب و اشغال سرتاسری منطقه تحت نفوذ شوروی در مجارستان (۱۹۵۳) و چکسلواکی (۱۹۶۷) با تانک‌های روسی و تفنگ‌های دولت‌های فرمانبر محلی سرکوب شدند. در ظاهر چنین بنظر می رسید که پیروزی استبدادی که بنام رستگاری توده‌ها و مبارزه با فاشیسم بر این ملت‌ها چیره شده تام و خدشه ناپذیر است. روزنامه ای، کتابی، رادیو و تلویزیونی، حتی شب نامه‌ای نبود که از نظارت سازمانها و سرویس‌های امنیتی مصون مانده باشد. بظاهر همه یک شعار می دادند و به طنین یک مارش نظامی رژه می رفتند.

اما همه این ظواهری که در نیمه دوم قرن بیستم بر بخش عمده‌ای از اروپا حاکم بودند سر انجام پوشالی بودن خویش را در معرض دید جهانیان نهادند. آزادی به محاق رفته، رهبران محصور و به تبعید رفته، و مردم عادی کوچه و خیابان مانند جویبار مترنمی که راه خویش را از میان سنگلاخی عبوس بیابد دیوار‌های زندانشان را خراشیدند و تراشیدند تا آنکه سرانجام دیوار برلن را با داس و تبری که ۵ دهه در خانه‌هایشان زنگ می زد درهم شکستند.

چگونه این پیروزی محقق شد؟ اخیرا مورخ مبرز خانم آن اّپِل باوم کتابی تحت عنوان "پرده آهنین: سرکوبی اروپای شرقی از ۱۹۴۴ تا ۱۹۵۶" نگاشته که در آن سیر مبارزات مردمی بر علیه استبداد محلی و حکومتی را پیگیری کرده است.[۳] می نویسد: "استالینیسم با تمامیت گرائی‌اش تخم نابودی خود را در سرزمین‌های تحت تسلطش پاشید." هر سیستم تمامیت خواه و توتالیتری که بخواهد همه ابعاد شخصی و عمومی ملی را کنترل کند، با این معما مواجه می شود که نه تنها ابعاد مخفی و حاشیه‌های خاکستری بلکه سازمانهای مورد اعتماد آن نیز کم کم از افراد بی‌اعتقاد به آن پر می شوند. هر رژیمی که حرکت‌های شخصی وغیر سیاسی، را سیاسی بیانگارد و سرکوب می کند، خواه و نا خواه هر ژست و تصمیم فردی را به حرکتی سیاسی تبدیل کرده است. در اروپای شرقی عدم شرکت در هر برنامه رسمی، حال به هر بهانه ای، مقاومت و تمرد سیاسی محسوب می شد. هر گونه مظهر حیات غربی از موسیقی جاز گرفته تا عینک‌های "مک آرتوری" (که به تقلید از ژنرال معروف آمریکائی در جنگ جهانی دوم محبوبیت یافته بود) [۴] نشانه غرب زدگی، فریب خوردگی در برابر بی‌بند و باری سرمایه داری قلمداد می شد اما همین زاویه دید دولتی مقاومتی در مردم ایجاد کرد که دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی قادر به کنترل آن نبودند. خانم اپل باوم نتیجه می گیرند که "شخصیت تمامیت گرا"[۵] به سادگی در ملتهای تحت ستم درونی نمی شود. حتی هنگامی که مردمی به نظر مطیع رهبری می آیند، با اشارات فردی و گروهی،جوک ها، کاریکاتور ها، و دیوار نویس‌ها (و حال رسانه‌های فردانی) به حیات خویش ادامه می دهند و روزی به یکدیگر خواهند پیوست و بساط ظلم را در هم خواهند ریخت.

همتای توصیفی کتاب تحلیلی خانم اپل باوم کتاب خاطرات خانم هلن مری زابلیاست که تحت عنوان: "تنها گزینه من: مجارستان از ۱۹۴۲ تا ۱۹۵۶"[۶] منتشر شده و داستان زندگی او در گذر از فاشیسم به کمونیسم و سر انجام به استقلال و آزادی ملی است. در کلماتی که ترجمه آنها را در اینجا می آورم عمق احساسات آزادی جویانه مولف را احساس می کنیم:
 
این سه کلمه: "بسر خودم آمده" موثر‌ترین کلمات زبان بشر محسوب می شوند. این کتاب حماسه آزادی طلبی است که با حیات یک دختری ۷ ساله مجارستانی عجین می شود و او را تا بلوغ و مادری دنبال می کند. نازیسم و کمونیسم به یک میزان بیرحمند. هر دو زندگی را به تنازع برای بقا تبدیل می کنند. داستان زندگی ما، همانند سرود اپرائی است که قهرمان اصلی صحنه‌اش خودمان هستیم اما شعر آن در حین اجرا سروده می شود. [۷]
 

این الگو و سیر تاریخی را با تاریخچه ایران معاصر مقایسه کنیم و از شباهت‌های آن با شرایط کشورمان درس بگیریم.[۸] ببینیم چگونه سازمانهای داوطلبانه‌ای که قبل از انقلاب با آن همدل و همفکر بودند ابتدا با دل و جان به آن پیوستند و آنگاه بتدریچ به سنگر‌های مقاومت در برابر استبداد فزاینده رژیم تبدیل شدند. چگونه "انجمن‌های اسلامی" در دانشگاه ها، و سازمانهائی مانند "تحکیم وحدت حوزه و دانشگاه" بر خلاف اسم و مسمای حکومتی در بدو تاسیسشان، خود به کابوس دستگاههای امنیتی تبدیل شدند. چگونه دختران و پسران با حفظ ظاهر استاندارد حکومتی با دست بردن در هر آنچه می توانستند، از پوتین سربازی و ملیله دوزی روسری دختران گرفته تا خط اصلاح و روغن موی پسران (که در کشور‌های آزاد جهان تصمیم‌های پیش پا افتاده فردی هستند) پانتومیمی به گستردگی فضای مدنی کشور بر پا کردند و استقلال فردی و نسلی خویش را به رخ خاص و عام کشیدند. این انگیزه کم هزینه "خویشتن بودن" برای آحاد ملت (مانند عینک مک آرتوری و موسیقی جاز در آنسوی حصار آهنین اروپا) برای دستگاه‌های امنیتی بسیار پر هزینه و در نهایت خرد کننده است زیرا ابتکار عمل را بدست شهروندان بی‌شمار می دهد. حکومت و عاملان آن هر منفذی را که می بندند دهها منفذ دیگر را گشوده می بینند. هر سازمانی را که سرکوب می کنند اراده ملی از سازمان دیگری که تا آن زمان امن و حتی مدافع خویش می پنداشتند متجلی می شود. هر حزبی را که می بندند، هر روزنامه‌ای را که تعطیل می کنند، هر کاندیدائی را که با نظارت "استصوابی" از حقوق مدنی و سیاسی خویش محروم می کنند اعتراض از جای دیگری بر می خیزد تا بدانجا که مهمترین خطر در برابر استبداد سیاسی فعلی در ایران در جنبشی جلوه می کند که رهبرانش (نخست وزیر و رئیس مجلس سابق همین رژیم) می بایست مطمئن‌ترین وفاداران به آن بوده باشند. این است آنچه "فتنه"‌اش می نامند و قلب قدرتمندان نظام را بدرد و لرزه در می آورد، و مانند زورمندان اروپای شرقی با محدودیت‌های قدرت تمامیت طلب خویش روبرو می کند؛ تا آنجا که سراسیمه و بدون التفات به اعتراف نهفته در گفتارشان اصلاحات و جنبش سبز با انقلاب‌های نرم یا رنگین اروپا مقایسه می کنند و ندانسته پای خویش را در چکمه‌های قلداران خدا نشناس اروپای شرقی می یابند و سوگند‌های سخت می خورند که آنچنان که آنها بازی خوردند بازی نخواهند خورد. همین عصبانیت ها، همین هشدار ها، همین به خودی و بیگانه شک داشتن ها، همین خودی دیروزی را کافر امروزی خواندن‌ها نشان مستعجل بودن دولت غاصبان حقوق مدنی مردم است.
 

منابع و پانوشت ها: 
[1] "Women’s League"
 
[2] “homo sovieticus”
این اصطلاح را نخست طنز نویس روسی الکساندر زینویف ضرب زد ولی بعدا صنف رسمی نویسندگان شوروی آنرا جدی گرفتند و بال و پر به آن دادن را تحت عنوان: انسان جدید شوروی" از ابعاد رسمی "رئالیسم سوسیالیست" تلقی کردند. انتشارات پروگرس مسکو ده ها جلد از این گونه رمان ها را به فارسی ترجمه کرده در دسترس نسل ما می گذاشت. بیاد دارم چندین جلد از این رمان ها را در قفسه خاصی از کتابخانه ام در تهران داشتم. در واقع البته "این چنین شیری خدا هم نافرید". نه در شوروی و نه در اروپای شرقی. انسان شوروی، انسان مومن به آرمانهای برنامه های 5 ساله و سوسیالیسم علمی در همان رمان ها ماند و بعد ها بوسیله نوابغی مانند پاسترناک، سولژنیتسین، و بولگاکف تشت رسوائی اش از بام افتاد.
 
[3] Anne Applebaum, “ Iron Curtain: The Crushing of Eastern Europe 1944-1956”, Doubleday, 2012
 
[4] “Makarturki”
 
[5] “Authoritarian personality”
 
[6] Helen Szablya, My Only Choice: 1942-1956 Hungary, Great Space Independent Publishing Platform, 2013.
 
"It happened to me!” are the most powerful words in the human language. ”My Only Choice" is the story of what happened to me! It is the pursuit of freedom as lived through the coming of age journey of a seven year old little girl who becomes a woman and mother in Hungary. Nazism and Communism are equally cruel; life is a matter of survival. Our life is a libretto in which we play the lead, but the script has to be invented as we live it."
 
[7] کتاب دیگر خانم زابلیا "افول ستاره سرخ" عنوان دارد که بخشی از عنوان این مقاله را نیز تشکیل می دهد.
Helen Szablya, The Fall of the Red Star, Boyd Mills Press, 2002
 
[8] هر چند تفاوتهای آنهم آموزنده اند. در ایران، بر عکس اروپای شرقی، ارباب برون مرزی مانند شوروی وجود ندارد. آنچه از نظر تاریخی در ایران می گذرد "از ماست که بر ماست": نتایج در حال تفصیل یابی مبارزات آزادیخواهانه و هویت طلبانه صد ساله ملت ماست.

نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.

«یعنی همه‌ی ایرانی‌ها این قدر خوش تیپ هستند؟» / پیشنهاد تصویری آغاز هفته‌ی "کافه سینما": مردم نازنین ایران از دیدگاه عکاس آمریکایی، همراه با توضیحات عکاس و واکنش مردم سراسر جهان / عکس‌ها را ببینید و کامنت‌ها را بخوانید + یادداشت امیر قادری

کافه سینما-پیشنهاد امیر قادری: چند روزی است جشنواره‌ی فیلم فجر تمام شده، اما تماشای تصاویر این عکاس نیویورکی مبهوتم کرد. این پیشنهاد اول هفته‌ی کافه سینماست. نگاه هنرمند آمریکایی به مردم ایران. از مجتمع‌های خرید شمال تهران تا خانم‌های مسن روستاهای شمال. توضیحات آقای عکاس را بالای هر تصویر بخوانید و کامنت‌های مردم سراسر جهان را که پای هر عکس نقل شده، دنبال کنید. این مردم دوست داشتنی و نازنینی هستند که بازتابی در فیلم‌های کشورشان، به همین سادگی و صداقت و سلیقه و شفافیت ندارند، اما این فرصتی است برای یک بار دیگر دیدن‌شان. وقتی مردمی از کشوری دیگر به ما، مردم نگاه می‌کنند و از میان داده‌های فرهنگی دیگر، زیبایی‌های‌مان را می‌بینند. با تماشای این تصاویر، و خواندن نظرهای عکاس و مردم آمریکا (و احتمالا چند کامنت از دیگر مردم دنیا)، با لذت، اشک ریختم. بهترین محصول رسانه‌ای که در چند وقت اخیر دیده‌ام. ممنون از فراهم‌آورندگان‌اش.

گمانه‌زنی‌های زودهنگام در مورد نامزدهای انتخابات سال ۹۲

حدود چهار ماه مانده به یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری از ده‌ها نفر به عنوان کاندیداهای احتمالی این رقابت‌ها نام برده می‌شود. از هم اکنون طیف‌های مختلف اصولگرا رقابت آشکار و پنهان را آغاز کرده‌اند.
مطابق قانون تبلیغات انتخاباتی پیش از نهایی شدن فهرست نامزدهایی که شورای نگهبان صلاحیتشان را تایید کرده باشد ممنوع است.

به گزارش خبرگزاری ایسنا حسنعلی نوری، مدیرکل دفتر انتخابات وزارت کشور روز پنج‌شنبه، ۳ اسفند گفته است: بیشترین تخلفات انتخاباتی مربوط به تبلیغات زود هنگام است، که متاسفانه ما هنوز در این رابطه خلاء قانونی داریم.

«قالیباف آماده انتخابات می‌شود»

بخشی از اصولگرایان پیشتر اعلام کرده‌اند که برای جلوگیری از تشتت در میان گروه‌های این جناح ائتلافی سه نفره از محمدباقر قالیباف، علی اکبر ولایتی و غلامعلی حدادعادل تشکیل شده که در نهایت یکی از آنها به عنوان نامزد اصلی معرفی شود.

این ائتلاف هنوز به درستی شکل نگرفته که ۵۰ نماینده مجلس پس از دیدار سه‌شنبه شب با شهردار تهران خبر دادند که قالیباف قصد کرده از این ائتلاف خارج شده و نامزد انتخابات ریاست جمهوری آینده شود.

حسین مظفر، رئیس ستاد انتخابات ائتلاف سه‌گانه در گفتگو با خبرگزاری مهر گفته است اعلام کاندیداتوری قالیباف شایعه است. قالیباف شامگاه جمعه، ۴ اسفند بدون تکذیب صریح نامزدیش در انتخابات به خبرگزاری مهر گفته که ائتلاف سه‌گانه یک "ائتلاف ایمانی و عقیدتی است" و هر سه عضو همچنان به آن پایبند هستند.

مهرداد لاهوتی، یکی از نمایندگانی که به دیدار شهردار تهران رفته به خبرگزاری فارس .فته بود که نمایندگان در این نشست از قالیباف خواستند تا ابهام‌ها در مورد حضورش در انتخابات را برطرف کند و "از سخنان او چنین برداشت کردم که خودش را آماده کرده تا در انتخابات شرکت کند."  

نامزدی فلاحیان، متهم دو پرونده ترور

شامگاه پنج‌شنبه، ۳ اسفند نمایندگان ۱۵ تشکل عضو "جبهه پیروان خط امام و رهبری" پس از یک دوره بحث و تبادل نظر به رای‌گیری در مورد نامزدهای پیشنهادی گروه‌های تشکیل دهنده این جبهه پرداختند.

کمال‌الدین سجادی، سخنگوی جبهه پیروان صبح جمعه به خبرنگاران گفت در پی رای‌گیری شب گذشته، منوچهر متکی، محمدرضا باهنر و یحیی آل‌اسحاق به عنوان کاندیداهای مورد نظر این جبهه به "جامعه اصولگرایان" معرفی می‌شوند.

به گزارش خبرگزاری فارس سجادی ابراز امیدواری می‌کند که گروه‌های مخنلف اصول‌گرا در نهایت " فرایندی را طی کنند که مورد اجماع همه آنها باشد" و به یک کاندیدای واحد برسند.

روز دوشنبه، ۳۰ بهمن علی فلاحیان، وزیر سابق اطلاعات نیز از شرکت خود در انتخابات خبر داد و به خبرنگاران گفت: درخواست‌های مردمی از بنده به حد نصاب رسیده و کاندیداتوری‌ام در انتخابات ۹۲ قطعی است.

فلاحیان که به اتهام مشارکت در ترور میکونوس در آلمان و انفجار مرکز همیاری یهودیان در آرژانتین تحت تعقیب پلیس بین‌المللی (اینترپل) است می‌گوید ایجاد "دولت الکترونیک و سوق دادن صنعت کشور به سوی فرا صنعتی" از برنامه‌های انتخاباتی او هستند.

هیاهوی اصولگرایان، حرکت خاموش دولتیان

در میان طیف دیگری از اصولگرایان که در جبهه پایداری فعالیت می‌کنند نیز زمزمه‌هایی از نامزدی احتمالی سعید جلیلی، دبیر شورای عالی امنیت ملی و کامران باقری لنکرانی، وزیر بهداشت دولت نهم به گوش می‌خورد.

هسته‌ای اصلی جبهه پایداری که محمد تقی مصباح‌یزدی رهبر معنوی آنها محسوب می‌شوند همکاران سابق محمود احمدی‌نژاد تشکیل می‌دهند که اکنون در شمار منتقدان دولت قرار دارند.

مطابق گمانه‌زنی‌ها نامزد اصلی نزدیکان دولت اسفندیار رحیم‌مشایی، رئیس دفتر سابق احمدی‌نژاد است که احتمال بسیار می‌رود در صورت نامزد شدن تایید صلاحیت نشود.

غلامحسین الهام، عضو دیگری از کابینه و از افراد حلقه نزدیک به رئیس دولت است که نامش به عنوان نامزد احتمالی طرفداران احمدی‌نژاد مطرح شده است. از این جریان تاکنون هیچ کس به صورت علنی در مورد شرکت در رقابت‌های انتخاباتی موضعی نگرفته است.

گمانه‌زنی در مورد نامزدی محقق داماد

خبرگزاری ایسنا، جمعه ۴ اسفند از قول حسن روحانی، دبیر پیشین شورای عالی امنیت ملی و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام نوشت: برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری در حال رایزنی با بزرگان هستم و هر زمانی که به نتیجه نهایی رسیدم، اعلام خواهم کرد.

در این میان ابهام در مورد حضور چهره‌های شاخص اصلاح‌طلبان در میان نامزدان انتخاباتی یازدهمین دوره ریاست جمهوری بسیار زیاد است. از این جناح، دو نامزد معترض به نتایج انتخابات سال ۸۸، مهدی کروبی و میرحسین موسوی از دو سال پیش در بازداشت خانگی هستند.

در حالیکه بسیاری از رهبران اصلاح‌طلب، از جمله محمد خاتمی شرط حضور در انتخابات را آزادی زندانیان سیاسی و تضمین سلامت و آزادی انتخابات عنوان می‌کنند، مسئولان ارشد جمهوری اسلامی بارها اعلام کرده‌اند شرط بازگشت اصلاح‌طلبان به صحنه سیاسی "اعلام برائت" از موسوی و کروبی است.

به رغم این، روزنامه قانون در گزارشی می‌نویسد محمد خاتمی به شدت تلاش می‌کند مصطفی محقق داماد به کاندیداتوری ترغیب کند تا "شاید با حضورش در انتخابات معادلات را به نفع اصلاح‌طلبان تغییر دهد." تاکنون منبع دیگری از چنین تلاشی گزارش نداده است.

محقق داماد از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۷۳ رئیس سازمان بازرسی کل کشور بود و از آن زمان تاکنون بیشتر وقت خود را صرف فعالیت‌های دانشگاهی و تالیفی کرده است.

محکومیت محمد سیف زاده به شش سال زندان در پایان سپری کردن دو سال حکم پرونده اول

همسر و وکیل محمد سیف زاده با تایید حکم ۶ سال حبس این وکیل دادگستری به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت:« آقای سیف زاده امروز(۵ شنبه ۳ اسفند) در زمان ملاقات به من گفت که نامه ای به آقای آوایی، معاون رییس قوه قضاییه نوشته است و در آن نامه توضیح داده که اگر ایشان به عنوان مرجعی که امکان ارجاع پرونده را به یک دادگاه صالح از نظر خود آقای سیف زاده و بنا بر شرایط قانونی را دارند، پرونده را به آنجا ارجا ع دهند، در دادگاه شرکت می کنند و از خود دفاع ماهوی و شکلی می کنند اما اگر پرونده قرار باشد در همان شعبه دادگاه انقلاب باشد ایشان هیچ اعتراض به رای نخواهند کرد.»
فاطمه گلزار با اظهار تاسف از چنین حکمی گفت:« :«متاسفانه در آستانه روز وکیل، در آستانه سال جدید و در زمانیکه ما دیگر منتظر پایان محکومیت او بودیم و انتظار داشتیم ۵ فروردین به خانه برگردد متوجه شدیم که رای در زندان به او ابلاغ شده و متاسفانه به ۶ سال حبس محکوم شده است.»
همسر آقای سیف زاده در خصوص آخرین وضعیت جسمی و روحی او گفت:« از نظر جسمی خدا را شکر بعد از عمل سنگ شکن کلیه بهتر شده است. اما از نظر روحی بهرحال مشکل است پذیرش عملی که خلاف قانون باشد آنهم برای وکیلی که آگاه به قانون است. اما بهرحال از آنجا که مقید به اصول است و همیشه هم به شاگردانش از جمله به من همین مطلب را تاکید می کردند، پایش می ایستند و حتی گفتند اگر نیاز باشد اعتراض هم نمی کنند تا رعایت اصول قانونی را کرده باشند.»
محمد سیف زاده، وکیل و از موسسان کانون مدافعان حقوق بشر در آبان ماه سال ۸۹ به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق شرکت در تاسیس کانون مدافعان حقوق بشر ایران به ۹ سال زندان و ۱۰ سال محرومیت از وکالت محکوم شد که در نهایت دادگاه تجدید نظر حکم او را به دو سال حبس کاهش داد. او در اواخر فرودین ماه ۱۳۹۰ در شهر ارومیه به اتهام خروج غیر قانونی از کشور بازداشت شد. مدتی پس از بازداشت حکم نهایی دو سال حبس برای پرونده اولش صادر شد و او اکنون در حال سپری کردن حکم پرونده نخست خود است. با این حال در دوران حبس به دلیل نوشتن نامه های انتقاد آمیز و امضا بیانیه های جمعی در داخل زندان متهم به تبانی و اجتماع علیه امنیت ملی شد. چهار دادگاه برای رسیدگی به این اتهام او برگزار شد که هر بار او به دلیل غیر صالح دانستن دادگاه انقلاب حاضر به شرکت در آن و دفاع از خود نشد. در حال حاضر او بر اساس حکم دادگاه بدوی به ۶ سال حبس در مورد این پرونده محکوم شده است.
وکیل آقای سیف زاده در خصوص تکلیف پرونده سوم او که مربوط به خروج غیر قانونی از کشور می شود، با اظهار اینکه ابهام در اجرای مراحل قضایی این پرونده وجود دارد به کمپین گفت: «طبق پرینتی که درباره وضعیت محکومیتش چند وقت پیش آقای سیف زاده گرفتند و به من هم نشان دادند برایشان درباره این پرونده قرار منع تعقیب صادر شده بود و به همین دلیل ما امیدوار بودیم که ۵ فروردین به خانه برگردد. اما با مراجعه ای که به دادسرای اوین داشتم متاسفانه متوجه شدم که پرونده دوباره به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب برگشته است. ایشان لایحه ای نوشته بود که یک سری وسایلی که در روز دستگیری از او گرفته بودند و ربطی به جرم نداشته به خانواده برگردانده شود. من این لایحه را به دادسرا بردم اما آنجا متاسفانه متوجه شدم که پرونده دوباره به شعبه ۱۵ برگشته است. حتی به من گفتند که قرار منع تعقیب وجود نداشته است. من گفتم پرینتش را دیدم. گفتند نه قرار مجرمیت است و شما باید به شعبه ۱۵ مراجعه کنید. همین برای من ابهام دارد که وقتی من و همسرم پرینت قرار منع تعقیب را دیدیم چطور به قرار مجرمیت تبدیل شده است.»
فاطمه گلزار در خصوص وسایل ضبط شده از سوی ماموران نیروی انتظامی در زمان بازداشت محمد سیف زاده گفت که مقداری وسایل شخصی و نوشته هایش که نتیجه سال ها تحقیق و کار بوده است و ربطی به اتهام نداشته بوده است.
خانم گلزار خطاب به مسولان قضایی کشور گفت:« امیدوارم پایبند قانونی باشیم که در مجلس به تصویب می رسد و آرزوی من این است که روزی در کشورم در آستانه روز وکیل به وکلایی که مثل آقای سیف زاده نیاز به معرفی ندارند تقدیرنامه داده شود نه حکم محکومیت. امیدوارم این روز برسد.»
همسر و وکیل محمد سیف زاده همچنین در خصوص احتمال مرخصی این زندانی در تعطیلات نوروزی گفت:« مرخصی مستلزم تقاضا از سوی زندانی است و تقاضا از سوی خانواده زندانی پذیرفته نمی شود و از آنجا که همسرم بازداشتش را غیرقانونی می داند هیچ تقاضای تا به حال نکرده است. حتی در موارد موارد پزشکی ما چون نگرانشان بودیم تقاضا کردیم وگرنه خودشان می گویند من کلا تقاضای نمی کنم.»

پایان موفقیت آمیز اعتصاب ۱۲۰۰ کارگر نورد لوله صفا

۱۲۰۰ کارگر کارخانه نورد لوله صفا پنجشنبه سوم اسفند ماه با دریافت یک ماه از حقوق های معوقه خود دست از اعتصاب کشیدند.
به گزارش تارنمای اتحادیه آزاد کارگران ایران این کارگران روز سه شنبه اول اسفند، در پی عدم دریافت یک ماه حقوقی که به آنان قول داده شده بود تا روز ۲۵ بهمن پرداخت شود دست از کار کشیدند و تاکید کردند تا واریز قطعی این مبلغ، به اعتصاب خود ادامه خواهند داد.
در آخرین ساعات روز چهارشنبه، یک ماه از حقوق های معوقه کارگران (حقوق ماه مهر) به حساب آنان واریز شد و روز پنجشنبه کارگران به سر کار خود برگشتند و به اعتصاب خود پایان دادند.

زندان و شلاق برای مسعود صادقی، به جرم برگزاری گروه مطالعه تاریخ

مسعود صادقی از هواداران نهضت آزادی ایران است که به جرم برگزاری گروه مطالعه تاریخ به شش سال حبس محکوم شد. این دانش آموخته دانشگاه هنر از آبان ماه سال جاری در بند ۳۵۰ زندان اوین بسر می برد.
پدر مسعود صادقی در این زمینه به جرس می گوید: “مسعود از هواداران نهضت آزادی بود و گروه تاریخ را برگزار می کرد. اما یکدفعه اول اسفند سال ۸۹ بازداشتش کردند یعنی همان شبی که دخترش بدنیا آمد فردا صبح او را بازداشت و از خانه بردند. سه هفته در سلول انفرادی بود و اول برای او قرار پنجاه میلیونی صادر کردند که بعد به هفتاد میلیون افزایش دادند و بالاخره آزاد شد. تا اینکه نهم مهر ماه سال نود دادگاه او در شعبه پانزده انقلاب به ریاست قاضی صلواتی برگزار شد. در دادگاه به غیر از مسعود و وکیلش و قاضی هیچکس دیگر حضور نداشت.حتی من که پدرش بودم اجازه حضور در جلسه دادگاه را نداشتم. در نهایت هم ۲۵ مهر همان سال حکم شش سال حبس تعزیری و هفتاد و چهار ضربه شلاق برای او صادر کردند که عینا در دادگاه تجدید نظر تایید شد. خود مسعود در مقابل این اتهامات دفاع و اعتراض کرد اما فایده ای نداشت. خود مسعود نوشته است که متن را قاضی صلواتی خواند و او فقط توانسته یاداشت برداری کند و پرونده های امنیتی اینطور است.”
مسعود صادقی بهمراه جعفر گنجی و آرش نجبایی دو تن دیگر از علاقمندان نهضت آزادی ایران بعد از ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ بازداشت شدند و با اتهام مشابه در مجموع به هفده سال حبس تعزیری و شلاق محکوم شدند. مسعود صادقی به شش سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق، جعفر گنجی به پنج سال حبس تعزیری و آرش نجبایی هم به شش سال زندان محکوم شدند.
آقای صادقی با ابراز ناراحتی از این حکم ناعادلانه خاطرنشان می کند: “مسعود تقریبا همزمان با جعفر گنجی و آرش نجبایی بازداشت شد.اما دادگاه آنها با هم نبود و جداگانه برگزار شد. هفده سال حکم در مجموع برای آنها صادر شد. هیچکدام از آنها عضو نهضت نبودند تعجب من از این است که چرا چنین حکم سنگینی برای آنها صادر کردند. حتی برای خود اعضاء نهضت هم اینقدر حکم صادر نکردند که برای اینها چنین حکمی دادند.”
آقای صادقی در ادامه می افزاید: “یکی از اتهامات مسعود اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور و راه اندازی گروه مطالعه تاریخ وابسته به نهضت آزادی بود. فعالیت تبلیغی علیه نظام و توهین به مقام رهبری و توهین به رئیس جمهور هم از دیگر اتهاماتش بود حالا این اتهامات را چه جور به نهضت آزادی ربط دادند من هم نمی دانم. علاوه براینکه مسعود در هیچکدام از اجتماعات بعد از انتخابات شرکت نکرده و حتی عضو فیس بوک هم نبود.”
نهضت آزادی ایران یکی از قدیمی‌ترین احزاب سیاسی ایران است که مهدی بازرگان، محمود طالقانی و یدالله سحابی در سال ۱۳۴۰ آن را با تاکید بر هویت ایرانی و اسلامی و با هدف مبارزه با استبداد و کسب آزادی‌های اساسی مبتنی بر ارزش‌های اخلاقی و اسلامی پایه گذاشتند. اما مسئولین ایران فعالیت‌های نهضت آزادی را به دلیل «عدم اعتقاد به قانون اساسی»، به رسمیت نمی‌شناسد. این حزب سیاسی نیز در اردیبهشت سال ۸۸ با صدور بیانیه‌ای، موضع انتخاباتی خود را در حمایت از نامزدی میرحسین موسوی و مهدی کروبی، دو نامزد اصلاح‌طلب، اعلام کرد. پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران در خرداد ماه ۸۸ و بازداشت شماری از اعضای نهضت آزادی به دستور وزارت اطلاعات، از دی‌ماه ۸۸، فعالیت پایگاه‌های اطلاع‌رسانی مرتبط با این گروه سیاسی هم ممنوع و متوقف شد.

برخورد تحقیرآمیز با کارگران ساختمانی در هنگام صدور کارت مهارت‎

رئیس انجمن صنفی کارگران و بنایان ساختمانی استان تهران از واگذاری صدور کارت مهارت کارگران ساختمانی به معاونت اجتماعی شهرداری انتقاد کرد.
به گزارش ایلنا حسین ناطق در این باره گفت: بیمه شدن کارگران ساختمانی منوط به دریافت کارت مهارت از سازمان فنی و حرفه‌ای است، اما این امر مهم در شهر تهران به معاونت امور اجتماعی شهرداری واگذار شده است
او افزود: همه کارگران و بنایان ساختمانی شهر تهران طبق ماده ۱۸ قانون «بهبود مستمر فضای کسب و کار» برای بیمه شدن نیاز به تایید انجمن صنفی کارگران و بنایان دارند، این در حالی است که بصورت غیر قانونی سازمان فنی حرفه‌ای با بی‌توجه‌ای به این نهاد کارگری، برای صدور کارت مهارت با معاونت امور اجنماعی شهرداری تهران قرار داد منعقد کرده است.
به گفته این فعال کارگری، برخورد ناشایسته برخی از کارمندان شهرداری که مامور رسیدگی به صدور کارت مهارت کارگران ساختمانی هستند باعث اعتراض کارگران ساختمانی شده است.
رئیس انجمن صنفی کارگران و بنایان ساختمانی استان تهران ادامه داد: این کارمندان که وابسته به یک شرکت کاریابی هستند، با توهین به کارگران ساختمانی از وضعیت ظاهری و پوشاک آنان ایراد می‌گیرند و در مواردی درگیری‌های فیزیکی نیز ایجاد کرده‌اند. در چند مورد هم این کارمندان از بوی بدن کارگران ساختمانی ایراد گرفته‌اند و آنان را مورد تمسخر قرار داده‌اند.
ناطق اضافه کرد: معاونت اجتماعی شهرداری تهران این بخش از مسئولیت خود را که غیر قانونی است به یک شرکت کاریابی واگذار کرده و این شرکت مسئول ثبت نام کارگران شده است.
به گفته این فعال صنفی، دخالت بخش خصوص در زمینه صدور کارتهای فنی کارگران ساختمانی علاوه بر سود جویی باعث هرج و مرج در این حوزه شده است.
رئیس انجمن صنفی کارگران ساختمانی تهران در خاتمه تاکید کرد: طبق قانون، کارگران ساختمانی پس از تایید انجمن صنفی باید تنها در مراکز فنی و حرفه‌ای برای دریافت کارت مهارت آزمون بدهند و سپس با ارائه کارت مهارت به سازمان تامین اجتماعی از خدمات بیمه‌ای بهره‌مند شوند

حیواناتی که بر ما حکومت کرده‌اند(۶): سگ زرد مازندرانی

[علی لاریجانی]، آن سگ زرد مازندرانی، آن متنفر از میمون آرادانی، آن خواننده اشعار «مولانا»، آن چون «شمس تبریز» خاویر سولانا، آن نماد برتر ذلیلی، رئیس سابق سعید جلیلی، آن برادر شیخ صادق لاریِ«جانی»، شیخنا و مولانا کلب‌علی لاریجانی، متولد عتبات بود و در کودکی گنده‌لات بود و شبها در خرابات بود و در کار عذرخواهی و لیس زدن کفش مقامات بود... از روز نمایش فیلم فاضل لاریجانی در شهر فرنگ مجلس، کلب‌علی از فاضلاب بیرون نیامده و در دسترس نمی‌باشد!
سگ زرد که برادر شغال خاندان لاریجانی، شیخ صادق بود، ۹ ماه پس از زحمات بی‌دریغ آیت‌الله و حاج خانم والده در نجف به‌دنیا آمد، اما اولین سگ‌بیاری میرزا هاشم آملی بود! همکلاسی‌ها «کلب‌علی» نامش نهاده بودند.
دوران تحصیل را در تهران، کامپیوتر خواند و در قم، «قمپیوتر»!
علی لاریجانی در جوانی چنان که افتد و ندانی! شاگرد اول دانشگاه شریف بود و تمامی دانشجویان را حریف بود....با ۴۳ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش سیاستلینک مستقیم

خوشوقت از پشت پرده رفت

روزآنلاین - محمد رهبر: آیت الله خامنه ای، یاران بسیاری دارد که پرده نشین هستند و خواصِ سیاست آنها رامی شناسند و ازنفوذ شان با خبرند، یاران پرده نشین کمتر پایشان به رسانه ها می افتد و گاهی حجابِ عرفان و سیر و سلوک نیز بر سر می کنند و آن وقت که مرگ در می رسد، از میزان فغانها و ارادتها، شاید بتوان دانست که کدام سایه ازپشت پرده رفته و حالا آیت الله عزیز الله خوشوقت از دنیا رفته است و بیت رهبری سوگوار است، چه او از بستگانِ سببی بیت هم بود و سید مصطفی خامنه ای، دامادش.

اما گویا رابطه ی خوشوقت با آیت الله خامنه ای به کلی متفاوت بوده از حداد عادل که او هم از قضا پدر زن مجتبی خامنه ای است و هر چه حداد عادل، ریسمانی به گردن انداخته و مرید وار در پی رهبری است، خوشوقت قدری نیز مرادی می کرده و اگر حداد دو زانو در محضر ولی فقیه می نشسته اما در همین چند عکس معدود خانوادگی که از خوش وقت و خامنه ای انتشار یافته است، او را در کنار رهبری و با فراغ و خالی از هیبت زدگی دیگران در حضور مقام ولایت نشان داده است.

نمی دانیم که آیا رابطه ی خوشوقت با رهبر جمهوری اسلامی به سالهای دور باز می گردد و آنگاه که سید علی خامنه ای در جلسات درس علامه طباطبایی با هیاتی روشنفکرانه حضور پیدا می کرد و پیپی روشن می کرد و اهل مباحثه با علامه سیاست گریز بود یا که نه. اما دور نیست که باب آشنایی ازهمان جاها باشد و آیت الله خوشوقت که از همراهان و اولین شاگردانِ علامه طباطبایی بوده از همان جا این طلبه ی سیاسی را می شناخته که بیشتر اهل شعر و شاعری و سیاست ورزی بود تا فقه و اصول.

آیت الله خوشوقت، زاده ی تهران بود و تا دوم اسفند سال ۹۱ که درگذشت، ۸۶ سالی عمر کرد، با این حال در تمام عمر طول و دراز آیت الله، چندان نشانی از سیاست دیده نمی شود الا پس از انقلاب که حتی علمای حاشیه نشینِ سیاست هم وارد گود شدند وگرنه خوشوقت پیش از انقلاب بیشتر خوش نشین بود و پس از آنکه از قم به تهران آمد، در مسجد امام حسن و سه راه طالقانی، امام جماعت شد و همین که در حلقه ی علامه طباطبایی بود، نشان می داد که راه و رسم استادش آیت الله خمینی را کناری گذاشته و فارغ از این ماجراست. بااین حال پس ازانقلاب و پس از آنکه استاد سابقش به مقام امامت رسید او نیز حکمی دریافت کرد تا در شورای انقلاب فرهنگی بنشیند که وظیفه اش پاکسازی دانشگاهها از اساتید و دانشجویان دگر اندیش بود و این مسوولیت آنقدر ها طولانی نشد و آیت الله باز به مسجد بازگشت.

تاریخ خصوصی خانواده ی رهبری از اسرار ناموسی نظام به شمار می رود و نمی دانیم، سید مصطفی خامنه ای، چگونه با دختر آیت الله خوشوقت آشنا شد و خاندانِ خامنه ای از چه سالی با خوشوقت ها وصلت کرد، هر چند می توان گمان برد که این ازدواج رابطه ی نزدیکی بین پدر زن و پدر شوهر برقرار کرده است و اگر در نظر بگیریم که یکی از علایق آیت الله خامنه ای عرفان و سیر و سلوک است، آیت الله خوشوقت که نامبردار به این امورات بود، می توانست وقت خوشی برای رهبر جمهوری اسلامی بسازد.

نام این پیش نماز مسجد امام حسن، با قتل های زنجیره ای بر زبانها افتاد و در افشاگری های سالهای اولیه اصلاحات شنیده می شد که سعید امامی پیش از مرگ، از صاحبان فتوایی نام برده است که خونِ روشنفکران را مباح می دانستند و نام خوشوقت هم در راس این سلسله بود.

شاید همین خاطرات بود که خبرنگار سایت اصولگرای تسنیم را به این صرافت انداخت که از خوشوقت بپرسد، حکم فتنه گران – نامی که حکومت بر معترضان به انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ نهاد- چیست و آن طور که این خبرگزاری منتشر کرد، آیت الله فی الفور گفته بود کفر و ارتداد. این نقل قول البته از سوی خوشوقت تکذیب شد و در دو خطی که برای رسانه ها نوشت، صرفِ فتنه گر بودن را نشانه ی ارتداد و کفر ندانست، با این حال همین پرسش و پاسخ و میل آیت الله به صدور حکم، برای ناظران شاید نشانه ای بود تا به آیت الله مظنون شوند که نکند باز هم از این قبیل استفتائات شده است و نکند آیت الله در دفعات گذشته، حکم ارتداد و کفر را هم صادر کرده و اجرا هم شده باشد.

پیش نماز مسجد امام حسن، کرامات دیگر نیز داشت و سال۸۹ و درست پس از تعطیلات نوروز، پا منبری هایش شنیدند که آیت الله همه ی مردم تهران را به بلای الهی بشارت می دهد و زلزله مهیبی را پیش بینی می کند که در پی گناهان بزرگ تهرانی و بدتر از همه بد حجابی و فسق و فجور خواهد آمد، کار بالا گرفت و احمدی نژاد هم در سخنرانی بی آنکه نامی از خوشوقت ببرد از زلزله ی قریب الوقوع تهران گفت و حتی یکی از مشاوران را به حضور پیش نماز فرستاد تا شاید وقتِ زلزله را هم بداند و به تهرانی ها هم وعده داد که به وقتش می گوید تهران را کی ترک کنند.

آنها که به حاج آقا معتقد بودند چند وقتی از تهران رفتند، زلزله نیامد و لابد بازگشتند. این نیز گذشت تا اینکه بار دیگر آیت الله خوشوقت در برنامه ای تلویزیونی که حوزه ی درس ایشان را نشان می داد، اظهار نظری جنجالی کرد و "رقیه" را دختر امام حسین ندانست و همین کافی بود تا علمای قم سر برسند از ناصر مکارم شیرازی تا نوری همدانی و خوشوقت را تکذیب کنند و رقیه را همچنان دختر امام حسین بدانند و شاید هم همان درگیری بین علمای قم و این روحانی تهرانی، باعث شده که هنوز پیام تسلیتی از اعاظم قم صادر نشده باشد.

اما چه باک که هنوز یک روزی از مرگ آیت الله نگذشته است که روحانیان نزدیک به بیت رهبری، خوشوقت را عارفی واصل دانسته اند و مرگش را ضایعه ای جبران ناپذیر برای اسلام ارزیابی کرده اند. آیت الله خامنه ای در پیامی که نسبت به تسلیت های مختصر برای دیگران، قدری مفصل بود از اولین تسلیت گویان شد و سپس آیت الله صدیقی در مناقب خوشوقت خاطره ای از رهبری نقل کرد که گواهی است بر اینکه خوشوقت، پرده نشین بلند مرتبه ای بوده است.

صدیقی گفته بود که رهبری امثال او را در توفان ها و تلاطمات، نصیحت کرده که به آیت الله خوشوقت متوسل شوند و خودشان را به ایشان وصل کنند. نمی دانیم آیا دیگر ارکان نظام نیز پیشتر به آیت الله خوشوقت وصل می شدند و درحوادث بزرگ سیاسی، مثل برخورد با معترضان به انتخابات یا حذف روشنفکران به او تاسی می کرده اند یا نه؟

گویا پیش نماز چندان هم غیر سیاسی نبوده است، آن طور که حجت الاسلام محمد رجبی از شاگردان مصباح یزدی گفته است، خوشوقت به خوبی جریان ها و افرادی که با ولایت زاویه داشته اند را می شناخته است و آیت الله کعبی عضو مجلس خبرگان هم خوشوقت را شاخصی برای تقوای سیاسی دانسته که افراد مرتبط با او در صراط مستقیم بوده اند، با این حساب باید تا روز قیامت منتظر ماند و خوشوقت را درروز واقعه دید. با ۴۶ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش سیاستلینک مستقیم

موسس گروه لشگر جنگوی در پاکستان بازداشت شد

ملک اسحاق، موسس و رهبر پیشین لشگر جنگوی در پاکستان

پلیس پاکستان ملک اسحاق، موسس و رهبر پیشین لشگر جنگوی، گروه تندرو اسلامی را در خانه‌اش در ایالت پنجاب پاکستان بازداشت کرد.
این گروه مسئولیت حملات اخیر علیه هزاره‌های شیعه در کویته پاکستان را برعهده گرفته است.
تازه‌ترین این حملات، انفجار در بازاری در شهر کویته بود که در اثر آن ۸۵ نفر کشته و ۱۶۹ نفر زخمی شدند و

اعتراض‎های گسترده‎ هزاره‌ها را در پاکستان، افغانستان و شماری از کشورهای غربی در پی داشت.
هنوز مشخص نشده که بازداشت آقای اسحاق به طور مستقیم به حملات اخیر مرتبط باشد.
آقای اسحاق پیشتر به مدت ده سال زندانی بوده است.
الیاس خان، خبرنگار بی‌بی‎سی در اسلام‌آباد گزارش داده است که گروه زیادی از ماموران پلیس ابتدا محل اقامت آقای اسحاق را محاصره کرده و پس از مذاکره، سرانجام او خودش را به پلیس تسلیم کرد.
در پی انفجار اخیر در کویته پاکستان، دولت این کشور به دلیل عدم برخورد با گروه‌های تندرو مانند لشگر جنگوی مورد انتقاد قرار گرفت.
در سال ۲۰۱۱ یک خبرنگار محلی از آقای اسحاق پرسیده بود که بعد از آزادی قصد دارد چه کار کند و او پاسخ داده بود که همراه تشکیلاتش به "کار خوبشان"، یعنی جنگیدن با کسانی که مخالف برداشت آنها از اسلام هستند، ادامه خواهند داد.
هزاره‎های پاکستان از سال ۲۰۰۵ میلادی هدف حملاتی که "هدفمند" خوانده شده قرار گرفته و تا حال صدها تن در این حملات جان باخته‎اند.
مسئولیت برخی از این حملات را لشکر جنگوی، گروه تندرو اسلام‎گرا در پاکستان به عهده گرفته است.

نامه یک اعدامی: من خواستار صلح و گفت و گو بودم؛ به کدامین گناه باید کشته شوم؟

محمدعلی عموری‌نژاد، فعال دانشجویی اهل اهواز در بخشی از نامهٔ خود با عنوان «من به دنبال این پرسشم که چرا می‌خواهند مرا بکشند»، نوشته است: «در ایران شش ماه را در سلول‌های انفرادی اطلاعات اهواز تحت انواع شکنجه‌های جسمی و روحی به سر بردم. سپس مرا به زندان مرکزی کارون منتقل کردند و پس از دو سال در یک دادگاه فرمایشی و نا‌صالح به اعدام محکوم شدم. من از آن هنگام تاکنون به دنبال پاسخ این پرسش هستم که «چرا می‌خواهند مرا بکشند؟»
به گزارش کلمه، محمدعلی عموری‌نژاد، فعال دانشجویی اهل اهواز از زندان اهواز نامه‌ای را منتشر کرده و در آن از رفتار‌ها و برخوردهای فراقانونی نهادهای امنیتی با خود گفته است. وی در بخشی از این نامه نوشته است: “صلح” و “گفتگو”، رویایی است که طی یک دهه از عمرم همراهم بوده و به خاطر آن در زندان‌های عراق و ایران گرفتار شده و به یک زندانی بدون مرز تبدیل شده‌ام.
ماه گذشته، سیدضیاء نبوی عضو سابق انجمن اسلامی دانشگاه نوشیروان، از اعضای فعال شورای دفاع از حق تحصیل و زندانی سیاسی با نگارش نامه‌ای در مورد عموری‌نژاد، وضعیت خطرناک وی را یادآور شده بود. نبوی در بخشی از نامه خود آورده بود: «راستش وقتی یک محکوم به اعدام در مورد مرگ حرف می‌زنه اصلا نمی‌دونم که در برابرش می‌بایست چی بگم! حس می‌کنم اصلا در موقعیت برابر و عادلانه‌ای برای گفت‌و‌گو نیستیم و این زبونم را بند می‌آره! تصور می‌کنم مفاهیمی که برای من ابزارهای سخن سرایی‌اند، در طرف مقابلم شبیه زخم‌هایی هستند که وجودش را می‌خراشند»
“محمدعلی عموری” متولد ۱٣۵۶، وبلاگ نویس و فارغ التحصیل رشته مهندسی منابع طبیعی – شیلات و آبزیان از دانشگاه صنعتی أصفهان و فعال دانشجویی و یکی از موسسان نشریه دانشجویی “التراث” در دانشگاه صنعتی اصفهان که به عربی و فارسی منتشر می شد. دبیر دبیرستان های رامشیر و طبق آنچه که برخی سایت های نزدیک به فعالان هویت طلب عرب ذکر کرده اند، از موسسان موسسه فرهنگی “الحوار” به معنای ” گفتگو” که نام آن برگرفته از سیاست های اصلاح طلبانه دولت خاتمی درباره گفتگوی تمدن ها بود.
او از فعالان هویت طلب عرب بود و پس از موج برخورد با این فعالان، در سال ۲۰۰۷ به عراق پناهنده شد. عموری از سوی کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل (UNHCR) به عنوان پناهنده سیاسی پذیرفته شد ولی دولت عراق او را به دلیل ورود غیر قانونی از مرز دستگیر کرد به زندان محکوم شد که بعد از ۳ سال حبس در زندان های عماره و بصره علی رغم داشتن مدارک پناهندگی به مقامات دولت ایران در تاریخ ۱٣ ژانویه ۲۰۱۱ تحویل داده شد.
دیوان عالی کشور در تاریخ ۲۰ دی امسال، حکم اعدام محمد علی عموری و ۴ فعال عرب اهوازی را به اتهام محاربه تایید کرد. هادی راشدی (فوق لیسانس شیمی کاربردی و دبیر شیمی)، هاشم شعبانی (شاعر و دبیر ادبیات عرب و دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه اهواز)، جابر آلبوشوکه (فوق دیپلم کامپیوتر و سرباز وظیفه) و مختار آلبوشوکه (شاغل در یک شرکت سنگ شکن)، از موسسان و اعضای فعال الحوار، در حالی به اتهام محاربه و انجام عملیات مسلحانه و اقدام علیه امنیت ملی، از سوی شعبه ٣۲ دیوان عالی کشور به ریاست قاضی رضا فرج اللهی به اعدام با چوبه دار محکوم شده اند که در جلسات متعدد دادرسی، اعلام کرده اند که پس از ماه ها شکنجه شدید، مجبور به انجام اعترافات دروغین درباره دست داشتن در عملیات مسلحانه و براندازی نظام جمهوری اسلامی شده اند.
متن کامل نامه ی این فعال مدنی محکوم به اعدام که در اختیار کلمه قرار گرفته را با هم می خوانیم:
با سلام و درود نیکو
نامه‌ام را با واژه‌ای آغاز می‌کنم که از واقعیت‌های تلخ زندگی مان به دور است. این واژه مصداق خود را از دست داده و آن را نمی‌یابیم مگر در میان مفاهیمی که دیگر بوی هستی نمی‌دهد.
آری”سلام یا صلح” را می‌گویم که نام وبلاگ‌ام در شبکه جهانی اینترنت است و معنای عشق وآشتی را به عنوان اصلی اساسی برای هر نوع عمل انسانی در جامعه با خود دارد. من پس از پایان دوره دانشگاه همراه با شماری از فعالان فرهنگی شهر خلفیه (واقع در جنوب ایران) یک سازمان مردم نهاد (ان جی او) به نام سازمان “الحوار” یا گفتگو تشکیل دادیم که زیر نظر سازمان جوانان وابسته به نهاد ریاست جمهوری در دوره محمد خاتمی رییس جمهور سابق ایران قرار داشت. سازمان “الحوار” در عرصه توسعه انسانی و تقویت پایه علمی دانش آموزان شهرمان فعالیت می‌کرد که اساسا منطقه‌ای دور افتاده، فقیر و از کمترین امکانات آموزشی محروم است و از بیکاری و اعتیاد گسترده رنج می‌برد.
“صلح” و “گفتگو”، رویایی است که طی یک دهه از عمرم همراهم بوده و به خاطر آن در زندان‌های عراق و ایران گرفتار شده و به یک زندانی بدون مرز تبدیل شده‌ام. شاید تنها گناهی که مرتکب شده‌ام گفتن “نه” به همه کسانی است که مانع برپایی یک جامعه آزاد می‌شوند. جامعه‌ای که در آن، انسان بتواند تا ستیغ اندیشه پیشرفت کند و همه چهارچوب‌های مانع رشد و توسعه انسانی را کنار نهد.
من سفرم را آغاز کردم تا برای از میان برداشتن دیوارهایی که فرهنگ‌ها را از هم جدا می‌کند و مانع پیوندهای انسانی می‌شود، بکوشم. دیوارهایی که ظاهر فریبنده‌اش را با رنگ و روی دروغین و به واسطه مفاهیم آمیخته با نفرت بر ملت‌ها تحمیل می‌کند و کوشش فراوان دارد تا واژگان نویدگر عشق و صلح را از میان آدمیان بزداید.
من در دسامبر ۲۰۰۷ هنگامی که رهسپار دفتر ویژه پناهندگان سازمان ملل در عراق بودم دستگیر شدم. من و دو تن دیگر از دوستان‌ام به علت عبور غیر قانونی از مرز عراق، هر یک به پنج سال زندان محکوم شدیم که طی زندان، بلاهای فراوانی بر سرمان رفت که کلمات قادر به وصف آن‌ها نیست. در زندان مرکزی شهر “عماره” یکی از دوستانمان را از دست دادیم زیرا به علت سکته قلبی و نبود امکانات پزشکی در زندان در گذشت.
اما دوستانمان در سازمان‌های بین المللی حقوق بشر، پشت ما را خالی نکردند و چندین نامه حمایت آمیز از آنان دریافت کردیم. بر اثر مکاتبات آن‌ها بود که دفتر سازمان ملل، موضوع پناهندگی مرا پذیرفت. اما پس از سه سال و اندی زندان، مقام‌های عراقی مرا به اجبار به مقام‌های ایرانی تسلیم کردند. آنان به شکلی شگفت آمیز و بر خلاف همه معاهدات بین المللی مرا به ایران باز گرداندند.
در ایران شش ماه را در سلول‌های انفرادی اطلاعات اهواز تحت انواع شکنجه‌های جسمی و روحی به سر بردم. سپس مرا به زندان مرکزی کارون منتقل کردند و پس از دو سال در یک دادگاه فرمایشی و نا‌صالح به اعدام محکوم شدم. من از آن هنگام تاکنون به دنبال پاسخ این پرسش هستم که “چرا می‌خواهند مرا بکشند؟”
این نامه یک درخواست فوری از شما و همه کسانی است که برای شئونات انسانی اهمیت قایل‌اند، تا از همه راه‌هایی که سودمند می‌دانید استفاده کنید و جان بی‌گناهان را نجات دهید و در برابر وقوع جنایتی بایستید که قرار است در حق کسانی مرتکب شوند که شعار انسانیت، صلح و آزادی سر می‌دهند و به عنوان یک اصل اساسی در زندگی اجتماعی وسیاسیشان به آن پایبند‌اند.
شاید رویا‌ها تحقق نیابند اما می‌توانیم بذر امید را در دل نسل‌های آینده که خواهان تحقق آن هستند غرس کنیم.
من از صلح آغاز کردم و برای صلح زیستم و در ‌‌نهایت، صلح و سلام بر شما باد.
محمد علی عموری‌نژاد
بهمن ۱۳۹۱
زندان کارون

از حق انسانی تا چالش امنیتی؛ قصه زبان مادری

روز ۲۱ فوریه که امسال برابر شده با سوم اسفندماه، در‌ گاه شمار سازمان ملل متحد به نام «روز جهانی زبان مادری» ثبت شده است.
  مفهوم «زبان مادری» اما در ایران که دربرگیرنده یکی از متنوع‌ترین گونه‌های زبانی است، در بسیاری از موارد با چالشی سیاسی همراه بوده؛ و این چالش تا جایی پیش می‌رود که مناسبت «روز جهانی زبان مادری» رسما از تقویم‌های ایرانی حذف می‌شود. 
این هفته برنامه ساعت ششم میزبان علی حصوری پژوهشگر ادبی، زبان‌شناس و استاد مطالعات ایرانی و سعید پیوندی جامعه‌شناس و کار‌شناس آموزش بود تا همراه با تماس‌های مستقیم مخاطبان رادیوفردا، به اهمیت و وضعیت زبان مادری در ایران بپردازیم.

آمار مسافران ورودی و خروجی ایران ۱۰ درصد کم شد

بر اساس آمار گمرک ایران، در ۹ ماه اول امسال، شمار مسافران ورودی و خروجی ایران ۱۰ درصد به نسبت سال قبل کاهش داشته است.
عباس معمارنژاد، رئیس گمرک ایران به خبرگزاری دانشجویان ایران گفته است در ۹ ماه نخست سال ۱۳۹۱ حدود ۱۶ میلیون نفر از مرزهای هوایی، زمینی و دریایی ایران گذشته‌اند.
بنابر گزارشها که بعد از شروع نوسانات قیمت ارز، در دو سال گذشته آمار سفرهای خارجی ایرانیان به شدت کاهش داشته است.
محاسبات نشان می دهد که بنابر گزارش گمرک ایران، در نه ماه اول امسال نزدیک به یک میلیون و ۶۰۰ هزار نفر از شمار مسافران ورودی و خروجی ایران کم شده است.
مرکز آمار ایران، اعلام کرده بود که بهار و تابستان سال ۱۳۹۰ هم‌زمان با آغاز افزایش قیمت ارز ، سفرهای خارجی از یک میلیون و ۱۲۵ هزار سفر در بهار به ۴۹۶ هزار سفر در تابستان کاهش یافته است.
میزان ارز مسافرتی برای سفرهای خارجی در سال ۱۳۹۰ برای مسیرهای دور دو هزار دلار بود که سال بعد به هزار دلار کاهش پیدا کرد.
با شدید شدن بحران ارزی، بانک مرکزی ایران فروش ارز با قیمت دولتی به دانشجویان و مسافران را

قطع کرد. سپس اعلام شد که تا ۳۰۰ دلار برای یک بار در سال به مسافران خارجی ارز فروخته می‌شود.
دلار با نرخ دولتی در فرودگاه‌ها حدود ۲۵۰۰ تومان فروخته می‌شود که در مقایسه با بازار آزاد بیشتر از یک هزار تومان ارزان‌تر است.
سال گذشته، سفرهای داخلی گرچه کاهش داشت، اما میزان کاهش در مقایسه با سفرهای خارجی بسیار کمتر بود.
مشهد، قم و تهران همانند سال‌های قبل آن بیشترین شمار مسافران داخلی را داشته‌اند.

نمایتده مجلس: مردم نخرند قیمت ها مهار می شود

یک نماینده مجلس راه مهار گرانی را عدم خرید کالاهای گران از سوی مردم دانست .

عباس پاپی زاده،عضو هیات رئیسه کمیسیون کشاورزی ،آب و منابع طبیعی مجلس روز جمعه،  4 اسفند، به خبرگزاری مجلس شورای اسلامی گفت  «در صورتی که مردم تقاضای خود را برای کالاها و محصولات کاهش دهند قیمت ها خود به خود روند نزولی به خود می گیرد» و افزود  « برای مبارزه با گرانی های اخیر به ویژه برای کالاهای شب عید مردم می تواند با تحریم  و نخریدن به بازگشت قیمت ها کمک کنند».

این نماینده ...

چهار فعال سياسی در تهران بازداشت شدند

مادر و برادر ميثاق يزدان‌نژاد، دانشجوی زندانی در زندان رجايی‌شهر کرج و يک مادر و فرزند ديگر در تهران بازداشت شدند.
 
هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران، امروز جمعه چهارم اسفندماه خبر داد، روز دوشنبه ۳۰ بهمن‌ماه اکرم‌السادات سنجری به همراه فرزند ۱۷ ساله خود ميلاد يزدان‌نژاد و دينا کريمی به همراه فرزند ۲۰ ساله و دانشجوی خود حنيف عطارزاده در تهران بازداشت شده‌اند.
 
اين گزارش می‌افزايد، اکرم‌السادات سنجری، مادر زندانی سياسی زندان رجايی شهر کرج ميثاق يزدان‌نژاد است.
 
دينا کريمی نيز پيش‌ از اين در روز دوشنبه ۲۹ آبان‌ماه سال جاری يک بار توسط مأموران وزارت اطلاعات در منزل مسکونی خود بازداشت شده و پس از مدتی با قيد وثيقه آزاد شده بود.
 

دينا کريمی از زندانيان سياسی دهه ۶۰ است و سه تن از برادرانش در سال ۱۳۶۷ به اتهام هواداری از سازمان مجاهدين خلق اعدام شده‌اند

دينا کريمی از زندانيان سياسی دهه ۶۰ است و سه تن از برادرانش در سال ۱۳۶۷ به اتهام هواداری از سازمان مجاهدين خلق اعدام شده‌اند.
 
خانواده اين افراد از علت و محل بازداشت بستگان خود اطلاعی ندارند.
 
ميثاق يزدان‌نژاد، متولد سال ۱۳۶۵، از شهريور ۸۶ در زندان به سر می‌برد و از سال ۸۸ به زندان رجايی‌شهر تبعيد شده است. اين زندانی سياسی شش ماه و ۲۰ روز را در سلول‌های انفرادی بند ۲۰۹ بوده است.
 
وی، دانشجوی مترجمی زبان انگليسی در مقطع ليسانس است که به اتهام شرکت در مراسم بزرگداشت اعداميان سال ۶۷ در گلزار خاوران، دستگير و به اتهام ارتباط با سازمان مجاهدين خلق به تحمل ۱۴ سال حبس محکوم شده است.
 

دانته و پرسش از بلاغت حاشیه‌نشینان

زبان‌ها و فرهنگ‌های حاشیه‌ای در برابر امپریالیسم زبانی و فرهنگی

بابک مینا

بابک مینا ـ در این نوشته می‌پرسیم زبان‌های فرودست آیا می‌توانند راهی برای برهم زدن نظام سلطه زبانی بیایند؟ آیا زبان‌های حاشیه‌ای در نظام سلطه زبانی ملی یا فراملی می‌توانند خود را همچون زبان ادبی یا فلسفی از نو بسازند؟
نخست توضیح  کوتاهی درباره نظام سلطه زبانی و زبان‌های حاشیه‌ای می‌دهیم. سپس با بررسی مختصر رساله‌ای از دانته می‌کوشیم مسئلله را از زاویه دید او شرح دهیم و به نکات سودمند رویکرد او اشاره کنیم.
 
زبان سیاسی‌ست. تاریخ زبان محل نبرد نیروها‌ بوده است. هر نیرویی تاریخی به درون زبان رخنه می‌کند و آن را به فرمان خویش می‌گیرد. زبان نیز به نوبه خود داغ نبرد نیروهای تاریخی را در خود حمل می‌کند. بسیاری از کلمات، تاریخی خون‌بار دارند. مثلاً نام شهرها از دسته کلماتی هستند که تاریخی خشن را با خود حمل می‌کنند و به‌روشنی جلوه زبانی نبرد نیرو‌ها را نشان می‌دهند.
 
نبرد زبانی اما فراتر و پیچیده‌تر از کشمکش‌ بر سر نامگذاری شهرها است. «میدان زبانی» در هر جامعه‌ای سلسله‌مراتبی دارد که سخنوران بر اساس آن موقعیتی فرادست یا فرو دست را اشغال می‌کنند. در ایران، زبان فارسی با لهجه تهرانی در مرکز میدان زبانی قرار دارد. سخنوری که به‌خوبی با آن آشنا باشد، تشخصی زبانی به‌دست می‌آورد. لهجه‌هایی هست که در مرکز نیست ولی امتیازی زیبایی‌شناسانه و اگزوتیک برای مرکز‌نشینان دارد مانند لهجه اصفهانی. در میدان زبانی، آنچه پی‌یر بوردیو «سرمایه زبانی» (capitale linguistique) می‌خواند به‌طور عادلانه تقسیم نشده است. فارسی که استاد دانشگاه به کار می‌برد با فارسی کارگری ساده عمیقاً متفاوت است: اولی قادر است زبانی غنی و جدی، آماده برای جذب و آفرینش مفاهیم انتزاعی و با مایه‌ای زیبایی‌شناسانه را به‌کار ببرد در حالی که دومی زبانی ساده و غیر جدی به‌کار می‌برد که بر ساده‌ترین نیازهای عملی روزمره منطبق است و عاری از وجهی زیبایی‌شناسانه است.
 
حال تصور کنید این کارگر ساده به جرمی متهم شود و مجبور باشد در دادگاه از خودش دفاع کند. قاضی که آموخته فرهنگ مشروع و مسلط است  (culture légitime) است، به زبانی پیچیده و غنی مسلح است و می‌تواند برای متهم  انواع دام‌های زبانی را پهن کند. در حالی که فقر زبانی متهم از پیش او را در این نبرد بازنده خواهد کرد. نظم حقوقی نظمی زبانی نیز هست. زبان حقوقی خود می‌تواند ابزار سلطه باشد و افراد را به دام بیندازند.
 
این مثال را می‌توان به کل جامعه تسری داد: جامعه دادگاهی زبانی‌ست که فرودستان را ـ کسانی که سرمایه زبانی مناسب ندارند ـ تنبیه می‌کند.
 
امپریالیسم زبانی و زبان‌های حاشیه‌ای
 

 
زبان‌ها و فرهنگ‌های حاشیه‌ای در برابر امپریالیسم زبانی و فرهنگی
نیاز دارند خود را بازسازی کنند.
اما معمولاً این بازسازی
راه به محلی‌گرایی و هویت‌گرایی
متعصبانه می‌برد.
راه دیگر مرکز‌گرایی است
که اساساً بیشتر موجب
حذف حاشیه‌ها و تثبیت نظام سلطه فرهنگی جهانی می‌شود.
چگونه می‌توان از «محلی‌گرایی جهانشهری» دفاع کرد؟
این پرسش بزرگ پیش روی ماست.
 
 
 

نظام سلطه زبانی محدود به سطح ملی نیست. میدان زبانی هم بُعدی ملی دارد و هم بُعدی فراملی و جهانی. ما همچنان‌که میدان زبان ملی، زبان‌ها، گویش‌ها، لهجه و انواع سرمایه‌های زبانی موقعیت‌های مختلفی را اشغال کرده‌اند، در میدان زبانی جهانی نیز زبان‌های مختلف موقعیت‌های فرادستانه و فرودستانه‌ای مختلفی را اشغال کرده‌اند. زبان انگلیسی امروز قدرتمند‌ترین زبان جهان است که  قدرت فرهنگی خویش را بر زبان‌های دیگر اعمال می‌کند.
 
واقعیت این است که چه در میدان زبانی ملی و چه در میدان زبانی فراملی زبان‌هایی حاشیه‌ای وجود دارند که زبان ادبیات یا فلسفه و علم به شمار نمی‌آیند. زبان‌هایی نسبتاً فقیر هستند که در مقایسه با زبان‌های مرکزی ضعیف و حاشیه‌نشین به‌حساب می‌آیند و معمولاً به کارکردهای اولیه زبانی تقلیل پیدا کرده‌اند. زبان کُردی در ایران نسبت به فارسی چنین وضعی دارد و خود فارسی در میدان زبانی جهانی نسبت به انگلیسی زبانی حاشیه محسوب می‌شود.
 
زبان‌های حاشیه‌ای معمولاً تحت فشار زبان‌های مرکزی و مسلط هستند. این زبان‌ها عموماً توان برابری با زبان‌های مسلط ندارند و مدام در مبارزه‌ای نابرابر با زبان‌های برتر از خود هستند. زبان‌های حاشیه‌ای معمولاً به گونه‌ای نابرابر از زبان‌های مرکز ترجمه می‌کنند. در زبان‌های حاشیه‌ای معمولاً یک دوگانگی اساسی وجود دارد: زبان مادری عامیانه، پیش‌پاافتاده و فقیر است و زبان مرکز والا، قدرتمند و عقلانی‌ست. در فرهنگ‌‌های حاشیه‌ای معمولاً زبان مادری در زندگی اجتماعی روزمره و روابط عاطفی به‌کار می‌رود و در مقابل زبان مرکز، زبان دانشگاهی و ادبی و علمی‌ست. در یک کلام زبان مادری زبان خانه است و زبان مرکز زبان دانشگاه.
 
در میان سخنوران زبان‌های حاشیه‌ای معمولاً این  پرسش اساسی و کلاسیک وجود دارد: آیا باید زبان مادری را که زبانی حاشیه‌ای‌ست رها کرد و به همان کارکرد روزمره‌اش قانع بود و در عوض زبان مرکز را پذیرفت و تقویت کرد؛ و یا زبان مادری را ارتقاء داد و از حاشیه‌ای بودن خارج‌اش کرد و آن را به زبانی والا تبدیل کرد؟ به بیانی انتزاعی‌تر و فنی‌تر سخنوران زبان‌های حاشیه‌ای معمولاً در برابر دوراهی مرکز‌گرایی و بومی‌گرایی هستند: آیا باید مرکزگرا و جهان‌شهری بود و یا بومی‌گرا و محلی‌گرا؟
 
مناقشه‌ای که بر سر ترجمه اصطلاحات علوم انسانی در زبان فارسی در جریان است جلوه‌ای از همین مسئله کلاسیک است. در برابر انبوهی از مفاهیم و اصطلاحات علوم انسانی که معادلی در فارسی ندارند چه باید کرد؟ باید به کلمه‌سازی روی آورد و یا معادل‌های بیگانه را مستقیماً وارد زبان فارسی کرد؟ و پرسشی اساسی‌تر: آیا زبان فارسی برای تفکر عقلانی و مدرن آماده است؟ مثلاً آیا می‌توان در این زبان اثری فلسفی خلق کرد؟
 
دانته و مسئله زبان عامیانه
 
در اوایل قرن چهاردهم میلادی دانته تقریباً با چنین پرسش‌هایی دست به گریبان بود. پرسش وی این بود: آیا می‌توان در زبان‌ها و گویش‌های عامیانه ایتالیایی شاهکاری ادبی آفرید؟ آیا در این گویش‌ها بلاغت ممکن است؟ می‌دانیم که در قرون وسطا زبان‌های امروز اروپایی زبان‌هایی عامیانه (vulgaire)بودند و تنها لاتین زبان فلسفی و ادبی محسوب می‌شد. در واقع زبان‌های امروزی اروپایی در برابر زبان لاتین زبان‌هایی حاشیه‌ای بودند و تقریباً همان موقعیتی را داشتند که امروز مثلاً گیلکی یا کردی در برابر فارسی رسمی، و یا فارسی یا اردو در برابر انگلیسی دارند.
 
دانته این مسئله را در رساله  «بلاغت در زبان عامایانه» (De vulgari  eloquentia) بررسی می‌کند. او قصد داشت این رساله را در چهار دفتر بنویسد، اما کار نوشتن را در اواسط دفتر دوم رها کرد. بنابراین رساله فعلی متنی ناتمام است. اما با این‌همه بحث‌های بسیار مهمی را مطرح می‌کند و چکیده فلسفه زبان دانته را می‌توان با خواندن آن دریافت. هدف در این رساله همزمان زبان‌شناختی و سیاسی‌ست: پی‌ریختن بلاغتی جدید و پدید‌ آوردن وحدت سیاسی نویی میان مناطق مختلف ایتالیا.
 
دانته از طرفی می‌داند که میراث رومی از بین رفته است و بازگشت به گذشته امکان‌پذیر نیست. لاتین امروز تنها زبان نخبگان است و زبانی زنده و پویا نیست. او می‌داند که لاتین به زبانی نوشتاری بدل شده است که امکان هرگونه ارتباط زنده و روزمره با مردم را از دست داده است. و همچنین وحدت سیاسی امپراتوری روم از بین رفته است. ایتالیا به مناطقی تکه تکه تقسیم شده است که هر کدام گویش خود را دارند.
 
دو راه پیش روی اوست: یا بازگشت به لاتین که گفتیم دانته آن را ناممکن می‌داند و میراث رومی را از دست رفته می‌پندارد. راه دوم سنگر گرفتن در یکی از گویش‌های ایتالیایی‌ست و تن دادن به عامیانگی آن. ( و در این صورت بلافاصله با این پرسش مواجه می‌شود که آیا بلاغت در زبان عامیانه ممکن است؟) به بیان دیگر او یا باید راهی عام‌گرا را در پیش بگیرد و زبان مرکز را بپذیرد و یا باید راهی خاص‌گرا را در پیش بگیرد و از زبانی محلی پشتیبانی کند. مرکز‌گرایی یا محلی‌گرایی؟ دانته با این پرسش مواجه است.
 
محلی‌گرایی جهانشهری دانته
 
دانته در این رساله عملاً به راه سومی می‌رود: نه لاتین و نه عامیانه‌گرایی بلکه زبان عامیانه والا  (vulgaire illustre) راه حل است. او گویش‌های مختلف ایتالیایی را بررسی می‌کند و فرضیه برتری یکی از گویش‌ها را بر دیگری رد می‌کند. هیچ گویشی برتر نیست. باید بر اساس ظرفیت‌ گویش‌های مختلف زبان عامیانه جدیدی ساخت که خود را تا حد زبانی بلیغ ـ مانند لاتین ـ برکشد. دانته نه مرکز‌گزا است و نه محلی‌گرا، بلکه می‌خواهد  امر محلی را والا کند. هنگامی که امر محلی برکشیده  و درخشان شود و از درون دگرگون شود دیگر محلی نیست بلکه امری جهان‌شهری‌ست.  این دگرگونی اما از بیرون و با اضمحلال امر محلی صورت نمی‌گیرد بلکه امر محلی خود جهان‌شهری می‌شود.
 
زبان عامیانه بلیغ ممکن است: زبان را باید قاعده‌مند کرد و با تکنیک‌های بلاغت آن را بازسازی کرد. اطمینان فلسفی دانته از امکان بلاغت در زبان عامیانه ریشه در الاهیات زبان او دارد که در ابتدای رساله آن را می‌پروراند. دانته با نگاهی کم و بیش نوافلاطونی معتقد است زبانی مثالی وجود دارد که نزد خدا است. اما ما هر کدام به شیوه خاص خود از آن زبان بهره‌مند شده‌ایم. پس هم وحدتی الاهیاتی میان ما هست و هم تکثر وجود دارد. این  الاهیات زبان اما تنها اطمینانی فلسفی‌ست برای شروع کار و به خودی خود تضمین‌کننده بلاغت زبان عامیانه نیست. زبان عامیانه را باید پرورش داد تا بلیغ شود.
 
بصیرت روش‌شناختی مهمی در کار دانته وجود دارد که باید بر آن تأکید کرد: او با یک حرکت، تکثر و نسبیت را می‌پذیرد اما با حرکتی دیگر از دل نسبیت امری عام بیرون می‌کشد.
 
برای روشن‌تر شدن فلسفه زبان دانته می‌توانیم مختصراً رویکرد او را با هایدگر مقایسه کنیم. برای هایدگر زبان محل تفاوت وجود و موجود است. تخریب قاعده‌مندی زبان راهی به سوی وجود می‌گشاید. بر همین اساس نوعی گرایش دستورزدایی در فلسفه هایدگر هست. بر اساس فلسفه هایدگر یا دست‌کم بر اساس تفسیری از اندیشه او، می‌توان نوعی  اندیشه محلی‌گرا و بومی‌گرا ساخت. در برابر این اندیشه جهان‌شهر‌گرایی انتزاعی روشنگری قرار دارد که اصولاً به محلی بودن زبان توجهی ندارد. دانته راه دیگری است: او در برابر دستور‌زدایی از زبان، دستورسازی برای زبان و تکنیک‌مند کردن آن را پیشنهاد می‌دهد. نه کاملاً محلی‌گرا‌ست و جهان‌شهر‌گرایی انتزاعی را می‌پذیرد، بلکه می‌خواهد امر محلی را جهان‌شهری کند.  رویکرد هایدگر البته برای واسازی عقلانیت مسلط کارآمد است. اما این خطر را دارد که در محلی‌گرایی باقی بماند و امکان ساختن زبانی فراسوی زبان‌های محلی را از ما بگیرد. دانته در اینجا به کمک ما می‌آید.
 
تأملی برای آینده
 
از آنچه گفته شد بی‌شک نباید نتیجه گرفت که دانته پاسخ همه پرسش‌ها را در اختیار دارد. او با پرسش‌هایی مواجه بوده است که تا حدودی می‌توان دوباره آنها را مطرح کرد و در پرتو مسائل امروز به آنها بازنگریست. زبان‌ها و فرهنگ‌های حاشیه‌ای در برابر امپریالیسم زبانی و فرهنگی نیاز دارند خود را بازسازی کنند. اما معمولاً این بازسازی راه به محلی‌گرایی و هویت‌گرایی متعصبانه می‌برد. راه دیگر مرکز‌گرایی است که اساساً بیشتر موجب حذف حاشیه‌ها و تثبیت نظام سلطه فرهنگی جهانی می‌شود. چگونه می‌توان از «محلی‌گرایی جهانشهری» دفاع کرد؟ این پرسش بزرگ پیش روی ماست.

 

جدا شدن یک دیپلمات دیگر از رژیم جمهوری اسلامی

گزارش دریافتی: با احترام باستحضار هموطنان میرساند : بنا بر اعلام مقامات نروژ ، یک دیپلمات سفارت جمهوری اسلامی ایران در اسلو،از دولت نروژ تقاضای پناهندگی نموده است.اخبار تکمیلی این رویداد متعاقبا باستحضار هم میهنان گرامی خواهد رسید.
کمپین سفارت سبزبا ۴۳ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش سیاستلینک مستقیم

ایران قهرمان جام جهانی کشتی آزاد شد

تیم ملی کشتی آزاد ایران توانست با پیروزی مقابل تیم کشتی روسیه قهرمان جام جهانی رشته آزاد شود. پیش‌تر در رشته فرنگی ایران با شکست مقابل روسیه در جایگاه دوم قرار گرفته بود. این رقابت‌ها در تهران برگزار شد.
روز جمعه چهارم اسفند ماه (۲۲فوریه) ایران توانست با نتیجه شش بر یک تیم روسیه را شکست دهد و در جایگاه نخست جام جهانی کشتی که در تهران  برگزارشد، قرار بگیرد. ایران با این قهرمانی توانست موفقیت سال گذشته خود را در رشته کشتی آزاد تکرار کند.

یک روز پیش‌از آن آزادکاران ایرانی توانسته بودند ایالات متحده آمریکا را شکست دهند و به فینال رقابت‌ها راه یابند. بازی فینال در حضور بیش از ۱۲هزار تماشاگر در سالن سرپوشیده ورزشگاه آزادی تهران برگزار شد.

در تیم ایران حسن رحیمی (۵۵ کیلوگرم)، مسعود اسماعیل‌پور(۶۰ گیلوگرم)، صادق گودرزی(۷۴کیلوگرم)، احسان لشگری (۸۴کیلوگرم)، حامد تارتاری (۹۶کیلوگرم) و کمیل قاسمی (۱۲۰کیلوگرم) حریفان روس خود را شکست دادند.

تنها مهدی تقوی کشتی‌گیر وزن ۶۶ کیلوگرم ایران نتوانست بر الکساندر بوگوموئف غلبه کند و با نتیجه چهار بر یک مغلوب این کشتی‌گیر روس شد.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران -ایسنا- رسول خادم سرمربی تیم کشتی آزاد ایران با ابراز خوشحالی از موفقیت به دست آمده افزود: «خوشبختانه توانستیم با شکست روسیه در فینال انتقام کشتی فرنگی را هم بگیریم. البته تیم فرنگی ایران خیلی خوب بود، ولی روسیه در فرنگی بسیار قدرتمند ظاهر شده بود.»

در دیدار رده‌بندی تیم کشتی آزاد ایالات متحده آمریکا با غلبه بر بلاروس در جایگاه سوم قرار گرفت. تیم‌های بلاروس و آمریکا در مسابقات گروهی در مقام‌های دوم گروه‌های A و B مرحله مقدماتی قرار گرفتند.

چهل و یکمین دوره رقابت‌های جام جهانی ۲۰۱۳ کشتی آزاد در تهران که از روز پنجشنبه در دوگروه آغاز شد. تیم‌های روسیه، جمهوری آذربایجان، بلاروس، ترکیه، قزاقستان در گروه A و تیم‌های ایران، آمریکا، گرجستان، ژاپن و بلغارستان در گروه B قرار داشتند.

محمود احمدی‌نژاد، رییس‌جمهور ایران در مسابقات فینال حضور داشت و در پایان رقابت‌ها جوایز تیم‌ها را به آنها اهدا کرد. رییس دولت ایران همچنین با کشتی‌گیران و مربیان ایالات متحده آمریکا عکس یادگاری گرفت.

آهای تنهایی تنهایی تنهایی!-محمد نوری زاد

این روزها، روزهای تلخ و تنهایی من است. تلخ از این روی که معترضانِ صاحبنام ما – برخلاف من – پذیرفته اند که: ما از همه سوی در محاصره و بن بستیم. و در این بن بست و محاصره، کاری نمی شود کرد جز سکوت. و این که اجازه بدهیم گذر زمان خود به واکردنِ گره های ناگشودنی توفیق یابد. می گویند: مبادا تجربه ی خونین سال هشتاد و هشت را تکرار نکنیم. می گویند: اگر در آن سال هفتاد یا هشتاد نفر کشته شدند، این روزها هرخطای ما ممکن است هشتصد نفر را و یا هشت هزار نفر را به خاک و خون بکشد.
من می گویم: اصلاً قرار نیست با اعتراض ما خون از دماغ کسی جاری شود. می گویم: مهم این است که شما از انزوا بدر آیید. می گویم: ما که قصد لشکرکشی و ایجاد بلوا و آشوب نداریم. می گویم: ما که نمی خواهیم جایی را تخریب کنیم و از دیوار جایی بالا برویم. این کارها در تخصص اوباشانی است که ریسمانشان در دست سپاه و کسان دیگر است. و نه امثال ما که از این کارها متنفریم.
می گویم: شما، بزرگان و نام آوارانِ این عرصه اید. وقتی همه ی شما سکوت اختیار کرده اید، از آن جوان بی کس و کار و ناآشنا چه انتظار؟ می گویم: تنها راه برون رفت ما از این بن بست نفرت انگیز، سکوت نیست. بل اتفاقاً فریاد است. و نهراسیدن از تبعات این فریاد. می گویم: عزیزان، نترسید! حرف بزنید و اعتراض کنید اگرچه شما را به زندان بیندازند. بالاتر از این؟ چرا ما نباید زندانها را پرکنیم؟ حال که طرف مقابلِ ما امکانِ معارضه ی انسانی و مدنی را – که جزیی از بدیهی ترین حقوق اجتماعی شهروندان است – انکارمی کند، ما هم زندانهای او را با حضور خود پر می کنیم. بهمین سادگی!
شاید باور نکنید من در این ایام، به سراغ خیلی ها رفتم. خیلی ها. خیلی ها. از روحانی گرفته تا سیاستمدار و نام آشنا و حتی مراجع تقلید. به هرکسی که می شناختم رفتم و رو زدم. با هر سیاستمداری که قابلیت بحث داشت بحث و گفتگو کردم. یا حتی با دوستانی که آسمان کیاستشان – در محدوده ی کلام – تن به عرش می سایید به محاجه پرداختم. اما چه کنم؟ نشد که نشد. آنها بچشم خود می دیدند که من و خانواده ام در این راه تنهاییم اما هرگز برای همراهی با ما پیشقدم نشدند. و این، البته هرگز کدورتی نیست که مرا در راهی که بدان پای نهاده ام سست کند.
این نیز بگویم: به تنها دلیلی که از عدم همراهی شان دست یافتم، ترس بود. و البته ترس نیز هست. حاکمیت، صمیمانه می گویم: در ترساندن مردم و صاحبنامانِ ما به توفیقی بزرگ دست یافته است. بله، آنها موفق شده اند مردم را و بویژه سیاستمدارانِ معترض و منتقد این سالهایِ ما را بترسانند. ترس، تنها دلیل سکوت اینان است. ترس از چه؟ می گویم:
ترس از بی آبرویی. چرا که در این سالها، سیاسیون ما از طعم و چگونگیِ رفتار “برادران” در داخل زندانها خبردار شده اند. این که برادران در پستوهای خود با چه شیوه هایی از فرد متهم حرف و اعتراف و اقرار می گیرند. دیگر چه؟ ترس از ایجاد آشوب در خانواده. این که “برادرانِ” امام زمانیِ ما، متبحر به آداب آشوب اندازی در کانون خانواده اند. و نیک بلدند که دختر یک معترض را و پسر او را و همسر او را چگونه در تنگنای عاطفی و هول و هراس قرار بدهند تا به مراد خود برسند. دیگر؟ و ترس از ایجاد وقفه در مسیرِ معیشتِ یک معترض. این که نکند کارگاهی یا کارخانه ای یا شرکتی یا دفتری یا حقوق ماهیانه ای به اشاره ی مختصرِ “برادران” مهر و موم و قطع شود.
و اینها ترسِ کمی نیست. آنهم در این اوضاع و احوال ناپایدار. با این همه اما سخن من این است: ما را چاره ای جز اعتراض مدنی نیست. هرچند زندانها از ما پرشوند! اتفاقا پرشدن زندانها از ما، که نه پولی بالا کشیده ایم و نه دست به جیب مردم برده ایم و نه امضایمان پای قراردادهای ننگینِ ترکمان چایی نشسته، لکه ی ننگی خواهد بود بر پیشانی آنانی که خود را اهل بصیرت می دانند و ما را فتنه گر. و حتماً نیز به زندان رفتن ما تأثیرات شگرفی در گشودن این بن بست نفرت انگیز بجای خواهد نهاد. مثلاً مگر حاکمیت بسادگی می تواند از شوکِ زندانی کردن آقای سید محمد خاتمی بدر آید؟ و پشت بندش از شوکِ زندانی کردن نام آشنایانی که هرکدامشان اگر قرار باشد پشت تریبونی بایستند و صحبت کنند، حالا حالاها رشته ی کلام را به دست کسی نخواهند سپرد؟ در ادامه شما حصر و زندانی شدنِ یکی دو آیت الله و مرجع تقلید را نیز بدینها اضافه کنید.
آهای تنهایی تنهایی تنهایی، الحق که برازنده ی خدایی و بس. و من عزیزان، این روزها سخت تنهایم. با هر زنگ در، آرامش نیم بند اعضای خانواده ی من مضطربانه به هرسو می دود. ایکاش همچنان در زندان بودم. برادران اطلاعاتی و سپاهی، مرا در زندان به هر طریق و شیوه ی ممکن آزموده اند. با شکنجه و ضرب و شتم و توهین و فحش های ناموسی و تطمیع و تهدید و ارعاب، و بردن و ترساندن همسر و فرزندانم. و این که دیده اند: این موجود، به هیچ طریقی رام شدنی نیست. شاید تنها راهی که برایشان باقی مانده پودر کردن من باشد. که انجامِ این البته کمی دور از ذهن می نماید. خلاصه نمی دانم چه سناریویی روی میزشان است. اما این را می دانم که تنهایم. و می دانم که: نمی ترسم. هرگز! و می دانم: به راهی که می روم ایمان دارم. و هرگز نیز از رفتن بازنخواهم ایستاد. اگرچه در این راه، من باشم و دوستانِ دربندم.با ۴۵ امتیاز و ۶ نظر فرستاده شده در بخش سیاستلینک مستقیم

ايران قهرمان جام جهانی کشتی آزاد شد

تيم ملی کشتی آزاد ايران با برتری ۶-۱ مقابل روسيه، عنوان قهرمانی جام جهانی ۲۰۱۳ کشتی آزاد را نصيب خود کرد. اين قهرمانی با حضور ۱۵ هزار تماشاگر در ورزشگاه آزادی رقم خورد.تيم ملی کشتی آزاد ايران با برتری ۶-۱ مقابل روسيه، عنوان قهرمانی جام جهانی ۲۰۱۳ کشتی آزاد را نصيب خود کرد. اين قهرمانی با حضور ۱۵ هزار تماشاگر در ورزشگاه آزادی رقم خورد.

استقبال از فينال جام جهانی به حدی بود که دو ساعت قبل از آغاز مسابقه، تلويزيون ايران اعلام کرد درهای ورزشگاه بسته شده و از علاقمندان ورزش خواست جريان مسابقه را از تلويزيون دنبال کنند.

آزادکاران ايران در مصافی تماشايی ضمن تکرار عنوان قهرمانی سال قبل که در باکو رقم خورده بود، انتقام شکست کشتی فرنگی را هم از روسيه گرفتند. ايران پيش از راهيابی به فينال، آمريکا را نيز در مرحله گروهی با نتيجه ۶-۱ شکست داده بود.

حسن رحيمی، مسعود اسماعيل پور، صادق گودرزی، احسان لشگری، حامد تاتاری و کميل قاسمی شش برد ايران را رقم زدند و فقط مهدی تقوی مسابقه خود را واگذار کرد.

محمود احمدی نژاد رييس جمهور نيز بلافاصله پس از پيروزی احسان لشگری و مسجل شدن قهرمانی ايران، از راهروی جايگاه ويژه وارد سالن شد.  او پس از قهرمانی ملی پوشان در جمع آنها حاضر شد و با انتقاد از احتمال حذف کشتی از المپيک گفت: «کسانی که ميخواهند کشتی را از المپيک حذف کنند اشتباه ميکنند؛ البته من هم قرار است نامهای به آنها بنويسم.»

در اين رقابتها تيم ملی آمريکا هم با غلبه بر بلاروس روی سکوی سوم قرار گرفت. لاری جونز سرمربی تيم ملی آمريکا در جمع خبرنگاران گفت: «هواداران ايرانی بهترين هواداران کشتی در دنيا هستند و IOC با ديدن اين تماشاگران، پاسخ انتقاد خود درباره اين که کشتی هوادار ندارد را گرفت. خوشحالم که ايرانيان، آمريکاييها را هم تشويق کردند و نشان دادند آغوش مردم ايران برای مردم آمريکا باز است.»

نتايج انفرادی مسابقه مهيج فينال جام جهانی کشتی آزاد بين ايران و روسيه در ادامه آمده است.

  ۵۵ کيلوگرم: حسن رحيمی ۵  نريمان اسرافيلوف۰

در ديداری که به نظر ميرسيد دشوارترين کشتی برای ايران در مصاف با رقبای روس باشد، وقت اول به کلينچ کشيد که گوی آبی، يک خم را در اختيار رحيمی قرار داد. او نيز با دو خم حريف را به پل زد و ۳-۰ برنده شد. رحيمی در وقت دوم اسرافيلوف را اسير حملات خود کرد و با دو زيرگيری، رقيب سرشناس خود را به بند کشيد.

۶۰ کيلوگرم: مسعود اسماعيل پور ۳  الکساندر بوگوموئف ۱

در وقت اول اسماعيل پور خاک شد اما چهار ثانيه به پايان وقت، دست زير کتف حريف کرد و او را در خاک نشاند تا برنده شود. اسماعيل پور در وقت دوم هم اجازه خودنمايی به حريف روس نداد و با خاک و بارانداز ۲ امتياز گرفت.

۶۶ کيلوگرم: مهدی تقوی ۱  آلن گوگايف ۴

تقوی در حالی به مصاف نايب قهرمان سال ۲۰۱۰ جهان رفت که با داشتن دو مدال طلای جهان در ويترين افتخاراتش، عناوين او به حريف روس ميچربيد. گوگايف در وقت اول کشتی را بست و کلينچ هم به نفع او بود تا ۱-۰ برنده شود.

در وقت دوم، گوگايف ۹۰ ثانيه دفاع کرد اما در بزنگاه مناسب، زير تقوی را گرفت که تقوی کنده کشی کرد و سپس به پشت حريف رفت. داور وسط ۲ امتياز برای روی پل رفتن به هر دو کشتيگير داد اما رييس تشک تنها يک امتياز به تقوی داد. اعتراض مربيان ايران هم نتيجه نداد و تقوی اين کشتی را باخت.

۷۴ کيلوگرم: صادق گودرزی ۹  کاخابر هوبژتی ۶

در يکی از جذابترين کشتی ها، در ثانيه های پايانی وقت اول گودرزی برای زيرگيری اقدام کرد که هر دو کشتيگير نيم تيغ شدند. داور ۳ امتياز به گودرزی و دو امتياز به هوبژتی داد. اعتراض مربيان روس نتيجه نداشت و گودرزی يک امتياز ديگر گرفت.

يک دقيقه از وقت دوم گذشته بود که هوبژتی توانست گودرزی را در خاک بنشاند تا ۱-۰ پيروز شود.

گودرزی که از نيروی بدنی کم آورده بود در شروع تايم سوم دو بار خاک شد. سپس يک امتياز را با زيرگيری جبران کرد اما بلافاصله باز هم خاک شد تا ۳-۱ عقب بيفتد. ۳۵ ثانيه به پايان، گودرزی يک امتياز ديگر را هم جبران کرد و بيست ثانيه به پايان، ناباورانه امتياز چهارم را هم گرفت تا سالن را به وجد بياورد. گودرزی در واپسين ثانيه ها باز حريف روس را خاک کرد تا ايران ۳ بر يک از روسيه پيش افتد.

۸۴ کيلوگرم: احسان لشگری۲  ماگومد ابراگيموف ۰

وقت اول به کلينچ کشيد که گوی به نفع لشگری بيرون آمد و يک بر صفر برنده شد.  در تايم دوم لشگری حريفش را بيرون برد اما داوران به خاطر هل دادن امتياز ندادند. وقت دوم هم به کلينچ کشيد که گوی باز هم به سود لشگری بيرون آمد و ۱-۰ پيروز شد تا با چهارمين برد انفرادی، ايران قهرمان جام جهانی شود.

۹۶ کيلوگرم: حامد تاتاری ۵  يوری بيلونوفسکی ۰

تاتاری مانند کشتی های قبلی بسيار مطمئن نشان داد و تايم اول را با خاک و بارانداز برد. اين کشتيگير خراسانی در وقت دوم هم دو بار متوالی حريف روس را با تسلط خاک کرد تا پنجمين برد ايران رقم بخورد.

۱۲۰ کيلوگرم: کميل قاسمی ۴  فليکس سارکايف ۰

قاسمی در يک کشتی برتر چند بار حريفش را در خاک نشاند تا ششمين برد ايران رقم بخورد. رسول خادم پس از قهرمانی ايران در جام جهانی کشتی آزاد به خبرنگاران گفت: خوشحالم که قهرمان شديم، زيرا وقتی ميتوانيم مردم را خوشحال کنيم، برايمان بسيار دلچسب است.

کاپ قهرمانی را محمود احمدی نژاد اهدا کرد. خادم که روی سکوی قهرمانی حاضر نشده بود، در ادامه گفت: در اين مسابقات نواقصی داشتيم و اميدواريم که برای مسابقات اصلی آنها را بر طرف کنيم.

رسول خادم يادآور شد: خوشبختانه توانستيم با شکست روسيه انتقام کشتی فرنگی را هم بگيريم. البته تيم فرنگی ايران خيلی خوب بود، ولی روسيه در فرنگی بسيار قدرتمند ظاهر شده بود.

مرگ یک معترض دیگر بحرینی در اثر خشونت پلیس

تصاویر گروهی از معترضین که در طول دو سال گذشته توسط ماموران حکومت بحرین کشته شده اند

یکی دیگر از معترضان بحرینی که هفته گذشته مورد حمله پلیس قرار گرفته بود، در اثر شدت جراحات در بیمارستان درگذشت.
محمود الجزیری که بیست سال سن داشت سومین شهروند شیعه بحرینی است که در طول هفته گذشته در اثر خشونت پلیس کشته شد.
در تظاهرات هفته گذشته به مناسبت دومین سالگرد آغاز حرکت اصلاحی بحرین، حسین الجزیری، جوانی ۱۶ ساله نیز در اثر شلیک مستقیم پلیس از فاصله نزدیک کشته شد.
حزب الوفاق، که حزب اصلی اکثریت شیعه بحرین است، با انتشار یک ویدیو صحنه شلیک پلیس به محمود الجزیری از فاصله حدود ۱۲ متری را به وضوح نشان می دهد.
پلیس بحرین مدعی است تنها یک نفر - آقای محمود الجزیری - در اثر حمله پلیس آسیب دید و در بیمارستان در گذشت اما عکسی که توسط حزب الوفاق منتشر شده است به وضوح صحنه شلیک به حسین الجزیری در داخل یک کوچه را نشان می دهد که مامور پلیس شلیک کننده در سر کوچه کمتر از ده متر با او فاصله داشت.
با آن که اکثریت مردم بحرین شیعه هستند، قدرت در اختیار اقلیت سنی آن کشور قرار دارد و شیعیان همواره از تبعیض گسترده شکایت کرده‌اند.
دولت بحرین در واکنش به تظاهرات دو سال اخیر، اعتراضات خیابانی و برگزاری تجمعات را غیرقانونی اعلام کرده اما معترضان به این ممنوعیت وقعی ننهاده و بارها دست به تظاهرات زده‌اند.
دولت نیز به طور مرتب مدافعان حقوق بشر را بازداشت و زندانی می‌کند.
'زندانیان سیاسی را آزاد کنید'
سازمان حقوق بشری عفو بین‌الملل در دومین سالگرد ناآرامی‌های بحرین، خواهان آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی در آن کشور شده است.
دهها فعال بحرینی در حال حاضر زندانی هستند و گروهی از آنها به حبس ابد محکوم شده‌اند.
عفو بین الملل گفته زمان آزادی کسانی فرا رسیده است که صرفا به خاطر ابراز عقیده و استفاده از حق آزادی بیان، به زندان افتاده اند.
محققان ین سازمان در سفری تحقیقاتی به بحرین با هفت زندانی سیاسی که در زندانی در منامه محبوسند، ملاقات کردند.
یکی از این زندانیان نبیل رجب است که به جرم "ترغیب به شرکت در تجمعات غیرقانونی" به حبس محکوم شده است.
محققان عفو بین الملل می گویند آقای رجب به آنها گفته مقامات زندان به او هشدار داده اند که به انگلیسی صحبت نکند.
همین منابع از قول آقای نبیل گفته اند: "مجازات عدم اطاعت سلول انفرادی است. تهدیدم کردند که اگر از حقوق بشر حرف بزنم مجازات می شوم."

هفته مد لندن نمایشگاه مدی که فقط برای لاغرها نیست

هفته مد لندن محل هنرنمایی هزاران طراح لباس بود. اما این فصل مد لباس فقط مخصوص مدلهای سایز صفر یا خیلی لاغر نبود. در یکی از نمایشگاها، زنهای سایز بالا دور هم جمع شدند تا لباس هایی را که متناسب با اندام اونهاست به نمایش بگذارند و بگن زیبایی به لاغری نیست.
سعیده هاشمی گزارش می دهد.

ویندوز میدیا پلیر نسخه ۹
فلش پلیر نسخه ۹.۰.۱۱۵.۰ برای پخش ویدیوی فرمت h.۲۶۴
اگر مشکلی با تماشای ویدیوها داشتید با ایمیل persian@bbc.co.uk با ما تماس بگیرید یا از طریق صفحه

تماس با ما پیام خود را ارسال کنید

سرگرمی آخوند شیزوفرنیک در حال مستند سازی بیماری روانی خودش با موضوع "زنان باکره"

مشخصهٔ این بیماری عدم توانایی درک و یا بیان واقعیت است. این بیماری دارای عوارضی همچون عدم ارتباط منطقی در رفتار و گفتار و هذیان و توهم است. تشخیص این بیماری با مصاحبه با بیمار و مشاهده رفتار او میسر می‌شود. این بیماری نوعی قطع ارتباط با واقعیت است، که بطور مشخص شامل هذیان (عقائد نادرست درباره وقایع یا اشخاص) و توهم (دیدن یا شنیدن چیزهایی که وجود خارجی ندارند) می باشد.با ۲۵ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش سرگرمیلینک مستقیم

درگذشت پدر عروس خامنه ای؛ عزیزالله خوشوقت به مکه رفت و برنگشت

عزیزالله خوشوقت از روحانیون تندروی نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی و پدر عروس وی، در سال ۱۳۰۵ به دنیا آمده بود.

برخی طرفداران سیدعلی خامنه ای از خوشوقت به عنوان مرجع تقلید نام می بردند ولی او تنها امام جماعت مسجد امام حسن در خیابان شریعتی تهران بود و رساله ای هم نداشت.

از او به عنوان یکی از فتوادهندگان قتل های زنجیره ای نام برده می شود.

در پرونده بازجویی سعید امامی، معاون سابق وزارت اطلاعات که در پرونده قتل های زنجیره ای متهم بود، آمده هنگامی که بازجو از امامی سؤال می کند آیا کشتن مخالفان، رویه امنیتی داشت و با حکم "حفظ نظام از واجبات است" انجام می‌شد یا حکم های موضوعی نیز داشت، سعید امامی پاسخی می دهد که شاید بتوان آن را مهم ترین فراز بازجوئی‌های وی تلقی کرد.

وی در جواب می‌گوید: "فلاحیان با وجود آنکه خود حاکم شرع بود، اما معمولا و در موارد حساس احکام حذف محاربان را شخصا صادر نمی‌کرد. او این احکام را از آیت‌الله خوشوقت، آیت‌الله مصباح، آیت‌الله خزعلی، آیت‌الله جنتی و گاها نیز از حجت‌الاسلام محسنی اژه‌ای دریافت می‌کرد و به دست ما می‌داد. ما فقط به آقایان اخبار و اطلاعات می‌رساندیم و بعد هم منتظر دستور می‌ماندیم. مثلا وقتی باخبر شدیم که حاج احمد آقا [خمینی] در جلسات خصوصی به مسئولان نظام و حتی به ولایت امر اهانت می‌کند. آن را ارجاع دادیم و بلافاصله دستور آمد که همه رفت و آمدهای ایشان را زیر نظر بگیرید و از مکالمات و ملاقاتهای ایشان نوار تهیه کنید. ما هم به مدت یکسال همین کار را کردیم. متأسفانه حاج احمد آقا به راه یک طرفه بدی وارد شده بود که برگشت نداشت. وقتی دستور حذف حاج احمد آقا را آقای فلاحیان به من ابلاغ کرد مضطرب شدم و حتی به تردید فرو رفتم. دو روز بعد همراه با آقای فلاحیان به دیدار آیت‌الله مصباح رفتیم، آقایان محسنی اژه‌ای و بادامچیان هم آنجا بودند البته بعدا حاج آقا خوشوقت هم از بیت [علی خامنه ای] آمدند آنجا و نظر جمع بر این بود که نباید به کسانی که با ولی امر مسلمین خصومت می‌کنند، رحم کرد."

سیدعلی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی دیروز پس از درگذشت خوشوقت به منزل او رفت و به خانواده اش تسلیت گفت. این در حالی است که جنازه خوشوقت هنوز در عربستان است و احتمالا امروز به ایران بازگردد.

برخی دیگر از مسئولان کشور هم درگذشت او را تسلیت گفتند.

کاظم صدیقی، امام جمعه تهران و یکی از شاگردان خوشوقت پیش از این گفته بود: "حضرت آقا [خامنه ای] فرمودند تنها به علم و اراده خودتان تکیه نکنید، طوفان‌ها زیاد است و این طوفان‌ها گاهی اوقات سخت می‌شود و در این طوفان‌ها نمی‌توانید خود را حفظ کنید و باید در این اوقات خودتان را به کسی و یا جایی وصل کنید که شما را حفظ کند. بعد بنده به حضرت آقا گفتم از چه کسی استفاده کنیم؟ رهبر معظم انقلاب در پاسخ گفتند در طوفان ها خود را به آیت الله خوشوقت وصل کنید."

خامنه ای در پیام تسلیتی که به مناسبت درگذشت پدر عروس خود منتشر کرده، او را "عالم ربانی، سالک الی‌الله و عارف بالله" دانسته، از "مجاهدت کم نظیر در تربیت نفوس مستعد و دلهای مشتاق" تجلیل کرده و درگذشتش را "مصیبتی اندوهبار" و "ثلمه‌ای بزرگ" توصیف کرده است.

پدر عروس آیت الله خامنه ای، یک بار دیگر هم در دی ماه ۱۳۹۱ متهم به صدور فتوای قتل مخالفان شد و آن زمانی بود که در مصاحبه با خبرگزاری تسنیم، نزدیک به سپاه پاسداران، از "کافر و مرتد" بودن رهبران جنبش سبز که سران "فتنه" نامیده می شوند سخن گفت.

وی در پاسخ به پرسشی راجع به اظهارات حبیب الله عسگراولادی، از اعضای موتلفه، راجع به "فتنه گر" نبودن میرحسین موسوی و مهدی کروبی هم تاکید کرد: "باید بر روی فتنه‌گران خط قرمز کشید. فتنه ٨٨ تطهیر نمی‌شود. فتنه‌گران کافر و مرتد هستند و تطهیر نمی‌شوند."

این اظهارات از آنجا مورد توجه رسانه ها قرار گرفت که مطابق دیدگاه مذهبی مشهور محافظه کاران حاکم بر ایران، افراد "کافر" و "مرتد" واجب القتل تلقی می شوند. با خبر ساز شدن این اظهارات، آقای خوشوقت، خبر منتسب به خود مبنی بر مرتد و کافر بودن فتنه گران حوادث پس از انتخابات ۸۸ را تکذیب کرد، اما خبرگزاری تسنیم فایل صوتی مصاحبه با این روحانی را منتشر کرد که نشان می داد او چنان سخنانی را بر زبان رانده است.با ۴۳ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش سیاستلینک مستقیم

ﺩﻟﻨﻮﺷﺘﻪ اﻱ ﺑﺮاﻱ ﻣﻴﻼﺩ ﺳﻬﺮاﺏ اﻋﺮاﺑﻲ + ﭘﻮﺳﺘﺮ

ﺑﺮاﺩﺭ سهراب اعرابی در دلنوشته ای بمناسبت تولد برادرش می نویسد: این بار بر عکسِ سالهای پیش نمی گویم باورمان را از دست دادیم بلکه می گویم کمکمون کن تا باورمان را تقویت کنیم و در برابرِ ظلم بایستیم و سکوت نکنیم.به گزارش کلمه، سهیل اعرابی در بیست و سومین سالگرد تولد برادر جانباخته خود می افزاید: سهراب این بار نه شاکی ام،نه ناراحت ،نه ناله‌ای دارم نه رنج نامه ای… این بار بر عکسِ هیشه در شبِ تولدت شادم ، چون میدانم یادِ برادرم در دلها زنده است..چون می دانم یادت همیشه سبز است.سهراب در راهپیمایی ۲۵ خرداد ناپدید شد و در تاریخ ۲۰ تیر مادر سهراب اعرابی مطلع می شود که او کشته شده است.متن کامل این دلنوشته که در اختیار کلمه قرار گرفت به شرح زیر است:برادرم ، شبِ تولدِ توست و من مثل همیشه نوشته‌ای آماده کردم و به رسمِ هر ساله از آنچه بر ما گذشت مینویسم….سهراب این بار نه شاکی ام،نه ناراحت ،نه ناله‌ای دارم نه رنج نامه ای…این بار بر عکسِ هیشه در شبِ تولدت شادم ، چون میدانم یادِ برادرم در دلها زنده است..چون میدانم یادت همیشه سبز است.ازتو ممنونم که در این سال‌ها یاور من بودی و هر چه از تو خواستم به من دادی.ازتو ممنونم که همیشه به فکر ما هستی واز ما مراقبت میکنی.برادرم!این بار من هیچ وجه اشتراکی با مردمی که ۲سال و نیم پیش میشناختم ندارم.مردمی که حتی پول خرید نان هم ندارند!! ولی با این حال همیشه قوی و استوار مقابل سختی‌ها ایستاده اند و همیشه سعی کرده اند بهترین زندگی را داشته باشند.مردمی که همیشه و همیشه محکم بوده اند و هستند.وقتی از دردشان میگویند دلم آتش میگیرد اما چه کنم دستم کوتاه است..با این حال سعی کرده‌ام هرچه در توانم است انجام دهم تاآرامش به آنها بازگردد.نه از کسی دل خورم نه با کسی مشکلی دارم چرا که درکشان میکنم.اما حرفم در آخر نوشته‌ام چیست ؟برادرم!…با ۳۶ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعیلینک مستقیم

«نه!»، روایت شکست یک دیکتاتور

فيلم سينمايی «نه!» محصول کشور شيلی به عنوان نخستين اثر سينمايی است که به نمايندگی از اين کشور برای دريافت جايزه اسکار معرفی شده است.

اين فيلم به بازخوانی لحظه ای سرنوشت ساز در تاريخ معاصر شيلی می پردازد و داستان کارزاری را بازگو می کند که برای ترغيب شيليايی ها به رأی دادن عليه ژنرال پينوشه در يک همه پرسی ملی به راه افتاد.

به گزارش «ان پی آر»، پابلو لارين، کارگردان فيلم «نه!»، داستان فيلم را حماسی توصيف می کند «که روايتگر ماجرای پيروزی يک ملت است.» لارين می افزايد فيلمش نشان می دهد که چطور مردم شيلی ديکتاتوری را شکست دادند که «شايد يکی از بزرگترين حرامزاده هايی باشد که بشريت تا کنون به خود ديده است.»
​با ۲۸ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش هنر و ادبیاتلینک مستقیم

محاکمه عضو حزب‌الله در قبرس و اتهام به ایران

محاکمه یک جوان لبنانی‌تبار سوئدی که اعتراف کرده عضو حزب‌الله است، به اتهام زمینه‌چینی برای ترور گردشگران اسرائیلی در قبرس آغاز شد. اسرائیل جمهوری اسلامی را "آمر" عملیات تروریستی حزب‌الله می‌داند.
پلیس قبرس هفتم ژوئیه سال ۲۰۱۲ جوان ۲۴ ساله‌ای به نام حسام طالب یعقوب را بازداشت کرد که تابعیت دوگانه لبنانی – سوئدی دارد. او اعتراف کرده که از سال ۲۰۰۷ عضو حزب‌الله لبنان بوده و به عنوان پیک این تشکیلات ماموریت‌هایی در ترکیه، هلند و فرانسه داشته است.

اتهام اسرائیل به ایران

 

محاکمه یعقوب در دادگاهی در شهر لیماسول قبرس در جریان است. او متهم شده که از سوی شاخه نظامی حزب‌الله ماموریت داشته زمینه‌ی ترور گردشگران اسرائیلی در قبرس را فراهم کند.

 

"اشپیگل آنلاین" روز جمعه (۲۲ فوریه/ ۴ اسفند) در گزارشی نوشت چنانچه اثبات شود حزب‌الله لبنان قصد انجام عملیات تروریستی در قبرس را داشته، با توجه به عضویت این کشور در اتحادیه اروپا، این ماجرا ابعاد گسترده‌ای پیدا خواهد کرد.

 

اسرائیل حزب‌الله را متهم می‌کند که در پنج سال گذشته دست به عملیات تروریستی مختلفی علیه شهروندان اسرائیل، از جمله در کشورهای تایلند، کنیا، هند و بلغارستان زده است.

 

به گزارش رادیو دولتی اسرائیل رئیس جمهور این کشور پنج‌شنبه، سوم اسفند از اتحادیه اروپا خواست حزب‌الله را در فهرست گروه‌های تروریستی قرار بدهد زیرا به گفته‌ی او "اکنون شواهد بیشتری در مورد ماهیت خرابکاری و فعالیت‌های تروریستی حزب‌الله و آمران ایرانی آن در دست است."

 

اتهام بلغارستان به حزب‌الله

 

دولت بلغارستان اخیرا اعلام کرد که شواهد قابل اعتنایی حکایت از دست داشتن حزب‌الله در ترور گردشگران اسرائیلی در نزدیکی فرودگاه بورگاس در ژوئیه سال ۲۰۱۲ دارد. در این حادثه پنج گردشگر اسرائیل و راننده محلی آنها بر اثر انفجار بمب به قتل رسیدند.

 

وزارت کشور بلغارستان می‌گوید دو نفر از سه تروریستی که به عنوان عاملان این بمب‌گذاری شناسایی شده‌اند عضو حزب‌الله لبنان بوده‌اند و این عملیات نمونه‌ای از طرح‌های سراسری حزب‌الله "برای ضربه زدن به اسرائيلی‌ها" است. 

 

رسانه‌های قبرسی گزارش داده‌اند که دستگیری حسام طالب یعقوب پس از هشدار ماموران امنیتی و اطلاعاتی اسرائیل صورت گرفته است.

 

به گزارش نشریه آمریکایی نیویورک تایمز یعقوب اعتراف کرده که از سوی حزب‌الله آموزش دیده اما این آموزش تنها برای "دفاع از لبنان" بوده است.

 

ماموریت در فرانسه و هلند

 

یعقوب در دادگاه گفته است که از سوی فردی در لبنان که هرگز چهره‌اش را ندیده به ماموریت‌هایی در ترکیه و چند کشور اروپایی اعزام شده است. به گفته‌ی او این مرد ماسک به چهره می‌زده  و از نام مستعار استفاده می‌کرده است.

 

عضو دستگیر شده حزب‌الله در قبرس در سال‌های گذشته در لبنان به کار واردات و فروش کفش و پوشاک مشغول بوده و قصد داشته وارد تجارت آب میوه شود.

 

یعقوب گفته است در یکی از ماموریت‌هایی که ظاهرا برای حزب الله انجام شده، باید چند کیسه را در شهر لیون فرانسه تحویل می‌گرفته و به لبنان می‌برده است. او در ماموریت دیگری یک تلفن همراه را با دو سیم کارت که در میان روزنامه قرار گرفته بود از لبنان به آمستردام حمل کرده است.

 

ردگیری گردشگران اسرائیلی

 

جوان لبنانی تبار اواخر ماه ژوئن ۲۰۱۲ از سوئد به لندن و از آنجا به قبرس رفته است. او از سوی همان فرد ناشناس در لبنان ماموریت داشته دو مکان را شناسایی کند، دو سیم کارت قبرسی بخرد و آدرس چند کافه اینترنتی در نیکوزیا و لیماسول را تهیه کند.

 

دو مکان یاد شده یکی پارکینگ بوده و دیگری هتلی که بسیاری از گردشگران اسرائیلی در آن اقامت می‌کنند. بنابر گزارش‌ها پلیس قبرس هنگام دستگیری یعقوب دفترچه کوچک قرمز رنگی نزد او پیدا کرده که در آن شماره دو اتوبوس مخصوص گردشگران اسرائیلی نوشته شده است.

 

انفجار اتوبوس گردشگران اسرائیلی در بلغارستان حدود دو هفته پس از بازداشت یعقوب رخ داد. هنوز بسیاری از جزییات ماموریت‌های یعقوب و میزان ارتباط آنها با برنامه‌های حزب‌الله مبهم است.

 

عضو حزب‌الله اتهام فعالیت تروریستی را رد کرده است. چنانچه دادگاه قبرس فعالیت تروریستی حزب‌الله در اروپا را اثبات کند، این تشکل ممکن است در فهرست گروه‌های تروریستی اتحادیه اروپا قرار بگیرد.

 

اشپیگل آنلاین می‌نویسد، عملیات تروریستی احتمالی حزب‌الله در کشورهای مختلف، به دلیل نزدیکی این تشکیلات با جمهوری اسلامی بخشی از جنگ پنهان ایران و اسرائیل تفسیر می‌شود. ایران هرگونه دخالت در فعالیت‌های تروریستی را رد می‌کند.

ایمیل توهین آمیز نسبت به دانشجوی ایرانی خبر ملی  سوئد شد

استکهلمیان – ایمیل یک دانشجوی ایرانی که به دانشگاه "دالارنا" ارسال شده بود و پاسخ یک کارمند دانشگاه به آن تبدیل به یکی از تیترهای خبری ملی روز جمعه  22 فوریه سوئد شد.

مهران محمودی دانشجوی 23 ساله ایرانی  دانشگاه اپسالا که جهت شرکت در یک کورس "حقوق ورزشی" در  دانشگاه "دالارنا" پذیرفته شده بود برای اطلاع از اینکه چگونه باید خود را ثبت نام کند ایمیلی به  دانشگاه "دالارنا" ارسال کرد. کارمند گیرنده ایمیل در دانشگاه آن را با توضیح  زیرجهت پاسخگویی به همکارش در بخش مربوطه فور وارد ( ارسال) نمود:
با ۳۵ امتیاز و ۵ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعیلینک مستقیم

بعد از ۲۰۱۴ حدود ۱۲ هزار نیرو ناتو در افغانستان باقی خواهند ماند

لئون پاناتا، وزیر دفاع آمریکا

مقام‌های آمریکایی گفته‌اند از ۸ تا ۱۲ هزار نیروی مشترک ناتو بعد از سال ۲۰۱۴ در افغانستان باقی خواهند ماند.
ولی هنوز روشن نیست که سهم نیروهای خود آمریکا در این میان چه تعداد خواهد بود.
قبلا توماس د مزیر، وزیر دفاع آلمان گفته بود که، لئون پاناتا، وزیر دفاع آمریکا به او گفته است که از ۸ تا ۱۲ هزار سربازان آمریکایی بعد از ۲۰۱۴ در افغانستان باقی خواهند ماند.
بعدا آقای پاناتا، اظهارات وزیر دفاع آلمان را رد کرد و گفت: "روی گزینه‌های متعددی بحث شد ولی هیچگونه تعهدی اعلام نشده است."
آقای پاناتا روز جمعه ۴ حوت/اسفند در پایان نشست وزیران دفاع سازمان آتلانتیک شمالی "ناتو" با خبرنگاران صحبت می‌کرد.
آقای پاناتا، قبلا گفته بود که مقام‌های آمریکایی برنامه دارند تا نیروهای آن کشور در نقاط مختلف افغانستان از جمله کابل باقی بمانند.
به گفته آقای پاناتا، مقام‌های پنتاگون برنامه‌ای را در دست دارند که نظر به آن نیروهای آمریکایی ماموریت مشاوره و آموزش را برای نیروهای امنیتی افغان، بعد از خروج نیروهای رزمی آمریکا در سال ۲۰۱۴ ادامه خواهند داد.
نظر به این برنامه نیروهای آمریکایی یک واحد کوچک ضد تروریسم را برای مهار شورشیان در افغانستان نگه‌ می‌دارد.
ارتش بزرگتر
وزیر دفاع آمریکا همچنین گفت که رئیس جمهوری آمریکا برنامه نگهداری شمار ۳۵۲ هزار سرباز افغان را تا ۵ سال دیگر به طور جدی بررسی می‌کند.
نگهداری ارتش بزرگتر، بخشی از تلاشی است که دولت آمریکا برای ایجاد امنیت و ثبات در افغانستان می‌کند.
یک مقام ناتو گفته است آمریکا می‌کوشد به افغان‌ها اطمینان بدهد که آمریکا و متحدانش بعد از ختم ماموریت رزمی آنها در سال ۲۰۱۴ این کشور را رها نخواهند کرد، و این چیزی است که اعضای ناتو هم به آن فکر می‌کنند.
اگر ناتو با این شمار سرباز در ارتش افغانستان موافقت کند هزینه سالانه نگهداری این نیروها ۲ میلیارد دلار بالاتر از آنچه می‌شود که قبلا اعلام شده بود.
هزینه سال جاری ارتش ۳۵۲ هزار نفری افغانستان ۶ و نیم میلیارد دلار هست که نزدیک به ۶ میلیارد آن را آمریکا تامین می‌کند.
آمریکا قرار است تا پایان سال ۲۰۱۴ شمار زیادی از نزدیک به ۶۶ هزار نیروی رزمی خود را از افغانستان خارج کند.

رسول خادم روی سکوی قهرمانی نرفت و از رئیس جمهور مدال نگرفت/خوشحالم،چون مردم خوشحال شدند

کشتی - مربی کشتی آزاد ایران می گوید که با شکست دادن روسیه انتقام کشتی فرنگی را هم گرفتند.

مرگ ستاره فوتبال؛ تنها حادثه تلخ جام جهانی کشتی آزاد و فرنگی

در جام جهانی کشتی آزاد و فرنگی، جلوه‌های زیبایی رقم خورد که بازتاب چشمگیری در رسانه‌های خبری داشت. بازتاب دوستی بین ورزشکاران ایرانی و آمریکایی در این رقابت‌ها حتی از نتایج مسابقات هم بیشتر بود.
سایت فدراسیون کشتی آمریکا میزبانی ایران از مهمانان آمریکایی را ستود و آن را سرشار از رفتارهای جوانمردانه توصیف کرد. 

لاری جونز قهرمان سال ۱۹۹۱ جهان و سرمربی تیم ملی آمریکا به اتفاق ریچارد بندر مدیر اجرایی فدراسیون کشتی این کشور، گزارش‌های مثبتی از اتفاقات تهران را به آمریکا مخابره کردند. این سایت درباره جو مسابقه ایران و آمریکا نوشته: «رفتارهای جوانمردانه از سوی هواداران را دیدیم. نشانه‌های فراوانی از احترام متقابل بین کشتی‌گیران ایرانی و آمریکایی به چشم می‌خورد. به هم دست می‌دادند و یکدیگر را در آغوش می‌کشیدند. جمعیت هم مدام تشویق می‌کردند و سرشار از شور و اشتیاق بودند.»

 

در این بین اما یک اتفاق تلخ هم رخ داد و جامعه ورزش ایران را عزادار کرد. ناظم گنجاپور از ستارگان دهه ۵۰ فوتبال ایران، برای دیدن مسابقات جام جهانی کشتی به سالن ۱۲ هزار نفری ورزشگاه آزادی رفته بود. سالنی مملو از جمعیت که حدود ۱۵ هزار نفر، نشسته و ایستاده، چشم به تشک دوخته بودند.

 

جالب آن که همزمان و ۵۰۰ متر آن طرف تر،  رقابت فوتبال بین تیم‌های  استقلال و صنعت نفت آبادان در حال برگزاری بود اما این پیشکسوت فوتبال، تماشای مسابقه کشتی را ترجیح داده بود. او نظاره‌گر برتری ۶ -۱ تیم ملی کشتی آزاد ایران مقابل آمریکا بود.

 

پس از برتری حسن رحیمی، مسعود اسماعیل‌پور، مهدی تقوی، احسان لشگری، حامد تاتاری و کمیل قاسمی مقابل رقبای سرشناس آمریکایی، گنجاپور ورزشگاه آزادی را ترک گفت و در حین بازگشت به منزل، در سن ۷۰ سالگی چشم از جهان فروبست. 

 

درگذشت ناظم گنجاور

 

گنجاپور از ستارگان پرسپولیس و نسل طلایی مکتب فوتبال شاهین است. او صاحب رکوردهای ماندگاری در فوتبال ایران هم هست. مثلاً در سال ۱۳۴۶ قبل از انحلال باشگاه شاهین و تشکیل پرسپولیس، با هت‌تریک خود آخرین گل‌ها را برای این تیم در برابر تهران‌جوان به ثمر رساند. نکته‌ جالب این است که اولین گل رسمی پرسپولیس و همچنین اولین گل این تیم در شهرآورد بزرگ تهران مقابل تاج را نیز خود گنجاپور به ثمر رسانده.

 

او همچنین به تیم ملی فوتبال ایران هم دعوت شد و در سال ۱۹۶۷ در جام عمران منطقه‌ای،  در برابر پاکستان به میدان رفت. گنجاپور سپس به مربیگری روی آورد و پیش از انقلاب اسلامی، هدایت تیم فوتبال شهباز را برعهده گرفت. 

 

باشگاه پرسپولیس با صدور پیامی درگذشت گنجاپور را ضایعه‌ای بزرگ و غم‌انگیز دانسته و به خانواده فوتبال ایران تسلیت گفته. 

 

ناظم گنجاپور اول فروردین ۱۳۲۲ در اهواز متولد شد. فوتبال را با تیم معروف آن روزهای اهواز یعنی کلوپ شنا آغاز کرد. اوایل دهه چهل به تهران آمد و پیراهن شاهین را پوشید و نقش مهمی در قهرمانی‌های شاهین در باشگاه‌های تهران داشت. وقتی شاهین منحل شد، این ستاره خوزستانی نیز همراه با ستارگان این تیم راهی پرسپولیس شد.

 

 گنجاپور در اولین روزهای حضورش در پرسپولیس گلزن اول سرخپوشان بود و پنج گل در جام حذفی و سه گل در جام باشگاه‌های تهران زد که آخرین گل رسمی او برای پرسپولیس، اولین گل سرخپوشان در تاریخ شهرآوردهای تهران نیز بود.

 

پس از حذف پرسپولیس از جام باشگاه‌های تهران، ستارگان این تیم راهی پیکان شدند که گنجاپور نیز در میان آن‌ها بود. او در پیکان یک سال بازی کرد و با این تیم قهرمان باشگاه‌های تهران و جام بین المللی دوستی شد. در سال ۱۳۴۹ به همراه سایر پرسپولیسی‌ها به جمع سرخپوشان بازگشت و در سال ۱۳۵۱ به تیم پاس تهران رفت و مدت کوتاهی در این تیم بازی کرد.

 

 ناظم گنجاپور در ۳۰ سالگی کفش‌هایش را آویخت و وارد عرصه مربیگری شد. او بعد از بازگشایی مجدد باشگاه شاهین که این بار با نام شهباز بود، به این تیم رفت و دستیار آلن راجرز شد. شهباز در سال ۱۳۵۴ قهرمان باشگاههای تهران شد و به لیگ تخت جمشید راه یافت. در فصل ۱۳۵۵ لیگ تخت جمشید، وقتی راجرز این تیم را ترک کرد، گنجاپور در ادامه فصل سرمربی این تیم شد.

 

 شهباز با مربیگری گنجاپور مدعی قهرمانی بود و در نهایت با یک امتیاز کمتر نسبت به پرسپولیس در رده سوم قرار گرفت. گنجاپور غیر از آن‌که بارها به تیم ملی دعوت شده، چند بار نیز برای تیم منتخب تهران به میدان رفته.

 

همایون بهزادی از ستارگان تاریخ فوتبال ایران درباره آخرین دیدارش با گنجاپور گفته است: دو هفته پیش جلسه پیشکسوتان در ساختمان باشگاه پرسپولیس بود. مرحوم گنجاپور نیز به اتفاق بنده، حسین کلانی، پروین، وطنخواه، هادی طاووسی، آشتیانی و بقیه از مدعوین بود اما هیچ صحبتی در آن جلسه نکرد و فقط گفت؛ من در حضور بزرگترهای خودم صحبت نمی‌کنم. فقط خوشحالم که بعد از مدت‌ها دور هم جمع شده‌ایم و با همدیگر گفت‌وگو می‌کنیم.

يک ديپلمات ارشد ايرانی از نروژ درخواست پناهندگی کرد

يک روزنامه نروژی روز جمعه خبر داد که يک ديپلمات ارشد ايران در سفارت جمهوری اسلامی در اسلو درخواست پناهندگی خود را تسليم مقام‌های اين کشور کرده است.

روزنامه «داگبلادت» در شماره روز ۲۲ فوريه- چهارم اسفندماه- خود نوشت که اين ديپلمات برای چندين سال در سفارت ايران مشغول به کار بود و در حال حاضر در محلی ناشناس همراه با خانواده‌اش زندگی می کند.با ۵۱ امتیاز و ۱۰ نظر فرستاده شده در بخش سیاستلینک مستقیم

ایران قهرمان جام جهانی کشتی آزاد شد

تیم ملی کشتی آزاد ایران در فینال جام جهانی کشتی آزاد با شش بر یک تیم روسیه را شکست داد و برای دومین سال پیاپی قهرمان جام جهانی شد.
در فینال این مسابقات که در ورزشگاه آزادی برگزار می شد، حسن رحیمی (۵۵ کیلوگرم)، مسعود اسماعیل پور (۶۰ کیلوگرم)، صادق گودرزی (۷۴ کیلوگرم)، احسان لشگری (۸۴ کیلوگرم)، حامد تاتاری (۹۶ کیلوگرم) و کمیل قاسمی (۱۲۰ کیلوگرم) بر حریفان خود پیروز شدند و فقط مهدی تقوی (۶۶ کیلوگرم) مغلوب حریف روس خود شد.
ایران روز گذشته (پنجشنبه ۳ اسفند) با پیروزی مقابل تیم های ژاپن، گرجستان، بلغارستان و آمریکا در مرحله گروهی به فینال این مسابقات راه یافته بود.
ایران سال گذشته در این مسابقات که در باکو برگزار شد در فینال میزبان را شکست داد و قهرمان شد.
در تاریخ این مسابقات که از سال ۱۹۷۳ برگزار می شود ایران و روسیه (دو بار در قالب تیم شوروی) هفت بار مقابل هم در فینال قرار گرفتند که امسال برای اولین بار ایران توانست در فینال روسیه ر ا شکست دهد و به چهارمین قهرمانی خود در این مسابقات دست یابد.
دو روز پیش تیم ایران در فینال جام جهانی کشتی فرنگی ۵ بر ۲ مغلوب روسیه شد و فرصت چهارمین قهرمانی پیاپی در این بازی ها را از دست داد. بسیاری از کارشناسان علت باخت ایران در این مسابقات با توجه به امتیاز میزبانی ایران، نبودن محمد بنا در کنار تیم ایران بر شمردند.
محمد بنا که موفق شد در لندن ایران را برای نخستین بار به سه مدال طلا در کشتی فرنگی برساند، پس از پایان بازی های المئیگ از سرمربی گری تیم ایران کناره گیری کرد.

ایران قهرمان جام جهانی کشتی آزاد شد

محمود احمدی نژاد در کنار اعضای تیم آمریکا

تیم ملی کشتی آزاد ایران در فینال جام جهانی کشتی آزاد با شش بر یک تیم روسیه را شکست داد و برای دومین سال پیاپی قهرمان جام جهانی شد.
در فینال این مسابقات که در ورزشگاه آزادی برگزار می شد، حسن رحیمی (۵۵ کیلوگرم)، مسعود اسماعیل پور (۶۰ کیلوگرم)، صادق گودرزی (۷۴ کیلوگرم)، احسان لشگری (۸۴ کیلوگرم)، حامد تاتاری (۹۶ کیلوگرم) و کمیل قاسمی (۱۲۰ کیلوگرم) بر حریفان خود پیروز شدند و فقط مهدی تقوی (۶۶ کیلوگرم) مغلوب حریف روس خود شد.
در مسابقه رده بندی تیم آمریکا با پیروزی بر بلاروس به مقام سوم این رقابت ها دست پیدا کرد.
محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران که هنگام اهدای مدال های در ورزشگاه حضور داشت، با اعضای تیم ملی آمریکا دست داد.
روز گذشته مسئولان کشتی آمریکا که در حاشیه برگزاری جام جهانی کشتی در ایران به سر می برند، از کشتی گیران این کشور دعوت کردند که برای انجام یک مسابقه نمادین، روز ۱۶ مه (۲۶ اردیبهشت) امسال در میدان تایمز نیویورک در مقابل هم قرار گیرند.
در این ملاقات ریچ بندرخطاب به محمد علی آبادی، رئیس کمیته ملی المپیک ایران گفت: "من می خواهم از شما دعوت کنم تا برای برگزاری مسابقه کشتی در روز ۱۶ مه در میدان تایمز به شهر نیویورک بیایید."

در تاریخ مسابقات جام جهانی کشتی آزاد که از سال ۱۹۷۳ برگزار می شود ایران چهار بار قهرمان شده است

بر اساس تصاویری که خبرگزاری رویترز منتشر کرده، آقای علی آبادی به دعوت او جواب مثبت داده است.
ایران روز گذشته (پنجشنبه ۳ اسفند) با پیروزی مقابل تیم های ژاپن، گرجستان، بلغارستان و آمریکا در مرحله گروهی به فینال این مسابقات راه یافته بود.
ایران سال گذشته در این مسابقات که در باکو برگزار شد در فینال میزبان را شکست داد و قهرمان شد.
در تاریخ این مسابقات که از سال ۱۹۷۳ برگزار می شود ایران و روسیه (دو بار در قالب تیم شوروی) هفت بار مقابل هم در فینال قرار گرفتند که امسال برای اولین بار ایران توانست در فینال روسیه ر ا شکست دهد و به چهارمین قهرمانی خود در این مسابقات دست یابد.
دو روز پیش تیم ایران در فینال جام جهانی کشتی فرنگی ۵ بر ۲ مغلوب روسیه شد و فرصت چهارمین قهرمانی پیاپی در این رقابت ها را از دست داد.
بسیاری از کارشناسان علت باخت ایران کشتی فرنگی در این مسابقات را با توجه به امتیاز میزبانی ایران، نبودن محمد بنا در کنار تیم ایران بر شمردند.
محمد بنا که موفق شد در لندن ایران را برای نخستین بار به سه مدال طلا در کشتی فرنگی برساند، پس از پایان بازی های المپیک از سرمربی گری تیم ایران کناره گیری کرد.

به مناسبت روز جهانی زبان مادری... زبان‌های محلی؛ فرصت‌ها و آسیب‌ها

اصل 15 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران استفاده از زبان‌های محلی را در رسانه‌های عمومی ‌آزاد و بلامانع و مجوز تدریس «ادبیات محلی» را نیز در مدارس صادر کرده است. بر اساس این اصل زبان فارسی نیز زبان اداری و رسمی‌کشور است. قانون اساسی مشروطه در خصوص مسئله زبان رسمی‌کشور ساکت بود. به نظر می‌رسد در آن دوره هیچ‌گونه بحثی در این خصوص وجود نداشت که فارسی بايد به عنوان زبان ملی و رسمی ‌ایران شناخته شود و تحریر این قانون به زبان فارسی نشانه‌ای بر رسمیت آن به شمار می‌رفت.

در تطور و شکل‌گیری زبان فارسی، نخبگان ادبی و علمی ‌همه نواحی و مناطق کشور سهیم بوده‌اند. برای نمونه تبریز از دیرباز کانون ادب و زبان فارسی بوده است. بیش از 400 شاعر فارسی‌گوی در مقبره‌الشعرای تبریز به خاک سپرده شده‌اند که از میان آن‌ها می‌توان به اسدی توسی، ظهیر فاریابی، قطران، مانی شیرازی، شاپور نیشابوری، همام تبریزی، انوری و... اشاره کرد. چند سالی است که در اوایل اسفند در شبکه‌های اجتماعی و تارنماهای اینترنتی مباحثی در خصوص زبان مادری و توجه بیشتر به زبان‌های محلی مطرح می‌شود. اغلب طرفداران زبان مادری ادعاهایی پیرامون «ممنوعیت» زبان‌های محلی در کشور می‌کنند. همین ادعا در مراحل بعدی مبنای تحلیل در خصوص وضعیت حقوق بشر در حوزه اقلیت‌ها و اقوام در ایران قرار می‌گیرد؛ اما آیا واقعا در ایران زبان‌های محلی مورد بی‌مهری قرار می‌گیرند؟ هنگامی‌ که از مفهوم ممنوعیت زبان‌های محلی در کشور استفاده می‌شود، ناگزیر ذهن به وضعیت دولت‌هایی متبادر می‌شود که در مراجع رسمی ‌آن‌ها، استفاده از زبانی غیر از زبان رسمی ‌ممنوع بوده و احیانا این شرایط سبب تضییع حقی از شهروندان می‌شود. در ایران علاوه بر اینکه شبکه‌های استانی به صورت روزانه برنامه‌هایی به زبان‌های متداول محلی تهیه و پخش می‌کنند، استفاده از سایر زبان‌های ایرانی نیز در دادگاه‌ها، دفاتر ثبت اسناد رسمی، مراجع انتظامی ‌و ... آزاد است. به این معنی که اگر یک شهروند کُردزبان شکایتی در مرکز پلیس یا دادگستری استان، مطرح کند یا به هر دلیل در این دوایر حضور پیدا کند، صحبت کردن وی به زبان محلی سبب تضییع حق وی نخواهد بود.فراموش نکنیم تا یک ماه پیش، دفاعیه حقوقی به زبان کردی در محاکم ترکیه مسموع نبود و انتخاب نیروهای پلیس، سردفتران و قضات در مناطق کردنشین از میان شهروندان ترک صورت می‌گرفت تا هیچ زمینه‌ای برای تکلم به زبان کردی وجود نداشته باشد.با ۳۴ امتیاز و ۸ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعیلینک مستقیم

تیم ملی کشتی آزاد ایران قهرمان جام‌جهانی شد

سحام نیوز: دیدار فینال رقابت‌های جام‌جهانی کشتی آزاد در شرایطی عصر جمعه در سالن ۱۲ هزار نفری مجموعه ورزشی آزادی برگزار شد که ملی‌پوشان ایران قبل از پایان مسابقات، قهرمانی خود را مسجل کرده بود. این مسابقه با نتیجه ۶ بر ۱ به نقع ایران پایان گرفت.
به گزارش مهر، در این دیدار که ملی پوشان ایران و روسیه به مصاف هم رفتند، بیش از ۱۵ هزار تماشاگر با حضور در سالن ۱۲ هزار نفری آزادی به تشویق ملی پوشان ایران پرداختند. نتایج این رقابت به شرح زیر است:
* وزن ۵۵ کیلوگرم: 
- حسن رحیمی(ایران) - نریمان اسرافیلوف(روسیه) برنده: رحیمی (یک بر صفر – ۴ بر صفر)
* وزن ۶۰ کیلوگرم:
- مسعود اسماعیل پور(ایران) - الکساندر بوگوموف(روسیه) برنده: اسماعیل پور (یک* بر یک – ۲ بر یک)
* وزن ۶۶ کیلوگرم: 
- مهدی تقوی(ایران) با گوگایف(روسیه) برنده: گوگایف (صفر بر یک – یک بر ۳)
* وزن ۷۴ کیلوگرم: 
- صادق گودرزی(ایران) - کابر هوژبتی(روسیه) برنده: گودرزی (۳ بر ۲ – صفر بر یک – ۴ بر ۳)
* وزن ۸۴ کیلوگرم: 
- احسان لشگری(ایران) با ماگومد ابراگیموف(روسیه) برنده: لشگری( یک بر صفر – یک بر صفر)
* وزن ۹۶ کیلوگرم: 
- حامد تاتاری(ایران) - یوری بیلونوفسکی(روسیه) برنده: تاتاری (۳ بر صفر – ۲ بر صفر)
* وزن ۱۲۰ کیلوگرم: 
- کمیل قاسمی(ایران) - فیلیکس تساریکایف(ایران) برنده: قاسمی (یک بر صفر – ۳ بر صفر)
پس از مسجل شدن قهرمانی تیم ملی کشتی آزاد ایران محمود احمدی نژاد وارد سالن ۱۲ هزار نفری آزادی شد.

قهرمانی تیم ملی کشتی آزاد ایران در جام جهانی ۲۰۱۳

تیم ملی کشتی آزاد ایران با پیروزی احسان لشگری در وزن ۷۴ کیلوگرم قهرمان چهل و یکمین دوره پیکارهای جام جهانی کشتی آزاد در سال ۲۰۱۳ شد.
به گزارش ایرنا، این مسابقه عصر امروز (جمعه) و لحظاتی پیش در سالن مملو از تماشاگر ۱۲ هزار نفری مجموعه ورزشی آزادی تهران برگزار شد و احسان لشگری در دو وقت متوالی و با نتایج یک بر صفر و ۲ بر صفر ماگومد ابراهیم اف روس را شکست داد.
پیش از این، حسن رحیمی، مسعود اسماعیل پور و صادق گودرزی در وزن های ۵۵، ۶۰ و ۷۴ کیلوگرم مقابل حریفان روس خود پیروز شده و مهدی تقوی در وزن ۶۶ کیلوگرم شکست خورده بود.
چهل و یکمین دوره پیکارهای جام جهانی کشتی آزاد، در این پیکارها که از روز پنجشنبه آغاز شد، تیم های روسیه و ایران با شکست رقبای خود در دیدارهای گروهی، به عنوان تیم های برتر دو گروه ˈآˈ و ˈبیˈ به دیدار نهایی صعود کردند.
تیم ملی کشتی آزاد ایران در دورهای اول تا چهارم رقابت های مرحله مقدماتی در گروه ˈبیˈ، تیم های ژاپن، بلغارستان، گرجستان و آمریکا را به ترتیب با نتایج ۷ بر صفر، ۶ بر یک، ۷ بر صفر و ۶ بر یک شکست داده بود.
در پیکارهای جام جهانی کشتی آزاد در سال ۲۰۱۳ که به صورت تیم به تیم برگزار می شود، تیم های روسیه، جمهوری آذربایجان، بلاروس، ترکیه و قزاقستان در گروه ˈآˈ و تیم های ایران، آمریکا، گرجستان، ژاپن و بلغارستان در گروه ˈبیˈ رقابت کردند.

دیدار محمد خاتمی با دختران موسوی و رهنورد

محمد خاتمی و همسرش با دختران موسوی و رهنورد دیدار کرده‌اند و درباره برخوردهای صورت‌گرفته با آنان ابراز تاسف کرده‌اند.

وبسایت کلمه روز پنجشنبه سوم اسفند ماه گزارش داده است که محمد خاتمی، رئیس‌جمهور سابق ایران همراه با همسرش با دختران میرحسین موسوی و زهرا رهنورد دیدار کرده‌اند و درباره برخوردهای اخیر صورت‌گرفته با آنان، اظهار تاسف کرده‌اند.

آقای خاتمی در این دیدار ابراز امیدواری کرده است که هر چه زودتر این نوع رفتارها متوقف شود و «کارها با درایت و رعایت قانون و اخلاق در همه حال انجام شود».

پیش از این در ۳۰ بهمن ماه کلمه گزارش داده بود که کوکب موسوی، دختر ارشد میرحسین موسوی، بار دیگر به دادسرای زندان اوین احضار شده و این بار تحت بازجویی سه‌ساعته نیروهای امنیتی قرار گرفته است.

طبق این گزارش، در این بازجویی سه‌ساعته که از ساعت ده صبح این روز آغاز شده بود، از کوکب موسوی خواسته شده که امضا دهد و مسئولیت بیانیه‌ها و مصاحبه‌های اخیر خود را بپذیرد.
با ۳۳ امتیاز و ۵ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعیلینک مستقیم

هشدار به کاربران فیس بوک در ایران

با توجه به رفع فیلتر شدن فیس بوک،به همه کاربران داخل ایران توصیه می‌کند که بدون استفاده از کانکشن SSL به فیس بوک وارد نشوند.
با فعال کردن SSL امکان کنترل کارهای خود را از ISPها بگیرید.با ۲۲ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش دانش و فناوریلینک مستقیم

سنای آرژانتین یادداشت تفاهم با ایران بر سر پرونده آمیا را تایید کرد

به دنبال موافقت سنای آرژانتین با تحقیق مشترک این کشور و ایران درباره انفجار مرکز یهودیان در بوئنوس آیرس، صدها تن از یهودیان اهل آمریکای لاتین روز جمعه در پایتخت اسرائیل در اعتراض به این تصمیم تظاهرات کردند.به دنبال موافقت سنای آرژانتین با تحقیق مشترک این کشور و ایران درباره انفجار مرکز یهودیان در بوئنوس آیرس، صدها تن از یهودیان اهل آمریکای لاتین روز جمعه در پایتخت اسرائیل در اعتراض به این تصمیم تظاهرات کردند.

به گزارش رسانه‌های اسرائیل، یهودیان معترض که اکثراً آرژانتینی الاصل بودند، در تظاهرات خود در برابر سفارتخانه آرژانتین در تل آویو اعلام کردند که بوئنوس آیرس با امضای این پیمان به جای کمک به رسیدن به نتیجه‌ای موثر از تحقیقات، مانع از روشن شدن حقیقت در این جنایت می‌شود.

در نشست سنای آرژانتین که روز سوم اسفند برگزار شد، ۳۹ تن از سناتورها از یادداشت تفاهم وزیر امور خارجه این کشور با همتای ایرانی خود برای تحقیق مشترک حمایت، و ۳۱ سناتور نیز با آن مخالفت کردند.

پس از تایید این یادداشت تفاهم در سنا، حال مجلس نمایندگان این کشور باید این توافق را تایید کند. ناظران ارزیابی می‌کنند با توجه به اینکه اکثریت نسبی اعضای مجلس نمایندگان از حامیان دولت فعلی هستند، این مجلس نیز لایحه را تایید خواهد کرد.

سال ۱۹۹۴ در انفجاری مهیب و پرقدرت در خانه همیاری یهودیان در پایتخت آرژانتین، بیش از ۸۵ نفر کشته و ده‌ها تن زخمی شدند.

در تمام این مدت انگشت اتهام متوجه ایران و حزب الله لبنان بوده است، اگرچه ایران همواره این اتهام را رد کرده است.

بهمن‌ماه سال جاری دولت آرژانتین اعلام کرد که در چارچوب توافق اخیر با ایران برای رسیدگی به پرونده آمیا، قرار است وزیر دفاع ایران و هفت چهره ایرانی دیگر که نام‌شان در این پرونده آمده است، در تهران به سوالات یک قاضی پاسخ بدهند.

دولت اسرائیل در هفته های گذشته از توافق بدست آمده میان آرژانتین و ایران ابراز خشم کرده و سفیر آرژانتین در تل آویو را به وزارت امور خارجه احضار کرده است.

یهودیان آرژانتین از هکتور تیمرمن وزیرخارجه کشورشان نیز که خود یهودی است، به شدت انتقاد کرده اند.

به گزارش شماره روز جمعه روزنامه اسرائیلی «جروزالم پست»، آقای تیمرمن در دفاع از خود گفته است به خاطر سهمی که در دستیابی به این توافق داشته است، حق نیست که او را «خائن به یهودیت» بدانند، و گفت «همچنان به یهودیت پایبند هستم و تنها تلاش کرده‌ایم که این معضل را حل کنیم».

آرژانتین در هفته‌های گذشته بارها تاکید کرده است که از مقامات ارشد ایران که در مظان اتهام برنامه ریزی دراین انفجار تروریستی هستند، بازجویی خواهد شد.

تاکید آرژانتین بر بازجویی از متهمان در حالی مطرح می‌شود که رامین‌مهمان پرست گزارش‌های منتشر شده در این‌باره را نادرست خوانده است.

انتقاد معاون سیاسی سپاه از عذرخواهی نکردن از رهبر ایران

معاون سیاسی سپاه: عده‌ای با هر قیمتی به دنبال حفظ قدرت هستند

معاون سیاسی سپاه پاسداران از این‌که یکی از مقام‌های ایران به آیت‌الله علی خامنه‌ای نامه عذرخواهی ننوشته، انتقاد کرده است.
رسول سنایی‌راد در صحبت‌هایش از رئیس‌جمهوری ایران نامی نبرده، اما بعد از

انتقاد بی‌سابقه رهبر ایران، محمود احمدی‌نژاد تنها مقامی بود که در نامه و اظهاراتش نشانی از عذرخواهی دیده نمی‌شد.
آقای سنایی‌راد در جمع فرماندهان سپاه استان سمنان گفته کسی که مدعی است به رهبر ارادت دارد و در فضای "خودشیفتگی" حاضر به نوشتن نامه عذرخواهی نمی‌شود، نمی‌تواند به این تناقض پاسخ بدهد.
به گزارش خبرگزاری فارس، معاون سیاسی سپاه پاسداران ایران از عده‌ای سخن گفته است که با شعار برافراشتن پرچم عدالت و مبارزه با فساد "به دنبال حفظ قدرت با هر قیمتی هستند" و "دچار انحراف آشکار" شده‌اند.
او درباره آغاز حرکتی انتخاباتی و سیاسی هشدار داده است.
آقای سنایی‌راد می‌گوید: "در روان‌شناسی سیاسی، فردی که دچار خودشیفتگی سیاسی می‌شود و خود را بر‌تر از دیگران می‌داند، نقدپذیر نیست، حرف دیگران را نمی‌پذیرد و دچار توهم می‌شود".
معاون سیاسی سپاه پاسداران گفته است در قضیه اخیر هر شخصی که تأثر آیت‌الله خامنه‌ای را دیده باشد، باید بلرزد.
رهبر ایران،

افشاگری محمود احمدی‌نژاد علیه برادران لاریجانی را در جلسه استیضاح وزیر کار، اقدامی خلاف شرع، قانون و اخلاق دانسته بود.
بعد از

انتقاد رهبر ایران از صحبت‌های رئیس جمهوری در جلسه استیضاح وزیر کار و همچنین نکوهش پاسخ‌های رئیس مجلس ایران، نمایندگان مجلس و علی لاریجانی از رهبر ایران

عذرخواهی کردند. اما محمود احمدی‌نژاد در

نامه‌ای متفاوت، بدون عذرخواهی و ابراز ندامت، تأکید کرد که کوچک‌ترین قدمی برخلاف مصالح ایران برنخواهد داشت.
رابطه سپاه و دولت
رسول سنایی‌راد، آذرماه امسال با حکم نماینده رهبر ایران در سپاه، معاون سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد.
نزدیکان محمود احمدی‌نژاد، آقای سنایی‌راد را از منتقدان جدی دولت می‌دانند.
سایت شبکه ایران، متعلق به روزنامه دولت، پیش‌تر در چند مطلب انتقادی نوشته بود انتصاب آقای سنایی‌راد به معاونت سیاسی سپاه در آستانه انتخابات، معنای سیاسی خاصی دارد.
اختلاف سپاه پاسداران و رئیس جمهور ایران بعد از سخنان آقای احمدی‌نژاد درباره اسکله‌های غیرقانونی و استفاده از عبارت

"برادران قاچاقچی خودمان" بالاگرفت.

محمدعلی موحدی کرمانی: معتقدم ممکن است قدم بعدی رهبر چیزی بیش از نصیحت باشد

در جریان برکناری وزیر اطلاعات هم این اختلاف‌ها شدید‌تر شد؛ تا جایی که اردیبهشت ماه ۱۳۹۱ محمدعلی جعفری فرمانده سپاه گفت انتظارهای رهبر از دولت و مسئولان نظام محقق نشده است.
بعد از این اختلاف‌ها بود که اواخر پاییز امسال، آقای سنایی‌راد معاون سیاسی سپاه شد.
مسئولان حواسشان را جمع کنند
در واکنش به نزاع سیاسی اخیر بین سران قوا و صحبت‌های رهبر ایران، محمدعلی موحدی کرمانی، امام جمعه موقت تهران هم به مسئولان نظام هشدار داده است.
آقای محمدی کرمانی به خبرگزاری تسنیم، نزدیک به سپاه پاسداران گفته است "حضرت آقا فرمودند که

'فعلا نصیحت می‌‌کنم' و من معتقدم ممکن است در مرحله بعد چیزی بیش از نصیحت باشد".
امام جمعه موقت تهران از سران قوا خواسته به گفته‌های رهبر توجه داشته باشند و بدون "اختلاف و بداخلاقی" به بیکاری و گرانی توجه کنند.
امروز، محمد امامی کاشانی هم در خطبه‌های نماز جمعه تهران مسئولان حکومتی را به اطاعت از رهبر دعوت کرد و گفت یک نفر باید باشد که حرف آخر را بزند.

تظاهرات در دهلی‌نو در انتقاد به 'کشتار هزاره‌ها' در کویته

این عکس‌ها را سلیمان برای 'نوبت شما' فرستاده و در توضیح آنها نوشته است: "روز جمعه، چهارم حوت ۱۳۹۱، تظاهرات مسالمت‌آمیزی در مقابل دفتر سازمان ملل متحد در دهلی‌نو (هند) برگزار شد. در این تظاهرات، تعدادی از دانشجویان افغان و کشورهای دیگر، همچنین روشنفکران و مهاجرین مقیم دهلی‌نو، برای ابراز انزجار و محکوم کردن حملات تروریستی که در کویته به مردم هزاره صورت گرفته است، شرکت نمودند."

درخواست برای انتشار بخشی از مطالب رسانه‌های ایران به زبان آذری

۶۰۰ دانشجو و دانش‌آموخته آذربايجانی در رشته روزنامه‌نگاری در نامه‌ای به رسانه‌های بخش خصوصی در ايران خواستار انتشار بخشی از مطالب اين رسانه‌ها به زبان آذری شدند.۶۰۰ دانشجو و دانش‌آموخته آذربايجانی در رشته روزنامه‌نگاری در نامه‌ای به رسانه‌های بخش خصوصی در ايران خواستار انتشار بخشی از مطالب اين رسانه‌ها به زبان آذری شدند.
  اين نامه همزمان با روز جهانی زبان مادری به مديران مسئول و سردبيران روزنامه‌های شرق، اعتماد، بهار و آرمان و مجله‌های نسيم بيداری،آسمان،مهرنامه و انديشه پويا نوشته شده است.
  سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد ( يونسکو) ۱۴ سال پيش، روز ۲۱ فوريه – دوم اسفند – را روز جهانی زبان مادری اعلام کرد و مجمع عمومی سازمان ملل متحد نيز به دليل اهميت آن، سال ۲۰۰۸ را سال جهانی زبان‌ها اعلام کرد.
  سعيد پيوندی، استاد دانشگاه و پژوهشگر مسائل فرهنگی و اجتماعی در پاريس،پيشتر در مصاحبه با راديو فردا در مورد دلايل نام گذاری اين روز به عنوان روز جهانی زبان مادری گفته بود:‌ «هدف، جلب توجه درباره پديده‌ای است که جامعه بشری امروزه به طور حاد با آن درگير است. يعنی هيچ زبانی فقط در يک کشور صحبت نمی شود و در هيچ کشوری فقط با يک زبان سخن گفته نمی شود. اين سبب می‌شود که با توجه به اينکه در اکثر کشورها يک زبان اصلی به رسميت شناخته می‌شود، چه در سطح رسانه‌ها و چه در سطح نظام آمورشی و کارهای اداری، اين توجه بايد جلب شود به اينکه زبان‌های ديگر هم جزو ميراث فرهنگی بشريت و بخشی از حقوق يک ملت و يا يک گروه اجتماعی محسوب می‌شود.»
  دانشجويان و دانش آموختگان امضا کننده نامه از آنچه بي اعتنايی مسوولان امر و نبود اراده فرهنگی و سياسی برای رفع محروميت از زبان‌های غير فارسی در ايران ناميدند، انتقاد کرده‌اند.
  به گفته سعيد پيوندی، «‌در ايران زبان‌های ديگری هم وجود دارد که توسط گروه‌های وسيعی از مردم صحبت می‌شود و خيلی از افراد اين کشور زبان اول شان زبان فارسی نيست. بنابراين با توجه به اينکه اين زبان‌ها به جز در روابط غير رسمی، اجتماعی و خانوادگی کاربردی ندارند، اين موضوع يک مشکل اجتماعی برای ماست.»
  امضاءکنندگان نامه به رسانه‌های بخش خصوصی نوشتند: «در حالی که آموختن و تدريس و به کارگيری هر يک از زبان‌ها می‌توانست پنجره ای فراخ به غنای فرهنگی‌مان بگشايد، همچنان خود را به آموختن و نوشتن به تنها يک زبان قانع کرده‌ايم و آموختن و پاسداشت بقيه اين ميراث ارزشمند زبانی و فرهنگی را ناديده انگاشته و چه بسا بدان بي مهری کرده‌ايم.» 
  آنها خواستار انتشار حداقل يک صفحه از روزنامه و بخشی از اين رسانه‌ها به زبان آذری شدند و برای تامين مطالب صفحات ترکی اين روزنامه‌ها و مجلات، اعلام آمادگی کرده‌اند و آن را موجب قوام و دوام امنيت ملی و منافع همه ملت دانستند.
  بر اساس اصل ۱۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران،‌ استفاده از زبان‌های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‏‌های گروهی و تدريس ادبيات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است. 
  در همين حال،‌ حامد قادرمرزی،‌ نماينده مجلس از قروه و دهگلان،‌ در يادداشتی در روزنامه «مردمسالاری» با اشاره به چند قوميتی بودن ايران و تنوع زبانی بسيار غنی آن نوشت: توجه و به رسميت شناختن و آموزش زبان‌های مادری اقوام کار بزرگی است که همگرايی و انسجام ملی را حفظ و تقويت می‌کند.
  نماينده یاد شده، اين عقيده را که ترويج و تدريس و آموزش زبان‌های مادری اقوام باعث واگرايی قوميتی می‌شود و به انسجام ملی خدشه وارد می‌‌کند، رد کرده است.
  به گفته حامد قادر مرزی،‌ اقوام هنگامی که ببينند به زبان مادری و فرهنگ و هويت آنها احترام بيشتری گذاشته می‌شود، نسبت به کشور يعنی سرزمين، ملت و حکومت خودشان عاشق‌تر، وابسته‌تر و دلگرم‌تر خواهند شد.
  اين ‌نماينده مجلس خواستار ثبت «روز جهانی زبان مادری» در تقويم رسمی ‌کشور،‌ تاسيس فرهنگستان زبان‌های ايرانی و تدريس و آموزش زبان‌های ايرانی در مدارس شد.

درخواست برای انتشار بخشی از مطالب رسانه‌های ایران به زبان آذری

۶۰۰ دانشجو و دانش‌آموخته آذربايجانی در رشته روزنامه‌نگاری در نامه‌ای به رسانه‌های بخش خصوصی در ايران خواستار انتشار بخشی از مطالب اين رسانه‌ها به زبان آذری شدند.۶۰۰ دانشجو و دانش‌آموخته آذربايجانی در رشته روزنامه‌نگاری در نامه‌ای به رسانه‌های بخش خصوصی در ايران خواستار انتشار بخشی از مطالب اين رسانه‌ها به زبان آذری شدند.
  اين نامه همزمان با روز جهانی زبان مادری به مديران مسئول و سردبيران روزنامه‌های شرق، اعتماد، بهار و آرمان و مجله‌های نسيم بيداری،آسمان،مهرنامه و انديشه پويا نوشته شده است.
  سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد ( يونسکو) ۱۴ سال پيش، روز ۲۱ فوريه – دوم اسفند – را روز جهانی زبان مادری اعلام کرد و مجمع عمومی سازمان ملل متحد نيز به دليل اهميت آن، سال ۲۰۰۸ را سال جهانی زبان‌ها اعلام کرد.
  سعيد پيوندی، استاد دانشگاه و پژوهشگر مسائل فرهنگی و اجتماعی در پاريس،پيشتر در مصاحبه با راديو فردا در مورد دلايل نام گذاری اين روز به عنوان روز جهانی زبان مادری گفته بود:‌ «هدف، جلب توجه درباره پديده‌ای است که جامعه بشری امروزه به طور حاد با آن درگير است. يعنی هيچ زبانی فقط در يک کشور صحبت نمی شود و در هيچ کشوری فقط با يک زبان سخن گفته نمی شود. اين سبب می‌شود که با توجه به اينکه در اکثر کشورها يک زبان اصلی به رسميت شناخته می‌شود، چه در سطح رسانه‌ها و چه در سطح نظام آمورشی و کارهای اداری، اين توجه بايد جلب شود به اينکه زبان‌های ديگر هم جزو ميراث فرهنگی بشريت و بخشی از حقوق يک ملت و يا يک گروه اجتماعی محسوب می‌شود.»
  دانشجويان و دانش آموختگان امضا کننده نامه از آنچه بي اعتنايی مسوولان امر و نبود اراده فرهنگی و سياسی برای رفع محروميت از زبان‌های غير فارسی در ايران ناميدند، انتقاد کرده‌اند.
  به گفته سعيد پيوندی، «‌در ايران زبان‌های ديگری هم وجود دارد که توسط گروه‌های وسيعی از مردم صحبت می‌شود و خيلی از افراد اين کشور زبان اول شان زبان فارسی نيست. بنابراين با توجه به اينکه اين زبان‌ها به جز در روابط غير رسمی، اجتماعی و خانوادگی کاربردی ندارند، اين موضوع يک مشکل اجتماعی برای ماست.»
  امضاءکنندگان نامه به رسانه‌های بخش خصوصی نوشتند: «در حالی که آموختن و تدريس و به کارگيری هر يک از زبان‌ها می‌توانست پنجره ای فراخ به غنای فرهنگی‌مان بگشايد، همچنان خود را به آموختن و نوشتن به تنها يک زبان قانع کرده‌ايم و آموختن و پاسداشت بقيه اين ميراث ارزشمند زبانی و فرهنگی را ناديده انگاشته و چه بسا بدان بي مهری کرده‌ايم.» 
  آنها خواستار انتشار حداقل يک صفحه از روزنامه و بخشی از اين رسانه‌ها به زبان آذری شدند و برای تامين مطالب صفحات ترکی اين روزنامه‌ها و مجلات، اعلام آمادگی کرده‌اند و آن را موجب قوام و دوام امنيت ملی و منافع همه ملت دانستند.
  بر اساس اصل ۱۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران،‌ استفاده از زبان‌های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‏‌های گروهی و تدريس ادبيات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است. 
  در همين حال،‌ حامد قادرمرزی،‌ نماينده مجلس از قروه و دهگلان،‌ در يادداشتی در روزنامه «مردمسالاری» با اشاره به چند قوميتی بودن ايران و تنوع زبانی بسيار غنی آن نوشت: توجه و به رسميت شناختن و آموزش زبان‌های مادری اقوام کار بزرگی است که همگرايی و انسجام ملی را حفظ و تقويت می‌کند.
  نماينده یاد شده، اين عقيده را که ترويج و تدريس و آموزش زبان‌های مادری اقوام باعث واگرايی قوميتی می‌شود و به انسجام ملی خدشه وارد می‌‌کند، رد کرده است.
  به گفته حامد قادر مرزی،‌ اقوام هنگامی که ببينند به زبان مادری و فرهنگ و هويت آنها احترام بيشتری گذاشته می‌شود، نسبت به کشور يعنی سرزمين، ملت و حکومت خودشان عاشق‌تر، وابسته‌تر و دلگرم‌تر خواهند شد.
  اين ‌نماينده مجلس خواستار ثبت «روز جهانی زبان مادری» در تقويم رسمی ‌کشور،‌ تاسيس فرهنگستان زبان‌های ايرانی و تدريس و آموزش زبان‌های ايرانی در مدارس شد.

US Takes Ownership of Forgotten Philippines Cemetery

A worn-down U.S. veterans’ cemetery in the Philippines that has been in limbo for nearly two decades once again belongs to the U.S. government. Last month, President Barack Obama signed into law the placement of Clark Veterans Cemetery - just north of Manila - under the American Battle Monuments Commission.
 
The ground of the Clark Veterans Cemetery is spongy under the brown, crunchy grass.

Retired Army First Sergeant John Gilbert says this is because of the thick layer of gray lahar ...

اوتفرید پرویسلر، جادوگر بزرگ درگذشت

اوتفرید پرویسلر نویسنده‌ی محبوب کودکان و خالق، "جادوگرکوچولو" و "کرابات" در سن ۸۹ سالگی درگذشت. راز موفقیت وی جدی گرفتن مخاطبانش بود. او در داستان‌هایش از ارائه اندرز و دستورات آموزشی به کودکان خودداری می‌کرد.

اوتفرید پرویسلر، جادوگر بزرگ درگذشت

اوتفرید پرویسلر نویسنده‌ی محبوب کودکان و خالق، "جادوگرکوچولو" و "کرابات" در سن ۸۹ سالگی درگذشت. راز موفقیت وی جدی گرفتن مخاطبانش بود. او در داستان‌هایش از ارائه اندرز و دستورات آموزشی به کودکان خودداری می‌کرد.
 اوتفرید پرویسلر آموزگاری واقعی بود و شاید به همین خاطر از همان آغاز دریافت که بچه‌ها علاقمند به داستان‌های آموزشی، توصیه، پند و اندرز نیستند. پرویسلر به عنوان نویسنده، بویژه نویسنده کتاب کودکان به‌درستی نیاز مخاطبان خود را درک کرده بود.

پرویسلر در این‌باره گفته بود: «باید برای کودکان داستان‌هایی نوشت که به قوه خیال آنان پر و بال دهد و آنان را در راه درک ادبیات یاری رساند، تا شاید آنان از این طریق بر برخی از ترس‌های خود غلبه کنند.»

پرویسلر بچه‌ها را جدی می‌گرفت. وی می‌گفت که باید به کودکان "خوش‌بینی طبیعی" را منتقل کرد. موفقیت آثار پرویسلر نزد نسل‌های مختلف بیانگر درستی شناخت او از دنیای روحی و آرزوهای کودکان است.

وتفرید پرویسلر در روز دوشنبه (۳۰ بهمن/۱۸ فوریه) در سن ۸۹ سالگی چشم از جهان فروبست. برخی کتاب‌های او از جمله "کرابات"، "هوتسن پلوتس سارق (راهزن)" و "جادوگر کوچولو"در شمار "آثار کلاسیک" به حساب می‌آیند.

نویسنده‌ای پرکار

پرویسلر مجموعاَ ۳۲ کتاب نوشت که به ۶۰ زبان دنیا ترجمه شده‌اند و تا کنون نیز ۵۰ میلیون نسخه از آثارش در جهان به فروش رفته‌اند. برند نویمان، وزیر فرهنگ آلمان در واکنش به مرگ پرویسلر گفت: «کودکان و بزرگسالان به یکسان دوستدار کتاب‌های او بودند. و در این موضوع در آینده نیز تغییری رخ نخواهد داد. ما هنوز خواهان آنیم که آثارش ما را مسحور خود کنند.»

پرویسلر در سال ۱۹۲۳ در رایشن‌برگر در منطقه بوهمن (در جمهوری چک امروز) زاده شد. در دوازده سالگی نخستین داستان خود را نوشت. او قصد داشت  به عنوان نویسنده در پراگ کار کند، اما در سال ۱۹۴۲ مجبور شد که برای گذراندن خدمت سربازی به ارتش آلمان ملحق شود.

در اواخر جنگ جهانی دوم در رومانی به اسارت ارتش سرخ در آمد و تا ۱۹۴۹ در شوروی سابق زندانی بود. پس از اسارت به ایالت بایرن بازگشت و همزمان با تحصیل دوره آموزگاری، شروع به نوشتن برای روزنامه‌ها و رادیو کرد. بازگشت به بوهمن پس از جنگ میسر نبود، زیرا در چکسلواکی سابق آلمانی‌‌زبان‌ها مجبور به ترک مناطق خود شده‌ بودند.

او درباره دوران اسارت تنها به نوشتن یادداشت‌هایی پراکنده‌ای بسنده کرده است. او می‌نویسد که مرگ در زندان‌های شوروی "امری طبیعی" به شمار می‌آمد. بیگاری، گرسنگی و بیماری دلایل اصلی مرگ اسرا محسوب می‌شدند. پرویسلر درباره خودسری زندانبانان، اما همچنین درباره روس‌هایی می‌نویسد که حاضر بودند غذای خود را با اسرای آلمانی تقسیم کنند.

اهمیت خیال‌پردازی

پرویسلر تا سال ۱۹۷۰ به عنوان آموزگار و مدیر مدرسه در شهر روزن‌هایم در ایالت بایرن سرگرم کار بود و پس از آن بطور تمام وقت شروع به نوشتن داستان برای کودکان کرد. نخستین موفقیت بزرگ وی، انتشار کتاب "مرد آبی کوچولو" در سال ۱۹۵۶ بود.

بسیاری از کتاب‌های پرویسلر ملهم از دوران کودکی خود او بودند. او در داستان‌هایش از افسانه‌های آلمانی و اسلاوی بهره بسیار گرفته است. "کرابات" به گفته پرویسلر "کتاب زندگی‌اش" است. او حدود ۱۰ سال بر روی این کتاب کار کرد تا سرانجام در سال ۱۹۷۱ آن را منتشر ساخت.

برخی منتقدان وی می‌گفتند که کودکان در سده بیستم علاقه‌ای به خواندن داستان‌های جادوگران، ساحران، پری‌ها، شبح‌ها و موجودات افسانه‌ای ندارند. زیرا این داستان‌ها با جهان واقعی کودکان بیگانه‌اند. اما پرویسلر این انتقادات را ناموجه می‌دانست. پاسخ پرویسلر چنین بود: «این داستان‌ها نه تنها درست‌اند، بلکه مهم و حتی حیاتی نیز هستند. برای دستیابی به کمال انسانی باید توانایی خیال و رویا‌پردازی را داشت.»

فرار از سطحی‌نگری

پرویسلر بر این باور بود که "کودکان را نباید در داستان‌ها و کتاب‌ها با مشکلاتی مواجه ساخت که راه‌حل آنان در قلمرو اختیارات بزرگسالان" است.

خوانندگان کتاب‌های پرویسلر بخوبی میان فانتزی و سطحی‌نگری تفاوت قائل می‌شدند. پرویسلر به‌تدریج در انتقادهای ادبی به عنوان نویسنده‌ای شهرت یافت که از سطحی‌نگری و قالب‌های متحجردر ادبیات کودکان بیزار است. او خواهان به تصویر کشیدن "جهانی مملو از امید" برای کودکان بود. یکی از منتقدانش به مناسب ۸۰ سالگی پرویسلر نوشت: «او نویسنده‌ای است که می‌داند چه چیزی برای کودکان خوشایند است، برای نمونه شوخ‌طبعی و زبانی زیبا.»

برخی از کتاب‌های پرویسلر به فارسی ترجمه شده‌اند. از آن میان می‌توان به "کرابات" ترجمه علی و عذرا جعفری و بار دیگر به ترجمه نیکی خوگر، "جادوگر کوچولو" ترجمه سپیده خلیلی و بار دیگر به ترجمه محمد همتی، "شبح کوچولو" به ترجمه آذرمیدخت آذرشهاب و "مرد آبی کوچولو" به ترجمه مریم فرادی اشاره کرد.

یکی از دوستداران اوتفرید پرویسلر در سوگ او در توئیتر نوشت: «دوستی به دیدار شبح کوچولو می‌‌آید.» یکی دیگر از منتقدان پرویسلر پس از مرگ وی نوشت: « کودکان جهان در انتظار داستان‌های پرویسلر هستند. بی‌شک در آلمان و دیگر کشورهای جهان بسیاری از کودکان داستان‌های اوتفرید پرویسلر را برای نوه‌های خود بازگو خواهند کرد.»

مقام حکومتی: دلار بالای 5 هزار تومان می رود

سایت اعتدال: رئیس مرکز تجارت جهانی ایران و عضو شورای سیاستگذاری اقتصادی مقاومتی می گوید: در دولت احمدی نژاد هر کس صبح زودتر از خواب بیدار شود، سیاست ها را تعیین می کند.

*محمدرضا سبزعلیپور در گفتگو با اعتدال از جمله گفت: دولت امروز در بحث تعیین نرخ ارز بسیار سردرگم است.

*دولت احمدی نژاد و شخص رییس جمهور از اساس خود را رفته نمی بیند و احمدی نژاد تمایلی بی وصف دارد بر این که بخواهد دوره انتخاباتی بعدی را با یکی از کاندیدهای جبهه خود پیروز شود.

*با توجه به دستور العمل هایی که بانک مرکزی در ارتباط با مفاسد ارز و بحث های بازار دلار و در نظر گرفتن جرائم در کنار دور جدید تحریم ها، این گونه دستور العمل ها دلار بالای 5 هزار تومان می رود.

*دولت به جای این که تفکر بلند مدت داشته باشد، امروز برای امروز برنامه ریزی می کنند و فردا صبح برای فردا صبح برنامه ریزی می کنند این نوعی از بدبختی است که سیستم دولت را گرفته است.

* طرف دانشگاهی و یا مدرس بوده و امروز وزارتخانه ای را زیر نظر دارد و یکی دیگر مسئول روابط عمومی بوده است و امروز وزیر اقتصادی شده است.

* سوءمدیریت دولتی در وضعیت فعلی اقتصادی بالای 60 تا 70 درصد تاثیر دارد و مابقی سهم در اثر تحریم است.

*آقای اوباما در درگیری های داخلی کشور ما بین مسئولان نقشی ندارد.

جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی: آزار دختران موسوی، حاصل کینه دیرین از میرحسین است

جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی با صدور بیانیه ای از برخوردهای صورت گرفته با فرزندان موسوی و رهنورد به شدت انتقاد کردند و خاطرنشان ساختند: آن چه با دختران موسوی و رهنورد شد حاصل کینه ای دیرین و دشمنی نافرجامی است که هنوز با میرحسین این مجسمه نجابت و اخلاق ادامه دارد. صفحات تاریخ ما هنوز به لطف الهی و معجزه شعور مردم از واقعیت ها پاک نشده است.
به گزارش کلمه، خانواده های زندانیان سیاسی در این بیانیه پرسیده اند: موسوی و کروبی چه گفتند و چه خواستند و چه کردند که اینک حصر غیرقانونی شان وارد سومین سال خود شده و در این اقدام اعجاب انگیز و نفرت آفرین نه فقط خود و همسران بزرگوارشان بلکه فرزندان و همه خانواده شان تحت فشار و آزار و اذیت قرار دارند؟
متن کامل این بیانیه را در ادامه بخوانید:

بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
باید آیه استرجاع بخوانیم در مواجهه با حوادث دهشتناکی که به نام اسلام با مسلمان و غیرمسلمان در ایران امروز می شود. باید آیه استرجاع خواند و به خدای مرگ و حیات پناه برد از شرّ مردمان مُهر خورده چشم و گوش و سر و دل! خداوندا تو که سپر ایمنی ات را برای بندگانت در مقابل وساوس شیطان لعین که کبرش او را از سجده بر آدم بازداشت، بر فراز داشته ای، ما را در مقابل این فرودست مردمان بالاکشیده مقام به فریب و خدعه تنها مگذار.
معبودا! در روزهای اخیر شاهد اقدامات غیرانسانی، غیرقانونی، غیرشرعی و غیراخلاقی با فرزندان بهترین مخلوقات تو در دنیای معاصر بودیم. این گونه اقدامات در جهان امروز به وفور مشاهده می شود و ما آن را به حساب روی گردانی بشر از خدا و معنویت و اخلاق می گذاریم اما وقتی نام تو و نام پیامبرت و معصومین(ع) لقلقه زبان کسانی می شود که ادعای واسطگی رساندن حکومت به امام زمان (عج) دارند، دلمان سخت به درد می آید که دیگر نه فقط عزیزانمان و جگرگوشگانمان و خاک عزیز وطن بلکه حتی دینمان به اسارت اجانب گرفتار آمده است.
آن چه ما این روزها شاهدش هستیم افول شدید اخلاقی و سقوط ارزش هایی است که باید رکن رکین پایداری اجتماع باشند. اما ملوک ما که ادعای مسلمانی و ولایت پذیری شان گوش فلک را کر کرده ولایت خدا و رسولش را فرو گذاشته؛ در برهوت مادی بی معنای ره گم کردگی خویش، به تعبیر قرآن هر حشیشی را تکیه گاه خویش قرار می دهند تا انبوه اطلاعات باطل بی ریشه را در اذهان خویش انتظام بخشند.
آن چه ما این روزها شاهدش هستیم داستانی است که آغازش را کودتاگران خوب نوشته اند و پایانش را نیز خوش می انگارند: از هستی ساقط کردن هر مخالف و منتقد قانونی به هر نحو غیرقانونی! اما کیست که نداند سنت الهی بر پایه عدالت و انتظام امر خلقت و طبیعت است و اگر جز این شود و فساد و تباهی در زمین فراهم آید، قومی از هستی ساقط و قوم جدیدی برزمین خواهند آمد که وارثان نیکویی برآن باشند!
ما جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی نزدیک به چهارسال است در کنار هم روزهای تلخ ستم بی امان را تجربه می کنیم و هر روزمان مشحون است از قصه های شگفت اعجاب آور از مدعیانی که اینک نقاب از چهره افکنده و بی محابا بر کیان مسلمانی و انسانی ما پنجه می افکنند. و عجبا اینک که ماهیت ایشان برای همه روشن شده و ادعاهای کذبشان آشکار شده و ضمیر ناپاکشان رونمایی شده است به جای روی آوردن حکومت گران احیانا صادق به مردان راست پندار راست گفتار راست کردار و تعذیر و جبران زشت کاری هایی که در حقشان شده، فشار مضاعف بر آنان و خانواده هایشان وارد می شود.
موسوی و کروبی چه گفتند و چه خواستند و چه کردند که اینک حصر غیرقانونی شان وارد سومین سال خود شده و در این اقدام اعجاب انگیز و نفرت آفرین نه فقط خود و همسران بزرگوارشان بلکه فرزندان و همه خانواده شان تحت فشار و آزار و اذیت قرار دارند؟ و ما چرا برای هم دردی با انسان های مظلوم و برای نشان دادن هم نوع دوستی خود قاره ها و سرزمین های دور را می پیماییم و خانه را رها کرده به مسجد چراغ و چلچراغ می آویزیم؟
روی سخن ما در این نوشتار جز خدا که می تواند باشد؟ مگر بارها همه آنان را که تصور می کردیم گوش شنوایی دارند مخاطب قرار ندادیم تا با تظلم خواهی اگر به حق خویش نمی رسیم لااقل دیگران را به تکلیفشان یادآور شویم. همه مسئولین، همه علما و روشن فکران و ادبا و هوشیاران، همه مراجع بزرگوار همه مردم از طبقات مختلف اجتماعی مورد خطاب ما قرار گرفتند که اگر شبهه ای برایشان باقی است برطرف شود و در مسیری قرار گیرند که خدا و پیامبر فرمان داده اند و ائمه معصومین(ع) تأکید کرده اند: کونوا للظالم خصما و للمظلوم عونا.
آن چه با دختران موسوی و رهنورد شد حاصل کینه ای دیرین و دشمنی نافرجامی است که هنوز با میرحسین این مجسمه نجابت و اخلاق ادامه دارد. صفحات تاریخ ما هنوز به لطف الهی و معجزه شعور مردم از واقعیت ها پاک نشده است. فرزندان موسوی تنها و تنها تاوان ایستادگی و جسارت مؤمنانه پدر و مادر همراهشان را در طریق راستی و بیعت با مردمشان، با این گونه برخوردهای غیراخلاقی جیره خوران فرهنگ استبدادی می دهند. و این حلقه ستم از پدر و مادرشان به خودشان و فرزندان معصوم و بی گناهشان و حتی دورترین بستگانشان می رسد. چه جای انکار وقتی که برخلاف حصرغیرقانونی به فرموده بزرگان در قدرتی که هر متاسفانه روز از عمرشان معادل از دست دادن فهم و درکشان از شرایط و موقعیت خطیر ایران عزیز در منطقه و اسلام عزیز در جهان است، اینان را با احکام فرمایشی تفتیش و احضار و بازجویی می کنند اما آیا در همین احکام فرمایشی به امضای مقاماتی که پاسخ گویی در محضر الهی را فراموش کرده اند، تحقیر و توهین و پایمال کردن کرامت انسانی و تهدید و مچاله کردن شخصیت فرزندان خردسال این عزیزان مظلوم هم مورد تاکید قرار گرفته یا این تأکیدات صرفا زبانی بوده است؟
پروردگارا! جز تو چه کسی می تواند شنوای دردگویه ها و خواننده رنج نبشته های بندگانت باشد ، آنگاه که فرعونیان مردان قوم را می کشند و زنانشان را به اسارت می گیرند تا به آنان بفهمانند برتری خود را و در حقیقت تو را به مبارزه می طلبند؟ ما نیز گرفتار کسانی شده ایم که چشم و گوش بسته فرمان خشونت طلبانی را اطاعت می کنند که جز به قدرت دو روزه دنیای خویش نمی اندیشند. پس نیکو زمانی است برای خواندن آیه استرجاع و پناه بردن به تو که مرگ و حیات تک تک بندگان عاصی و فرمانبرت را به دست داری. ما هر سال از زادروزمان تا سال بعد به مرگ و روز بازپسین اندیشه می کنیم و در تحیریم که چگونه کسانی که بیان کننده این آموزه ها برای ما بودند اینک خود روز جزا را فراموش کرده خویشتن را ابدی می پندارند.
خدای مهربان سخت انتقام گیرنده از ظالمان! این بار نیز ما خودمان، آزادگان در بندمان و دختران آزار دیده میرحسین و رهنورد و فرزندان کروبی و همه آسیب دیدگان پس از کودتا را در این روزهای مخاصمه بر سر قدرت در آستانه انتخابات مهندسی شده توسط سپاه (به گفته خودشان) به تو می سپاریم که بهترین محافظ و نگهدارنده ای!
و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون
جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی
دوم اسفندماه ۱۳۹۱

جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی: آزار دختران موسوی، حاصل کینه دیرین از میرحسین است

جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی با صدور بیانیه ای از برخوردهای صورت گرفته با فرزندان موسوی و رهنورد به شدت انتقاد کردند و خاطرنشان ساختند: آن چه با دختران موسوی و رهنورد شد حاصل کینه ای دیرین و دشمنی نافرجامی است که هنوز با میرحسین این مجسمه نجابت و اخلاق ادامه دارد. صفحات تاریخ ما هنوز به لطف الهی و معجزه شعور مردم از واقعیت ها پاک نشده است.
به گزارش کلمه، خانواده های زندانیان سیاسی در این بیانیه پرسیده اند: موسوی و کروبی چه گفتند و چه خواستند و چه کردند که اینک حصر غیرقانونی شان وارد سومین سال خود شده و در این اقدام اعجاب انگیز و نفرت آفرین نه فقط خود و همسران بزرگوارشان بلکه فرزندان و همه خانواده شان تحت فشار و آزار و اذیت قرار دارند؟
متن کامل این بیانیه را در ادامه بخوانید:

بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
باید آیه استرجاع بخوانیم در مواجهه با حوادث دهشتناکی که به نام اسلام با مسلمان و غیرمسلمان در ایران امروز می شود. باید آیه استرجاع خواند و به خدای مرگ و حیات پناه برد از شرّ مردمان مُهر خورده چشم و گوش و سر و دل! خداوندا تو که سپر ایمنی ات را برای بندگانت در مقابل وساوس شیطان لعین که کبرش او را از سجده بر آدم بازداشت، بر فراز داشته ای، ما را در مقابل این فرودست مردمان بالاکشیده مقام به فریب و خدعه تنها مگذار.
معبودا! در روزهای اخیر شاهد اقدامات غیرانسانی، غیرقانونی، غیرشرعی و غیراخلاقی با فرزندان بهترین مخلوقات تو در دنیای معاصر بودیم. این گونه اقدامات در جهان امروز به وفور مشاهده می شود و ما آن را به حساب روی گردانی بشر از خدا و معنویت و اخلاق می گذاریم اما وقتی نام تو و نام پیامبرت و معصومین(ع) لقلقه زبان کسانی می شود که ادعای واسطگی رساندن حکومت به امام زمان (عج) دارند، دلمان سخت به درد می آید که دیگر نه فقط عزیزانمان و جگرگوشگانمان و خاک عزیز وطن بلکه حتی دینمان به اسارت اجانب گرفتار آمده است.
آن چه ما این روزها شاهدش هستیم افول شدید اخلاقی و سقوط ارزش هایی است که باید رکن رکین پایداری اجتماع باشند. اما ملوک ما که ادعای مسلمانی و ولایت پذیری شان گوش فلک را کر کرده ولایت خدا و رسولش را فرو گذاشته؛ در برهوت مادی بی معنای ره گم کردگی خویش، به تعبیر قرآن هر حشیشی را تکیه گاه خویش قرار می دهند تا انبوه اطلاعات باطل بی ریشه را در اذهان خویش انتظام بخشند.
آن چه ما این روزها شاهدش هستیم داستانی است که آغازش را کودتاگران خوب نوشته اند و پایانش را نیز خوش می انگارند: از هستی ساقط کردن هر مخالف و منتقد قانونی به هر نحو غیرقانونی! اما کیست که نداند سنت الهی بر پایه عدالت و انتظام امر خلقت و طبیعت است و اگر جز این شود و فساد و تباهی در زمین فراهم آید، قومی از هستی ساقط و قوم جدیدی برزمین خواهند آمد که وارثان نیکویی برآن باشند!
ما جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی نزدیک به چهارسال است در کنار هم روزهای تلخ ستم بی امان را تجربه می کنیم و هر روزمان مشحون است از قصه های شگفت اعجاب آور از مدعیانی که اینک نقاب از چهره افکنده و بی محابا بر کیان مسلمانی و انسانی ما پنجه می افکنند. و عجبا اینک که ماهیت ایشان برای همه روشن شده و ادعاهای کذبشان آشکار شده و ضمیر ناپاکشان رونمایی شده است به جای روی آوردن حکومت گران احیانا صادق به مردان راست پندار راست گفتار راست کردار و تعذیر و جبران زشت کاری هایی که در حقشان شده، فشار مضاعف بر آنان و خانواده هایشان وارد می شود.
موسوی و کروبی چه گفتند و چه خواستند و چه کردند که اینک حصر غیرقانونی شان وارد سومین سال خود شده و در این اقدام اعجاب انگیز و نفرت آفرین نه فقط خود و همسران بزرگوارشان بلکه فرزندان و همه خانواده شان تحت فشار و آزار و اذیت قرار دارند؟ و ما چرا برای هم دردی با انسان های مظلوم و برای نشان دادن هم نوع دوستی خود قاره ها و سرزمین های دور را می پیماییم و خانه را رها کرده به مسجد چراغ و چلچراغ می آویزیم؟
روی سخن ما در این نوشتار جز خدا که می تواند باشد؟ مگر بارها همه آنان را که تصور می کردیم گوش شنوایی دارند مخاطب قرار ندادیم تا با تظلم خواهی اگر به حق خویش نمی رسیم لااقل دیگران را به تکلیفشان یادآور شویم. همه مسئولین، همه علما و روشن فکران و ادبا و هوشیاران، همه مراجع بزرگوار همه مردم از طبقات مختلف اجتماعی مورد خطاب ما قرار گرفتند که اگر شبهه ای برایشان باقی است برطرف شود و در مسیری قرار گیرند که خدا و پیامبر فرمان داده اند و ائمه معصومین(ع) تأکید کرده اند: کونوا للظالم خصما و للمظلوم عونا.
آن چه با دختران موسوی و رهنورد شد حاصل کینه ای دیرین و دشمنی نافرجامی است که هنوز با میرحسین این مجسمه نجابت و اخلاق ادامه دارد. صفحات تاریخ ما هنوز به لطف الهی و معجزه شعور مردم از واقعیت ها پاک نشده است. فرزندان موسوی تنها و تنها تاوان ایستادگی و جسارت مؤمنانه پدر و مادر همراهشان را در طریق راستی و بیعت با مردمشان، با این گونه برخوردهای غیراخلاقی جیره خوران فرهنگ استبدادی می دهند. و این حلقه ستم از پدر و مادرشان به خودشان و فرزندان معصوم و بی گناهشان و حتی دورترین بستگانشان می رسد. چه جای انکار وقتی که برخلاف حصرغیرقانونی به فرموده بزرگان در قدرتی که هر متاسفانه روز از عمرشان معادل از دست دادن فهم و درکشان از شرایط و موقعیت خطیر ایران عزیز در منطقه و اسلام عزیز در جهان است، اینان را با احکام فرمایشی تفتیش و احضار و بازجویی می کنند اما آیا در همین احکام فرمایشی به امضای مقاماتی که پاسخ گویی در محضر الهی را فراموش کرده اند، تحقیر و توهین و پایمال کردن کرامت انسانی و تهدید و مچاله کردن شخصیت فرزندان خردسال این عزیزان مظلوم هم مورد تاکید قرار گرفته یا این تأکیدات صرفا زبانی بوده است؟
پروردگارا! جز تو چه کسی می تواند شنوای دردگویه ها و خواننده رنج نبشته های بندگانت باشد ، آنگاه که فرعونیان مردان قوم را می کشند و زنانشان را به اسارت می گیرند تا به آنان بفهمانند برتری خود را و در حقیقت تو را به مبارزه می طلبند؟ ما نیز گرفتار کسانی شده ایم که چشم و گوش بسته فرمان خشونت طلبانی را اطاعت می کنند که جز به قدرت دو روزه دنیای خویش نمی اندیشند. پس نیکو زمانی است برای خواندن آیه استرجاع و پناه بردن به تو که مرگ و حیات تک تک بندگان عاصی و فرمانبرت را به دست داری. ما هر سال از زادروزمان تا سال بعد به مرگ و روز بازپسین اندیشه می کنیم و در تحیریم که چگونه کسانی که بیان کننده این آموزه ها برای ما بودند اینک خود روز جزا را فراموش کرده خویشتن را ابدی می پندارند.
خدای مهربان سخت انتقام گیرنده از ظالمان! این بار نیز ما خودمان، آزادگان در بندمان و دختران آزار دیده میرحسین و رهنورد و فرزندان کروبی و همه آسیب دیدگان پس از کودتا را در این روزهای مخاصمه بر سر قدرت در آستانه انتخابات مهندسی شده توسط سپاه (به گفته خودشان) به تو می سپاریم که بهترین محافظ و نگهدارنده ای!
و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون
جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی
دوم اسفندماه ۱۳۹۱

Iran Denies Involvement With Nigerian Terror Suspects

Iran has denied connection to three militants arrested in Nigeria with alleged ties to an Iranian terror cell that plotted attacks against U.S. and Israeli sites in Nigeria.

Iran's deputy foreign minister said Friday that such allegations were merely the result of poor relations between Iran and the West. He said relations between Iran and Nigeria are "developing."

On Wednesday, Nigerian authorities announced they had arrested three people, including Abdullahi Mustapha Berende, ...

صفحه ویژه: دیدنی‌ها، شنیدنی‌ها و حاشیه‌های اسکار ۲۰۱۳

نگاهی به نامزدهای دریافت جایزه اسکار در هشتاد و پنجمین دوره‌اش. گزارش‌های تصویری، تحلیلی و حاشیه‌های اسکار با نگاهی به موفقیت ایران در دوره گذشته. از صفحه ویژه دویچه وله دیدن کنید! با ۲۸ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش هنر و ادبیاتلینک مستقیم

آیفون ۵ پرفروش ترین تلفن هوشمند دنیا در فصل چهارم 2012

رقابتی شانه به شانه، آیفون 5 اپل موفق شد بر گلکسی اس سوم سامسونگ فایق آمده و عنوان پرفروش ترین تلفن هوشمند دنیا را در فصل چهارم سال ۲۰۱۲ از آن خود کند. اگر به خاطر داشته باشید، گلکسی اس 3 توانسته بود در سه ماهه سوم سال گذشته میلادی این عنوان را از آن خود کند.

فروش جهانی اسمارت فون...با ۲۱ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش دانش و فناوریلینک مستقیم

بازیابی بینایی ۸ بیمار از طریق ایمپلنت شبکیه

ابزاری که می تواند بخشی از بینایی برخی افراد نابینا را به آنها برگرداند. و اکنون نوبت به یک پروتز شبکیه جدید است که وعده داده یک قدم جلوتر از آرگوس باشد. با ۲۲ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش دانش و فناوریلینک مستقیم

محمد سیف‌زاده به شش سال حبس محکوم شد

شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب، محمد سیف‌زاده، حقوقدان و عضو موسس کانون مدافعان حقوق بشر را به ۶ سال حبس تعزیری محکوم کرده است. سیف‌زاده اواخر سال ۱۳۹۰ در شهر ارومیه و به اتهام خروج غیرقانونی از ایران دستگیر شده بود.

سرقت ۶۰۰ میلیون تومانی کالا از فروشگاه‌های زنجیره‌ای شهروند

در ماه‌های اخير سرقت‌های خرد در ايران افزايش يافته است. تنها از فروشگاه‌های زنجیره‌ای شهروند، در مجموع به ارزش ۶۰۰ میلیون تومان، کالاهای مختلف به‌ویژه مواد غذایی و پروتئینی بدون ثبت خارج شده و سرقت شده‌اند.
 
تارنمای قانون به نقل از قدرت‌الله گودرزی، مدیرعامل شرکت فروشگاه‌های زنجیره‌ای شهروند وابسته به شهرداری تهران نوشت، "روزانه حدود یک درصد از کالاهای شهروند بدون ثبت از فروشگاه خارج شده و به اصطلاح سرقت می‌شود که در این راستا نسبت به افزایش دوربین‌های مدار بسته و کنترل‌های غیر محسوس در فروشگاه‌ها اقدام کرده‌ایم."
 
وی بیشترین کالاهای بدون ثبت خارج شده از فروشگاه‌های شهروند را مربوط به گروه مواد غذایی و پروتئینی دانست و افزود: "سرقت حدود یک درصدی کالا‌ها فقط از فروشگاه‌های شهروند رقمی ‌بالغ بر ۶۰۰ میلیون تومان می‌شود که در نوع خود رقمی بزرگ قابل تأمل است."
 
به گفته گودرزی، "میانگین فروش روزانه این فروشگاه‌ها بالغ بر دو میلیارد تومان و در مجموع ماهانه از ۶۰ میلیارد تومان تجاوز می‌کند."
 

تارنمای قانون در گزارش خود به "قاپیدن گوشت و مرغ" خریداری شده توسط شهروندان اشاره کرده است که از سوی افراد موتورسوار مقابل قصابی‌های شهر سرقت می‌شوند

مدیرعامل شرکت فروشگاه‌های زنجیره‌ای شهروند، سرقت‌های خرد از سایر فروشگاه‌های زنجیره‌ای شهر‌ها و دیگر اماکن به سرقت رفته را غیر قابل محاسبه دانست.
 
خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) آذرماه سال جاری به نقل از اسماعیل احمدی‌مقدم، فرمانده نیروی انتظامی از افزایش ۲۰ درصدی سرقت‌های خرد در آبان‌ماه خبر داده و نوشته بود: "افزایش قیمت‌های اخیر موجب افزایش سرقت در حوزه خرد شده است."
 
یک ماه بعد نیز مرتضی تمدن، استاندار تهران از افزایش سرقت‌های خرد در پایتخت ایران خبر داده و گفته بود: "تمهیداتی در شورای تأمین استان اتخاذ شده تا شمار سرقت‌های خرد را نیز کاهش دهیم."
 
فریدون خالقی‌فرد، معاون مبارزه با سرقت و جرایم خاص پلیس آگاهی نیز در دی‌ماه با اعلام این‌که "وقوع سرقت در ایران در ۹ ماه نخست سال جاری نسبت به زمان مشابه سال گذشته ۳/ ۲۱درصد افزایش داشته است" گفته بود: "۹۳ درصد از پرونده‌های تشکیل شده در پلیس آگاهی نیروی انتظامی ایران مربوط به سرقت است."
 
با این وجود احمدی‌مقدم، بهمن‌ماه در سخنانی اعلام کرد که سرقت‌های خرد از آذرماه، سیر نزولی داشته است.
 
تارنمای قانون در ادامه گزارش خود با اشاره به افزایش دوربین‌های مدار بسته‌ و کنترل‌های خرید شهروندان در فروشگاه‌های زنجیره‌ای و بزرگ شهر‌ها به "قاپیدن گوشت و مرغ" خریداری شده توسط شهروندان اشاره کرده است که از سوی افراد موتورسوار مقابل قصابی‌های شهر سرقت می‌شوند.
 
بنابراین گزارش در سرقت‌های خرد حتی کار به درگیری و استفاده از سلاح سرد و قتل نیز می‌رسد.
 
تارنمای قدس آنلاین، بهمن‌ماه سال جاری در مطلبی پیرامون افزایش گرانی و گسترش ناامنی در جامعه ایران نوشت، "وقتی بنا به آمار رسمی اتاق بازرگانی ایران ۴۰ درصد ظرفیت تولید کشور خالی است و کارگران بیکار شده‌اند چگونه می‌توان توقع داشت دزدی‌های خرد و کلان، زیاد نشود؟"
 
 

«تقاضای پناهندگی یک دیپلمات ایرانی از نروژ»

خبر / رادیو کوچه
روز جمعه ٢٢ فوریه (چهارم اسفندماه) رسانه‌های نروژی از درخواست پناهندگی یک دیپلمات ارشد سفارت ایران در اسلو خبر دادند.
«سایت نروژ پست» به نقل از روزنامه «داگبلادت» این کشور نوشت که دیپلمات مذکور سال‌ها کارمند سفارت جمهوری اسلامی در نروژ بوده و از ماه دسامبر گذشته با جدایی از سفارت، تقاضای پناهندگی خود را به مقامات این کشور اروپایی ارایه داده است.
بنا بر این گزارش، وی به همراه خانواده‌اش در مکانی که نامعلوم اعلام شده، زندگی می‌کند. وکیل این دیپلمات می‌گوید که موکل او در حال حاضر تمایلی به اظهار نظر درباره علت تصمیم خود ندارد. وزارت خارجه نروژ، پلیس امنیتی این کشور و هم‌چنین مقامات دولتی ایران هنوز به این خبر واکنشی نشان نداده‌اند.

با این که در منابع نروژی نامی از دیپلمات پناه‌جو برده نشده، «سایت رادیو فردا» نام وی را به نقل از یک منبع مطلع، «محمدرضا زارع» دبیر دوم و مسوول سابق امور مالی سفارت ایران در اسلو ذکر کرد.
پس از اعتراض‌های گسترده نسبت به نتایج انتخابات ریاست جمهوری ١٣٨٨ «محمدرضا حیدری» کنسول پیشین ایران در نروژ، «حسین علیزاده» نفر دوم سفارت جمهوری اسلامی ایران در فنلاند ، «فرزاد فرهنگیان» رایزن دوم سفارت جمهوری اسلامی ایران در بروکسل و  «احمد ملکی» دیپلمات ارشد ایران در سرکنسولگری میلان از سمت خود استعفا داده بودند.

سرگرمی زن روس مچ نامزدش را با زنی دیگر در گوگل مپس گرفت+عکس

زن روسی که که مچ نامزدش را در نسخه ی محلی نقشه های گوگل یا گوگل مپس گرفته بود به نامزدیش خاتمه داد.مارینا ووینوا میگوید وقتی عشق زندگیش را در حالی که بازوانش را دور یک زن ناشناس مو سیاه دیده است که در خیابان راه میروند دنیا روی سرش خراب شده است.وبسایت گاوکر مینویسد :ان دختر دنبال یک ادرس میگشته که وارد یک خیانت شده است.و بدلیل اینکه یاندکس مپس که نسخه محلی گوگل مپس است چهره افراد را مانند اپلیکیشن گوگل تار نمیکند مارینا توانست به راحتی‌ مچ شوهرش را بگیرد وی میگوید ابتدا فکر کردم چطور یک نفر میتواند اینقدر به ساشای من شباهت داشته باشد بیشتره که دقت کردم فهمیدم خودش است وی این راا تقدیر میداند و میگوید نامزدش هم پذیرفته است که خیانت کرده است حالا هر کدام راه خودشان را میروندبا ۲۳ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش سرگرمیلینک مستقیم

تعطیلی اکثر شرکت های تولید لوازم خانگی/ بازار در قرق تولیدات خارجی

در آخرین ماه از سال تولید ملی و در نتیجه سیاستهای دولت مورد حمایت رهبری، گزارش ها حاکی از آن است که ۶۵ تا ۷۰ درصد بازار لوازم خانگی کشور را لوازم خارجی به خود اختصاص داده است و شرکت‌های تولید داخل نیز یا تعطیل شده‌اند و یا در شرف تعطیلی هستند.
خبرگزاری ایلنا در این باره گزارش داده است: چند ماهی است که قیمت لوازم خانگی لحظه‌ای بالا می‌رود و این افزایش قیمت‌ها نه به تومان بلکه به دلار است. طی چند ماه گذشته قیمت لوازم خانگی خارجی تا ۳ برابر و قیمت لوازم خانگی داخلی تا ۲ برابر افزایش یافته است.
این در حالی است که هم اکنون ۶۵ تا ۷۰ درصد بازار لوازم خانگی کشور را لوزام خارجی به خود اختصاص داده است و شرکت‌های تولید داخل نیز یا تعطیل شده‌اند و یا در شرف تعطیلی هستند و از کل ظرفیت لوازم خانگی تنها یک چهارم مربوط به تولیدات داخل است و سه چهارم دیگر را خارجی‌ها در دست گرفته‌اند.
در این راستا محمد طحان‌پور، رییس اتحادیه کشوری لوازم خانگی می‌گوید: کنترلی در افزایش قیمت لوازم خانگی خارجی وجود ندارد و وابستگی لوازم خانگی داخلی به قطعات خارجی مانند وابستگی یخچال به موتور و‌ای بی‌اس خارجی نیز نیازمند ارز است که باعث افزایش قیمت این محصولات شده است که همین موضوع هم باعث کاهش تقاضا از سوی متقاضیان می‌شود.
رئیس اتحادیه لوازم خانگی با اشاره به برخی از سوء‌ استفاده‌های رخ‌ داده در بازار لوازم خانگی یادآور شد: افزایش قیمت مواد پتروشیمی مانند رنگ و حتی افزایش قیمت مواد بسته‌بندی نیز در بالا‌ رفتن قیمت لوازم خانگی در بازار موثر بوده است. وی معتقد است، افزایش قیمت کالاهای داخل هم کم نیست که به دنبال آن شاهد کاهش عرضه و تقاضا در بازار هستیم.
همچنین حمید صالحی یک فروشنده لوازم خانگی در سه راه امین حضور نیز معتقد است، طی ۲ تا ۳ ماه گذشته لوازم خانگی داخلی افزایش قیمتی نداشته است اما از ابتدای سال تا کنون لوازم خانگی ۱۳۰ درصد افزایش قیمت را تجربه کرده است. وی می‌گوید: مارک‌هایی که در بازار برش دارند فروش را متوقف می‌کنند و شرکت‌ها برای توجیه افزایش قیمت‌ها لیست ارزی ارائه می‌دهند.
این روز‌ها و با نزدیک شدن به ایام پایانی سال یک روز شاهد احتکار لوازم خانگی و روز دیگر شاهد افزایش قیمت هماهنگ در این محصولات هستیم. همچنین محمد رضا دیانی، رییس انجمن تولید کنندگان لوازم خانگی داخلی می‌گوید: نباید انتظار داشت تولید کننده ضرر بدهد هم اکنون تولید کننده کمبود مواد اولیه دارد که باید تامین شود.
دیانی تصریح کرد: رکود بازار بدنبال کاهش قدرت خرید مردم موجب شده تا تولیدکنندگان امکان نقد فروشی را از دست بدهند، در حالی که برای گشایش «ال. سی» ناچار به پرداخت به صورت نقد هستند. وی می‌گوید: متاسفانه هنوز بانک‌ها مشکلات تولید کنندگان را حل نکرده‌اند و این انتظارات یک طرفه است. وی معتقد است سیاست‌های تولیدی ناقص هستند و نمی‌توان در مورد وضعیت بازار لوازم خانگی و قیمت‌ها تا پایان سال و حتی سال آینده پیش‌بینی خاصی کرد.
بنا بر این گزارش، صنعت لوازم خانگی دومین صنعت اشتغال‌زا در کشور پس از صنایع خودرو‌سازی‌ است. اما بررسی وضعیت کارخانه‌های تولید‌کننده لوازم خانگی و میزان ساخت داخل یا مونتاژبودن این محصولات پاشنه آشیل این صنعت است چرا که اکنون سهم مواداولیه و قطعات وارداتی در تولید لوازم خانگی داخلی بسیار بالاست.
از سوی دیگر به‌نظر می‌رسد به‌رغم پیشرفت‌های به‌دست آمده در تولید این محصولات هنوز هم تولید‌کنندگان داخلی با تکنولوژی روز دنیا در تولید این محصولات فاصله دارند و هنوز وابستگی‌ها به قطعات خارجی ادامه دارد. در این میان کالبد شکافی ساخت برخی لوازم خانگی در داخل کشور گواهی بر این مدعاست و در این شرایط بازار لوزام خانگی به جولانگاهی برای سودجویان تبدیل شده است.

مرکز آمار: جمعیت ایران به ۷۷ میلیون نفر رسیده است

مرکز آمار ایران در آخرین برآوردهای خود جمعیت کشور را ۷۷ میلیون نفر اعلام کرده است. این مرکز در عین حال از کاهش رشد جمعیت و بعد خانوار در ایران خبر داده است.مرکز آمار ایران در آخرین برآوردهای خود جمعیت کشور را ۷۷ میلیون نفر اعلام کرده است. این مرکز در عین حال از کاهش رشد جمعیت و بعد خانوار در ایران خبر داده است.

خبرگزاری فارس روز چهارم اسفندماه به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز آمار ایران اعلام کرد که جمعیت ایران به ۷۷ میلیون و ۱۷۶ هزار و ۹۳۰ تن رسیده است. جمعیت ایران در سرشماری سال ۹۰ مرکز آمار ایران، ۷۵ میلیون و ۱۴۹ هزار و ۶۶۹ تن بود.

در گزارش فارس آمده است که بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۰، نرخ رشد جمعیت از ۱.۶۲ درصد در سال ۱۳۸۵ به ۱.۲۹ درصد کاهش یافته است و بعد خانوار نیز از ۴.۰۳ درصد در سال ۱۳۸۵ به ۳.۵۵ درصد افت داشته است.

تأکید بر کاهش نرخ رشد و بعد خانوار در حالی مطرح می‌شود که مجلس شورای اسلامی روز دوم اسفندماه با تصویب کلیات لایحه اصلاح قوانین تنظیم خانواده، موافقت کرد تا کلیه محدودیت‌هایی که در قانون بر اساس تعداد فرزند برای والدین شاغل و یا فرزندان آنها ایجاد شده، لغو شود.

بر همین اساس، مجلس ایران با افزایش مرخصی زایمان مادران از شش ماه به ۹ ماه  موافقت کرد و همچنین تصویب کرد که محدودیت‌های در نظر گرفته شده برای فرزند چهارم لغو و فرزند چهارم نیز مشمول بیمه تأمین اجتماعی شود.

محمود احمدی‌نژاد، رییس جمهوری ایران دی‌ماه ۱۳۹۰ لایجه اصلاح قوانین تنظیم جمعیت و خانواده را به رییس مجلس تحویل داد.

این اقدام پس از آن صورت گرفت که مردادماه همان سال رهبر جمهور اسلامی بر رسیدن جمعیت ایران به «۱۵۰ میلیون نفر» تاکید کرد که به دنبال آن دیگر مسئولان نظام و برخی از اعضای دولت حمایت خود از افزایش جمعیت در ایران را اعلام کردند.

آبان‌ماه سال جاری نیز دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی اعلام کرد که با تصویب این شورا تدریس واحد «کنترل جمعیت و تنظیم خانواده» در دانشگاه‌های ایران متوقف می‌شود.

پس از انقلاب بهمن ۱۳۵۷ و به سفارش آیت‌الله خمینی سیاست کنترل جمعیت و تنظیم خانواده در ایران برای مدتی متوقف شد که در این مدت رشد جمعیتی به شدت بالا رفت.

اما در اواخر عمر آیت‌الله خمینی، با تایید بنیانگذار جمهوری اسلامی، سیاست‌های کنترل جمعیت بار دیگر از سر گرفته شد.

با این‌ حال در چند سال اخیر حکومت ایران بار دیگر بر افزایش جمعیت در ایران تأکید کرده است.

حقوق بشر و آموزش و پرورش (۱)

فلیکس گارسیا موریون

برگردان: 

مهدی بهلولی

فلیکس گارسیا موربون − بشریت هم اکنون با دگردیسی ژرفی در همه گستره‌های زندگی انسانی اعم از سیاست، اقتصاد، رابطه‌های اجتماعی یا باورهای دینی روبروست. اگر ما رویکرد کاستلز را بپذیریم، کانون این دگردیسی، فرآیند جهانی شدن است که شبکه جهانی وب و جریان‌های اطلاع رسانی بر آن فرمان می‌رانند.
 
هر دو جریان یاد شده با ویژگی نرمش‌پذیری شناخته شده‌اند، آن‌چنان که می‌توانند به شتاب، با هر دگرگونی در محیط و با هر جابه‌جایی سازگار شوند، زیرا همواره در حال تغییرند. برای وب، هیچ مرکز ویژه‌ای نیست. تنها گره‌هایی وجود دارند که هم می‌توانند تغییر کنند و هم می‌توانند رشد یابند یا ناپدید شوند.
 
جامعه ها- از رهگذر شبکه‌هایی که در مقیاس بزرگ درمیان‌کنش‌هستند و برداشت‌های روزانه ما را از مفهوم زمان و مکان دستخوش دگرگونی می‌سازند- به صورت شتابانی در حال پیوند با یکدیگر هستند. تا زمانی که این فرآیند جهانی شدن، زیر سایه دریافت نولیبرال از جامعه باشد، اقتصاد جریان اصلی هر سیاستی خواهد بود که از سوی دولت‌ها و همه نهادهای اجتماعی به اجرا درمی آید و تنها آن سیاست‌هایی پسندیده‌اند که موجب افزوده شدن سودهای مالی می‌شوند.
 
 بازار آزاد، نزد همگان و در ارزیابی دستاوردهای زندگی اجتماعی، به مثابه تنها نقطه مرجع و معیارپذیرفته و به کارگرفته می شود: آزادی اقتصادی بیشتر ما، به سود همه کس و همه چیز است. یکی از بدترین پیامدهای این رویکرد فروکاستی (اقتصاد، بازار آزاد و شیوه‌های مدیریتی) این است که به جای جهانی شدن که پیوند فراگیر و همبسته‌تر میان ملت‌ها و فرهنگ‌ها را پیشنهاد می‌دهد، حذف میدان‌یافته و شکاف میان دارا و ندار را فراخ‌تر و ژرف‌تر کرده است.
 
 اکنون فقر فرهنگی، اجتماعی یا اقتصادی، حادتر از سی سال پیش شده که فرآیند جهانی شدن تنها گام‌های نوین خود را برمی داشت و شتاب می‌بخشید.
 
 این نتیجه بدبینانه، با ارزیابی پیش‌تر لیوتار از شرایط پسامدرن سازگار است. حتی پاره‌ای گرایش‌ها که لیوتار در جامعه‌های فن‌سالار پیشرفته شناسایی کرد، نه تنها رنگ نباخته‌اند که اغلب در زندگی اجتماعی کنونی، ژرف‌تر از سال ۱۹۷۹ ریشه ‌دوانده‌اند که لیوتار توصف سنجش‌گرانه‌اش را منتشر ساخت. من در اینجا- هم راستا با هدف این نوشته- تنها به دو ویژگی اشاره می‌کنم: نخست این‌که کارکرد و کارایی، همچون سنجه رفتار فردی و اجتماعی، جای دلیل‌آوری را گرفته و به دانش، در حد چیزی درخور کالاهای اصلی در بازار‌های اقتصادی جنبه تجاری داده شده است.
 
 دوم این‌که مردم در پذیرش برداشتی از انسانیت هم‌چون یک کل "فراروایت ها" دچار مشکل شده‌اند و به این گرایش دارند که تنها به دریافت‌های شخصی از کنش انسانی توجه کنند. دریافت‌هایی که هرکسی با نگرش کوته‌بینانه و محدودش تایید می‌کند.
 
 رشد چشم‌گیر سازمان‌های غیردولتی در سال‌های گذشته می‌تواند نمونه خوبی از این رویکرد کوته‌بینانه به دشواره‌های نوع انسان ارزیابی شود: مردم بیشتر در همیاری با سازمان‌های کوچکی احساس راحتی می‌کنند که روی هدف های بسیار ویژه و جزیی متمرکزند. از همین رو، سازمان‌های خصوصی ، خیریه و غیرانتفاعی، جای برنامه‌های فراگیر و سامان یافته‌تر دولت رفاه را گرفته‌اند.
 
آنچه ما در این دو دهه گذشته بدست آورده‌ایم، بازار جهانی بزرگی است که هر کسی و هر چیزی به کالایی نهفته و آماده خرید و فروش در بازار کرده است. بازاری که به پاس شبکه جهانی وب در طول ۲۴ ساعت برای خریداران سراسر جهان گشوده می‌ماند؛ خریدارانی که آرزوی سود هر چه بیشتر را دارند.
 
 نرخ رشد کارگران مهاجر، زندگی و کار در شرایط فرو بشری، افزایش تجارت زنان و بردگی سفید یا فزونی بهره‌کشی از کودکان در بسیاری از کشورهای جهان، به غایت نفرت‌انگیز و زشت ترین پیامد این گرایش‌هاست. در همین هنگام آنچه ما داریم از دست می دهیم، پاره‌ای ارزش‌های مشترک است. این ارزش‌ها، آن‌گونه که هانا آرنت می‌گفت، به ما اجازه ساختن جامعه دموکراتیک مدنی را می‌دهند، جامعه‌ای که در آن می‌توانیم بدون پناه بردن به قدرت عریان، ناهمسازی‌ها را حل کنیم تا در همان زمان که تعادل میان هویت‌های فردی یا ملی‌مان را با هویت بایسته جهانی نگه می‌داریم، با همدیگر زندگی کنیم.
 
 در همایش وین در تابستان ۱۹۹۳ و پس از گفت‌وگوهای بلند و با وجود مخالفت برخی کشورها، اعلامیه‌ای امضاء شد. می‌دانید که در زبان سازمان ملل متحد، اعلامیه چیزی بیش‌تر از مجموعه‌ای اصول اخلاقی، بدون استلزام محلی و قضایی نیست که به همگی ما هدفی اخلاقی را پیشنهاد می‌دهد. در آن متن، از حقوق بشر به روشنی بسیار، به عنوان ارزشی جهانی نام برده شد.
 
در پاراگراف پنجم این اعلامیه آمده که «حقوق بشر امری جهانی، تقسیم‌ناپذیر، وابسته به هم و به هم پیوسته است. جامعه جهانی، بایستی با حقوق بشر به راه و روشی بی‌طرفانه و یکسان، در جایگاهی یکسان و با تاکیدی یکسان، برخوردی جهانی کند. با وجود آن که ارزش ویژگی‌های ملی و منطقه‌ای و پیش‌زمینه‌های دینی، فرهنگی و تاریخی باید به شمار آورده شوند، اما این وظیفه دولت هاست که بدون توجه به سامان های فرهنگی، اقتصادی و سیاسی، از همه حقوق بشر و آزادی های بنیادین پشتیبانی و دفاع کند.»
 
این جهان‌روایی، معنایی دوگانه دارد. از یک سو، حقوق بشر پیروزی یا کامیابی است از بابت همکاری فرهنگ‌های بسیار، کشورهای بسیار و مردم بسیار در سراسر تاریخ. نوع بشر یا حقوق بشر، ساخته یا ایدئولوژی غربی نیست، گرچه ما باید همکاری برجسته تمدن‌های غربی، به ویژه از ۱۷۷۰ به بعد را بپذیریم. کاری که حقوق بشر را به فرمان‌هایی محلی‌ کشاند که دولت‌ها و همچنین افراد را به آن پای‌بند می‌سازد.
 
از سوی دیگر حقوق بشر با وجودی‌که بسیار والا و بیشینه است، یک معیار اخلاقی کمینه به شمار می‌آید که باید در سراسرجهان پاس داشته شده و عملی گردد. هیچ کشوری نمی‌تواند آن را رد کند یا حقی ویژه را به دلیل مختصات فرهنگی خود (همچون عربستان سعودی) یا شرایط اقتصادی و اجتماعی ویژه (همچون چین) زیرپا بگذارد.
 
حقوق بشرشرطی ضروری برای زندگی انسانی و حقوقی جهانی است. یعنی نزد هر انسانی چه مرد و چه زن، آفریقایی یا اروپایی، کودک یا بزرگسال، مسلمان یا کاتولیک، مهاجر غیرقانونی یا شهروند بومی معتبر است.
 
 پس حقوق بشر بایستی وجه مشترک ارزش‌هایی به شمار آورده شود که ما در جستجوی آن هستیم. همان ارزش‌هایی که بایسته است در کره زمین جهانی شده برپا شوند. هر کدام از ما، شهروندان جهان می‌شویم. نه از آن رو که می‌توانیم به شتاب و به آسانی از کشوری به کشوری دیگر سفرکنیم و نه از آن رو که می‌توانیم به یاری امکانات فراوان فن‌آوری نوین ارتباطات با هر کس دیگری در جهان در پیوند باشیم و نه به هیچ رو به این دلیل که می توانیم فیلم کداک بخریم، کفش ورزشی نایک به پا کنیم یا در هر کشوری از جهان، بیگ برگر مک دونالد بخوریم. ما شهروندان جهانیم، زیرا ما به راستی از حقوقی برخورداریم که همه دولت‌ها و نمایندگان‌شان (دستگاه کشوری، پلیس،ارتش ...) ناگزیرند آنها را پاس بدارند و پشتیبانی کنند.
 
بدون توجه به کشوری که من در آن زاده شده‌ام، ملیتی که بر روی گذرنامه‌ام نوشته شده یا حتی این که من به کلی گذرنامه‌ای دارم یا نه، شهروندیِ جهانی و دست یافتن به حقوق بشر، کمابیش، چیز یکسانی هستند.
 
همیشه شکاف ژرفی میان واقعیت و آرمان وجود دارد. واقعیت این‌که هم‌اکنون حقوق بشر چگونه پاس داشته می‌شود و آرمان چگونه باید پاس داشته شود، چیز دشواری است که من نمی‌توانم در این نوشته به شایستگی به آن بپردازم. هم‌چنین دولت‌ها و پاره‌ای کسان، حتی فیلسوفانی وجود دارند که جهان‌روایی حقوق بشر را به رسمیت نمی‌شناسند و در بهترین حالت، بحث‌ پیرامون این حقوق را سخن‌پردازی پوچ، ایدئولوژی یا آرزواندیشی می‌شمارند.
 
من باز هم در اینجا نمی توانم به سنجش‌گری معمول خود در نوشته‌ها و کتاب‌های دیگرم بپردازم. در اینجا بدیهی می‌انگارم یا می‌پندارم که حقوق بشر، ارزش‌هایی هستند که ما به آنها در کمک به کودکان و به همه نیازمندیم تا شهروندان اخلاقی جهان و کشور، ملت یا جامعه خودمان شویم. این حقوق می‌توانند ما را یاری کنند تا آن گونه که بایسته و شایسته است به توضیح برخی از مسئله‌های پیچیده‌ای بپردازیم که جامعه‌های نوین با آنها روبرویند.
این همان کار چالش‌برانگیز پاره‌ای کنشگران حقوق بشر است که از این مساله پرده برداشته تا بدانیم چگونه این ارزش‌های جهان‌روا را با زمینه‌های خاص، فرهنگ‌ها و جامعه‌های ویژه سازگار سازیم. از این رو دشواره‌ای که باید با آن رودررو شویم، این است که ما به عنوان آموزگاران و سامانه مدرسه، چگونه می‌توانیم حقوق بشر را بیاموزانیم. خوشبختانه در آموزش حقوق بشر، پاره‌ای نوشته‌های ارزنده هست که من از آنها به عنوان شالوده اندیشیدن خود وام می‌گیرم.
 
درونمایه و فرآیند
 
نخست این که حقوق بشر، گفتار یا موضوعی نیست که ما در آموزش‌ بتوانیم چنان به آن نزدیک شویم که به ریاضیات، دستور زبان، املا، تاریخ یا علوم طبیعی نزدیک می‌شویم. البته گمانی نیست که حقوق بشر، پای پاره‌ای درونمایه‌های ویژه و داده‌ها و اطلاعاتی را به میان می‌کشد که دانش‌آموزان نیازمند به دانستن آنهایند.
 
برای نمونه در تاریخ حقوق بشر، ما می‌توانیم به این پرسش بیندیشیم که چرا مردم گرایش دارند بر این حقوق چشم‌بپوشند، صرفا به این خاطر که برای صدها سال در بخشی از زندگی اجتماعی‌شان از آن برخوردار بوده‌اند. مردم همچنین، درکی یکسونگرانه از عملی شدن حقوق بشر دارند و به گونه‌ای رفتار می‌کنند که گویی پایمال شدن حقوق بنیادین، چیزی است که هرگز در کشور خودشان رخ نمی‌دهد و این حقوق تنها در کشورهای دیکتاتوری و فقر زده زیر پا گذاشته می‌شوند.
 
آموزش حقوق بشر در این معنای بسته و ویژه خود، رشته‌ای تحصیلی است هم‌چون رشته‌های دیگر در برنامه درسی مدرسه‌ها. اما تفاوت راستین هنگامی نمایان می‌شود که ما به بعد فرآیند آموزش، بعد "کاردانی" [know- how] بپردازیم.
 
بنا بر نگرش تقریبا تمام دانشوران و دست اندرکاران آموزشی، نمی‌توان هیچ موضوعی را بدون توجه به "فرآیند فراخور" جا گرفته در آن موضوع آموخت. اگر ما می‌خواهیم که کودکان‌مان ریاضیات بیاموزند، باید ریاضیات "ورزیدن" را هم بیاموزند. فراگیری ریاضیات (زبان، تاریخ یا فلسفه) همراه است با ریاضیات (زبان، تاریخ یا فلسفه) ورزی. گرچه می‌توان درباره مهارت‌های اندیشیدن ِ فرادست ِهمگانی سخن گفت که در هر موضوع درسی‌ای بایسته‌اند. یا این که هر رشته‌ای مهارت‌های خود را دارد و اگر شما آنها را در ذهن خود پرورش ندهید، تنها به صورتی طوطی‌وار خواهید آموخت.
 
این "ورزیدن" برای یاددهی و یادگیری ضروری است. آنچه که تفاوتی راستین میان دیگر رشته‌ها و حقوق بشر پدید می‌آورد، حقوق بشر "ورزیدن" است که کاری توان‌فرسا و بسیار پیچیده برای هم آموزگاران و هم شاگردان به شمار می‌رود.
 
این کار، به درآمیختگی و پای‌بندی شخص به مثابه یک کل نیاز دارد. آن چنان که فرد بتواند از نظر سیاسی، هشیار و پاسخگو شود و برای درگیر شدن با کنش سیاسی و اجتماعی آماده. آموزش حقوق بشر، آموزشی است نزدیک به آموزش اخلاقی و باید با دشواره‌هایی بسیار همانند چیزهایی که آموزشگران اخلاقی در پی پاسخ گفتن به آنهایند، دست و پنجه نرم کند.
 
 یکی از چالش‌برانگیزترین جنبه‌های حقوق بشر و جنبه جداکننده‌ آن از دیگر موضوعات این است که این حقوق، امتیازهایی قانونی یا اخلاقی نیستند که مقامات به مردم ببخشند، واگذار کنند، یا بدهند. حق بخشیده شده، حقی راستین نیست. تنها کسانی که به دفاع از حقوق خود بر می‌خیزند تا مقامات را ناگزیر از به رسمیت شناخته‌شدن، پشتیبانی یا احترام به این حقوق سازند، تنها همین کسان از این حق برخوردارند؛ آن هم تا زمانی که برای کسب این حقوق به مبارزه ادامه می‌دهند.
 
مقامات همواره آماده‌اند این حقوق را به فراموشی بسپارند و پایمال کنند. تلاش برای کسب این حقوق، رهیافتی فردگرایانه نیست: مبارزه برای حقوق پایه و بنیادین، همواره کرداری همیارانه و گروهی بوده است که در آن یاری همدیگر، نقشی سرنوشت‌ساز بازی می‌کند. حقوق ما با وظایف‌مان در قبال مردم دیگر و جامعه به عنوان یک کل برخورد می‌کند.
 
به هر صورت، پای‌بندی شخصی برای هر کدام از ما، پیمانی است که نباید از زیر آن شانه خالی کنیم. گاهی از آن رو که ما در شرایط بسیار ویژه ای هستیم، همچون مردمی که از شکنجه حکومت‌های دیکتاتوری در رنجند؛ گاهی به این دلیل که افراد و گروه‌هایی ویژه مثل کودکان، بیماران علاج‌ناپذیر یا آنها که فلج هستند، نمی‌توانند از قدرت لازم برای دفاع از خودشان برخوردار باشند. باری، در همه این حالت‌ها، یاری بخشیدن نمی‌تواند بیش از اندازه‌ مورد نیاز ادامه یابد. هدف باید این باشد که یاری‌شوندگان، هم‌چون کارگزارانی اخلاقی و شهروندانی نیرومند و آماده برای دفاع از حقوق خویش، خویشتن را دوباره بازیابند.
 
 هدف آموزش حقوق بشر، توانمند سازی دانش‌آموزان است. یعنی همه آنچه را که برای پرورش یا رشد خود نیاز دارند به عنوان دست‌اندرکاران کوشای زندگی خود و همچون شهروندانی که توانایی دریافتن حقوق خویش را دارند، در اختیار داشته باشند تا حقوق نوینی را که اینک گذرا و آشفته‌اند، گسترش دهند و مقامات را وادار سازند تا این حقوق را به رسمیت شناخته و محترم بشمارند.
 
 پیش از هر چیز، کودکان باید مهارت‌های اندیشگی ِ فرادست ِسنجشگرانه و آفرینشگرانه را فراگیرند تا بتوانند با دقت به خود و جهان پیرامونشان بنگرند. وارسی و انتقاد کنند و برپایه نقد منطقی و گواه آزمون‌پذیر، به شایستگی به داوری بنشینند و پس از آن جایگزین‌های تازه برای حل دشواره‌هایی پیشنهاد دهند که در کنش‌هایشان با آنها دست به گریبانند.
 
 این ابعاد شناختی، هنگامی در ذهن پرورانده می‌شوند که دانش آموزان در کلاس درس و در یک گفت و شنود باز، جدی و همیارانه با همکلاسی‌ها یا آموزگاران خود، فرصت گفت‌و‌گو درباره همه پرسش‌های همبسته با حقوق بشر را بیابند. دیویی، سخت بر پیوند میان آموزش و پرورش، مهارت‌های اندیشگی و دموکراسی پای فشرده است.
 
نمونه تازه‌تر این پافشاری، به تاکید فریره بر نیاز به دانشی بر می‌گردد که به گفته او تنگدستان را در دمکراسی توانمند می‌سازد. لیپمن در برنامه درسی اجباری، درخواست حضور فلسفه را دارد تا در کلاس درس- که به خاطر حضور پرسشگران پایبند به دموکراسی دگرگون شده- مهارت های اندیشگی را پرورش دهد.
 
 دوم این که دانش‌آموزان باید برخی از ابعاد عاطفی ویژه را هم پرورش دهند. ابعادی که در پیگیری برنامه‌های خودشان و حقوق بشر، سنگ زیربنای توانمندی انسان‌هاست. پاره ای دانشوران کنونی از جمله لیکوتا و رست، بیشتر چنین می‌پسندند که در اینجا از منش‌پروری [character education] سخن بگویند. من هم تا اندازه‌ای با آنها همراه خواهم بود، دست‌کم به این دلیل که گونه‌ای شهروند اخلاقی که من در این نوشته جست‌و‌جو می کنم، نیازمند داشتن منشی نیک و نیرومند است.
 
ما این منش را باید نه به سان هویت شخصی پایدار و روشن، بلکه همچون خوشه‌ای از ویژگی‌ها در برخی رابطه‌های همتراز شده [homeostatic] با یکدیگر دریابیم. چنین منشی، خودشناسی درست همراه با خویشتن باوری را دربر
می‌گیرد. صفت‌هایی که در اینجا می‌آید، سیاهه‌ای فراگیر از ویژگی‌های شخصی نیست. این به معنای آگاه بودن از محدودیت‌ها و امکانات ما، توانایی‌ها و ناتوانایی‌هایمان و تلاش برای پیوند همه اینها به همدیگر و ساخت شخصیتی قرص و متعادل اما به اندازه کافی نرمش‌پذیر است تا با شرایط ناپایدار سازگار شود.
 
همچنین دلیری و نیرومندی یا دلاوری، همان بنیاد رفتار اخلاقی را دربرمی‌گیرد که در بسیاری از فیلسوفان از افلاطون(دلیری) تا ماکیاول (فضیلت)، اسپینوزا (کشش و کوشش) و نیچه (خواست قدرت) می‌تواند یافت شود. دلیری، کیفیتی است که کودکان را توانا می‌سازد تا بدون ترس، با دشواری‌ها و خطرها رویارو شوند و برپایه باورهای خودشان، با وجود خرده‌گیری و فشار هم سن و سالان و دیگران رفتار کنند. دلیری، سخت با ویژگی چالشگر حقوق بشرهمبسته است.
 
 یکی دیگر از شاخه‌های بسیار مهم ابعاد شخصیتی پایه برای آموزش حقوق بشر، ابعادی هستند که زیر عنوان توانایی‌های اجتماعی یا شخصیت اجتماعی نام‌گذاری می‌شوند. همدلی، توانایی بیرون خزیدن از پوست خودمان و رفتن به درون دیگری است؛ مردم باید ظرفیت نگاه از چشم‌اندازهای گوناگون را بپرورانند. ظرفیت نگریستن شرایط از دیدگاه کسان دیگر و تلاش برای سهیم شدن در احساسات آنها را داشته باشند. باید بتوانند برای همدلی توانا باشند، نه تنها همدلی با بستگان و دوستان نزدیک، بلکه با مردمی که برای نخستین بار آنها را می‌بینند. بیش از همه، با آنانی که از خشونت دیگران یا خود ما در رنجند یا همدلی با کسانی که دور از آنها می‌زیند.
 
از توانایی‌های اجتماعی دیگر، یکی هم گشودگی است. یعنی پذیرا بودن در برابر اندیشه‌های نوین و نگرش‌ها و دیدگاه‌های گوناگون. دیگری رواداری است که بسیار فراتر از ظرفیت برتافتن و سهیم شدن در دلبستگی‌ها و دل‌نگرانی‌های دیگران می‌رود،همچنین فراتر از شریک شدن در رویکردهای مثبت برای باورهای ذهنی و کردارهایی که با باورها و کردارهای خود ما متفاوتند.
 
به سخن دیگر، این گرایشی است به چنین نگاهی که اختلاف و گوناگونی، پرمایگی اجتماعی و شخصی است. یکی دیگر صمیمیت است، یعنی آمادگی برای دوست داشتن بهروزی دیگران و دل نگران دردهایشان بودن و در پایان، همبستگی و خوی همیارانه است.
 
همه این نگرش‌های اجتماعی، بنیادی پی می‌ریزند برای عملی ساختن حقوق بشر. من با آنانی همداستانم که می‌پذیرند حقوق بشر،همه جا تنها به حقوق شخصی پرداخته است و از این رو سخت است که درباره حقوق جامعه و گروه‌های قومی و حقوق ملت سخن بگوییم مگر در جاهایی که مسئله درست برمی‌گردد به گروهی ویژه (کولی‌ها، زنان، کودکان و...) که کمبودی در به کاربستن حقوق‌شان وجود دارد. یا حتی بدتر، همین دلیلی است که چرا حقوق آنها زیر پا گذاشته می‌شود.
 
با وجود این، ما برای حقوق تک تک افراد هر گروه مبارزه می‌کنیم، همان‌گونه که در ماده نخست اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده است. این گفتاری است که بحث بلندی را می‌طلبد و من در این نوشته کوتاه نمی‌توانم به آن بپردازم. به ویژه در نمونه اسپانیا که برخی از مردم باسک، به حمله‌هایی تروریستی دست می‌زنند و کارشان را با عنوان دفاع از حقوق ملت باسک توجیه می‌کنند. به هر رو، حتی اگر ما از حقوق شخصی سخن بگوییم، این حقوق تنها درجامعه‌ای معنادارند که هر کس دیگری، از همان حقوقی برخوردار باشد که ما برخورداریم.
 
 این بعد اجتماعی حقوق بشر، سه جنبه گوناگون دارد. نخست این که حقوق همواره مسئله‌ای است اجتماعی. از آن رو که شما به عنوان عضوی از اجتماع یا کشوری که حقوق شما را به رسمیت می‌شناسد و محترم می‌شمارد، از آن حقوق برخوردارید و سراسر زندگی اجتماعی، برابر با همین حقوق سازمان‌دهی می شود. به همین دلیل است که مبارزه برای حقوق شخصی، همواره به دگرگونی‌های اجتماعی‌ای می‌انجامد که بر هر عضو گروه اثرگذار است.
 
دوم این که حقوق شما، معنادار است، اگر مردمی که از همان حقوق شما برخوردارند، آن را به رسمیت بشناسند. حقوق شما، آنجا که حقوق مردم دیگر آغاز می‌گردد، پایان نمی‌پذیرد. بلکه درست برعکس، حقوق شما و آنها در پیوندی ناگسستنی و ژرف به همدیگر می‌رسند.
 
سوم این که، حقوق در دوری "باطل" وظایفی را به دنبال دارد. آن چنان که شما هرگز نمی‌توانید بگویید که نخستین کدام است. همان‌گونه که در ماده ۲۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده است : "هر کس، تنها در برابر جامعه‌ای وظیفه دارد که رشد آزاد و همه جانبه شخصیت او را امکان‌پذیر می‌سازد."
 
 برای پرورش این ابعاد یا رویکردهای شناختی و عاطفی در دانش‌آموزا‌ن‌مان- و در خود ما آموزگاران- به دو نکته بسیار مهم نیازمندیم. نخست این که ما باید برای دانش‌آموزان، فرصت رفتارکردن، همچون کنشگران خودسامان اخلاقی را در هر کار زندگی فراهم آوریم.
 
 بدبختانه، در سامانه آموزشی معمول ما شرکت فعال دانش‌آموزان چندان باب نیست. سامانه آموزشی، بیشتر توجه‌اش را به صادر کردن ارزش‌ها و شناخت جامعه به دانش‌آموزان متمرکز می‌کند. ارزش‌ها و شناختی که می‌پندارد ارزش انتقال دادن دارند و در فرآیند یادگیری، تنها مشارکت فعالی را از دانش آموز می‌خواهد که همه اینها را دریابد و جذب کند، نه هیچ چیز دیگر.
 
آموزگاران و مدیران، سرپرستان آموزشی و روی هم رفته جامعه، چنین می‌اندیشند که کودکان و نوجوانان، شایستگی شرکت در طرح‌ریزی سیاست‌های مدرسه و عملی ساختن آنها را ندارند.
 
 از سوی دیگر، درست مانند آموزش اخلاق، در آموزش حقوق بشر نیز کودکان از آنچه ما انجام می‌دهیم، بیشتر می‌آموزند تا از آنچه می‌گوییم. آنها به هیچ رو خوش نمی‌دارند که همیشه و همه جا پند و اندرز بشنوند. از چشم‌انداز آموزش اخلاقی نیز، هر چه اخلاق به کودکان و جوانان می‌گوید، به درد نخور است. آنها به دقت گوش می‌دهند، حتی اگر هنگام پند و اندرز شما جان‌شان از سخنان شما به لب رسیده باشد. اما به آن‌چه شما می‌گویید توجه درستی ندارند و همه اندرزهای شما را از یک گوش شنیده و از گوش دیگر بیرون می‌کنند.
 
حتی بیشتر آنها می‌توانند با اصول حقوق بشر هم‌داستان شوند، اما چیز بیشتری از تکرار گفتار اخلاق رسمی و همگان نمی‌پذیرند. کودکان آن الگوهای رفتاری را برخواهند گرفت که همانندند با الگوهای رفتاری بزرگسالانی که با آنها زندگی می‌کنند. شرایط مورد نیاز برای آنها که حقوق بشر را درونی سازند و آنها را همچون استاندارد اخلاقی رفتارهایشان برگزینند، این است که دریابند ما، آموزگاران و در کل بزرگسالان، در زندگی روزمره مان از آن استانداردهای اخلاقی، پیروی می‌کنیم.
 
 ساخت‌شکنی برنامه درسی
 
 حقوق بشر گردآیه‌ای از ارزش‌هایی است که همه، در سرتاسر جهان همچون سنجه‌ای اخلاقی در کنش‌های اجتماعی،سیاسی،اقتصادی می‌پذیرند. این حقوق همچنین به عنوان راهنمایی برای سامانه‌های محلی پیشنهاد می‌شوند. آن‌چنان که به سان قوانین گسترش داده شوند یا به قانون‌گذاری رایج هر کشور شکل ببخشند. در گام فرجامین نیز، یک اعلامیه جهانی باید به پیمانی تبدیل گردد که پس از امضاء از سوی شماری از کشورها برای هر کس و هر کشوری الزامی شود.
 
 این سخن بدین معنا نیست که این الزام‌ها به راستی در رفتار اجتماعی و فردی یا در رویدادها و کارکردهای بنیادهای خصوصی و همگانی نمود می‌یابند. چه بسیار زمانه‌هایی که تحقق نویدهای درآمد اعلامیه جهانی با شکست روبرو می‌شود و زیرپا گذاشتن حقوق بنیادین قاعده‌ای فراگیر است. همه ما دیده‌ایم که مردم - به ویژه کسانی که در جامعه، برخوردار از شغلی دولتی یا در جایگاه قدرتند- تنها از حقوق بشر دم می‌زنند و آن را همچون ابزاری برای پیشبرد هدف‌هایی بسیار دور از هدف‌هایی به کار می‌گیرند که در آرمان های اعلامیه ۱۹۴۸ گنجانده شده‌اند.
 
این کار در سیاست خارجی سراسر جهان کاری همیشگی است. نمونه برجسته آن آمریکا است که حقوق بشر را به کار می‌گیرد تا اعمال محدودیت‌ها بر کوبا را توجیه کند و آن هنگام که پای داد و ستد با چین و عربستان سعودی به میان می‌آید، سراسر آن را به فراموشی می‌سپارد. گزارش‌های سالیانه از بنیادهای مستقل ، همچون دیده بان حقوق بشر یا عفو جهانی، چهره زشتی از پیاده کردن حقوق بشر را جلوی دیدگان ما می‌گذارد.
 
 به هر رو این ناهم‌سازی میان ارزش‌هایی که مردم در گرامیداشت و ارج نهادن به آنها سخن‌ها می‌گویند و سنجه اخلاقی که آنها در سرتاسر زندگی‌شان پی می‌گیرند، تنها مسئله همه آنانی نیست که در جایگاه قدرتند. این ناهمسازی‌ای است که در هر بنیاد اجتماعی و کمابیش هر انسانی رخنه می‌کند و همه را فرامی‌گیرد. حتی آنهایی که مسئولیت‌های ویژه آموزشی را پذیرفته‌اند.
 
 ما وظیفه داریم تا اصول و جهت‌های پیمان حقوق کودکان را دنبال کنیم و این همان چیزی است که ما در زبان تایید می‌کنیم و به دانش‌آموزان‌مان آموزش می‌دهیم اما با نظم و سامان بسیار بدی هیچ‌کدام از کودکان را وارد پهنه عمل نمی‌سازیم.
 
 گاهی ما با توجیه پاره‌ای کنترل‌های بی‌ضرر، این حقوق را نادیده می‌گیریم؛ باردیگر هنگامی که می‌اندیشیم این حقوق، آن چنان که باید و شاید مهم نیستند و بایستی به سود پرورش کودکان کنار نهاده شوند. در اینجا بایستی از "کارآموزی کودکان" بگویم. بدتر ازهمه، بزرگسالانی هستند که به راستی بر این باورند که کودکان نیازی به بسیاری از حقوقی که در پیمان نامه حقوق کودک آمده است، ندارند.
 
 از دید خود دانش آموزان، این مساله آن چنان است که گویی، ما بزرگسالان به آنها می‌گوییم " آن‌چنان رفتار کنید که به شما گفته می‌شود، نه آن‌چنان که ما رفتار می‌کنیم". آنها در می‌یابند که ما از آنها می‌خواهیم مسئولانه رفتار کنند و ارزش‌های اخلاقی‌ای را پاس بدارند که خود ما به آنها پای‌بند نیستیم. محتمل‌ترین پیامد این است که آنها درست مانند ما رفتار خواهند کرد و کم و بیش، همان توجه اندک ما را به حقوق بشر خواهند داشت.
 
آنها خواهند دانست که این آشفتگی اخلاقی، شیوه رفتار هنجار است. شما گهگاه می‌توانید بی آنکه تعادل عاطفی‌تان آزاری ببیند، زندگی کنید. بیش از آن، از آنجا که آنها در مدرسه، انباری پر از مهارت‌ها‌ی گوناگون اندیشیدن آشنا شده‌اند و اغلب این مهارت‌ها را مانند خود ما به کار خواهند گرفت تا هر رفتاری را توجیه کنند. حتی آنهایی را که آشکارا با مهم‌ترین ارزش‌های حقوق بشرناسازگارند.
 
این فرق‌گذاری میان برنامه درسی نهان و آشکار ما را به دراندیشیدن درباره آنچه به راستی در سیستم مدرسه به دانش‌آموزان آموخته می‌شود، وادار می‌سازد. این درنگی بر اعلامیه‌های همگانی آنچنانی یا هر شکل دیگری از آرزواندیشی نیست. اندیشیدن درباب تصمیمی است که با سیاست‌های آموزشی برگزیده دولت گرفته می‌شود و به پیاده سازی این سیاست‌ها در مدرسه توسط آموزگاران، مدیران، سرایداران، آموزشگران و همه کسانی بستگی دارد که در آموزش و پرورش رسمی با کودکان درگیرند.
 
آن گونه که اپل می‌گوید "سیاست‌های دانش رسمی، سیاست‌ همسازی‌ها یا سازش‌هاست". گروه‌های گوناگون و جنبش‌های اجتماعی در جامعه در کشمکش‌اند تا منافع خودشان را نگه داشته و به آنها مشروعیت ببخشند و در عین حال، سهم‌شان را از قدرت افزایش دهند. در زمانه کنونی، هنگامی که برنامه سیاسی نولیبرال، بدون مخالفت انتقادی بسیار جدی به سرتاسر زندگی اجتماعی تحمیل شده است، دلبستگی‌های کمتر نیرومند عملا به حساب آورده نمی‌شوند.
 
مدیرگرایی و تجارت، سرمشق آموزش‌اند. همه ما شنیده‌ایم که بایستی میان مدرسه و بازار کار پیوند نزدیکی باشد و لازم است که سرمشق‌های آموزشی آن کارآموزی را گسترش دهیم که استخدام، رقابت و یکپارچگی اجتماعی، نقشی بنیادین در آن بازی می‌کند. گفتنی است که دو هدف نخست (استخدام و رقابت) در آموزش و پرورش دست بالا را دارند و رقابت، آن گونه که پیش‌بینی می‌شد، محرومیت اجتماعی را تقویت می‌کند. سسیتم مدرسه، در معرض این خطر است که جایی در آن برای اختیار کودک نماند، بلکه جایگاه کسانی را نیرومند سازد که بر کودک و آموزش‌اش چیره‌اند تا شهروندانی فرمانبردار بار آورند که به پذیرش آن برنامه درسی‌ تن می‌دهند که فرمانبری و محرومیت را روا می‌دارد.
 
 موضوع پیچیده‌تر خواهد بود اگر به این نکته توجه کنیم که آموزگاران و دانش‌آموزان در روابط آموزشی، پاره‌هایی برابر نیستند. دانش‌آموزان به صورتی اجباری در مدرسه حضور می‌یابند. به زبان دیگر، آنها برای آموزش چیزی ناگزیرند به مدرسه بروند که بزرگسالان دریافتن‌اش را خوب ارزیابی کرده‌اند. چنین پنداشته می‌شود که آموزگاران از دانشی برخوردارند و باید هزینه‌ای پرداخت کرد تا این دانش را به کودکان انتقال دهند. اما کودکان از همان آغاز در کودکستان یا دبستان، درمی‌یابند که تحت فشار اجتماعی و اخلاقی‌اند تا آموزش‌ را جدی گرفته و آنچه که به آنها آموخته می‌شود فرا بگیرند. این رویکرد همیشگی است تا کودکان به سن ده سالگی می‌رسند.
 
آموزگاران، مدیران، پدران و مادران و همه بزرگسالان، به گونه‌ای به کودکان می‌گویند که آنها هستند که بهتر می‌دانند چه کاری خوب است. پس اگر کودکان می‌خواهند انسان‌هایی نیک و شهروندانی شایسته باشند، باید سفارش‌ها و راهنمایی‌های بزرگان را بپذیرند و از آنها پیروی کنند، حتی اگر چندان هم خوب سر از دستاوردهای فراوانی درنیاورند که به پاس سرسپردگی بی کم و کاست کنونی خود، در آینده ای دور به دست خواهند آورد.
 
 با این که ما پشتیبان آزاداندیشی، آزادی بیان و نوآوری هستیم و اینها را بارمایه‌های بنیادین رشد انسانی و جامعه‌های دموکراتیک می‌دانیم، بیش از آنچه که بایسته است اندیشه پیرو، رضایت، همسانی، سرسپردگی و پذیرش اتوریته را پرورش می‌دهیم، در حالی که به آن انتقاد داریم.
 
پیاژه در دهه بیست میلادی، برای این رهیافت آموزشی، با شرح آن که کودکان پیش از دوازده سالگی فرمانبردار دیگری هستند، پشتیبانی نظری فراهم آورد. او نیز مانند ارسطو در بیش از دوهزار سال پیش، آزاداندیشی و خردورزی را تا پس از دوازده سالگی به پس راند.
 
هدف خود پیاژه این بود که به کودکان کمک کند تا افرادی خودسامان باشند. در واقع، یکی از تزهای بنیادین پیاژه این بود که کودکان احساس اخلاقی عدالت‌گرای رفتار خود را در زمانی می‌پرورانند که با هم سن و سالان‌شان برخورد می‌کنند. اما او به نوعی، درست از روشی خلاف این حمایت کرد.
 
در دهه های پسین، روانشناسان و آموزشگران اخلاقی، با انجام شمار چشمگیری از پژوهش‌ها، داده‌های بسنده‌ای در اختیار ما گذاشته‌اند تا دریابیم که اندیشه دگرسالار کودکان، بیشتر تحمیلی است از بزرگسالان تا ویژگی پایه‌ای برای دوره‌ای خاص از رشد کودکان.
 
اگر شما با کودکان، هم‌چون افرادی دگرسالار و وابسته رفتار کنید، چه‌بسا آنها سربه راه و وابسته بار بیایند. شاید این دلیلی باشد که چرا دیویی، در همان دهه بیست میلادی پای می‌فشرد که پیوند میان آموزش و پرورش و دموکراسی- و در بحث ما، حقوق بشر- چیزی نیست که باید بدیهی انگاشته شود.
 
 اگر ما در مدرسه، جدی و راستین، به آموزش حقوق‌بشر روی آورده بودیم، ساخت‌شکنی آموزش واقعی و برنامه درسی رسمی را نیز جدی و راستین پذیرفته بودیم. ما با باسیل برنشتاین دانستیم که آموزش اجباری، فرصت‌های برابر را برای همه فراهم نمی‌آورد، زیرا برنامه درسی به گونه‌ای خاص پایه‌ریزی شده و به سود دانش‌آموزانی است که پیش زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی‌شان با استاندارد‌هایی سازگارند که آموزگاران در ارزشیابی و برآورد فرآیند یادگیری کودکان به کارمی‌گیرند.
 
در این برنامه درسی، تبعیضی کارساز به زیان کودکانی وجود دارد که با زبان طبقه‌های اجتماعی میانه و بالا سخن نمی‌گویند. ما هم‌چنین دریافتیم که دختران و پسران، تبعیض‌های آموزشی را درونی می‌سازند، زیرا مدرسه، همان شرایط زن ستیزانه‌ای را بازمی‌آفریند که در جامعه اثرگذارند، بی آنکه مهم باشد که ما تا چه اندازه به دلبستگی خودمان به برابری جنسیتی پایبند بمانیم.
 
و برای نمونه سوم، دانستیم که همواره از همیاری و مشارکت در آموزش به به و چه چه کرده‌ایم اما دانش آموزان‌مان را با کارهای فردی، ارزشیابی نموده و نمره داده‌ایم. در واقع ما بیشتر به رقابت میدان می‌دهیم و در چارچوب افسانه‌های اجتماعی بنیادی جامعه های نولیبرال، دست به شستشوی مغزی دانش‌آموزان می‌زنیم.
 
 همه این نمونه‌ها و بسیار نمونه‌های دیگر، نشان می‌دهند که کار بردبارانه ساخت‌شکنی، سنگ‌بنای آموزش حقوق بشر است. گام بایسته برای آموزگاران این است که با صدای این حقیقت از خواب بیدار شوند که آنچنان هم که پیش‌بینی می‌شد، پایبند حقوق بشر نیستند.
 
مهم نیست که آنها اغلب پشتیبان آگاه یا خودخواسته این ارزش‌های ناسازگار با حقوق بشر نیستند. این البته نافی این نیست که ما آموزگاران باید پاسخگوی رفتار در برابر دانش‌آموزان خود باشیم. کردارهای آموزشی خود ما از کاستی‌های زیادی رنج می‌برند، زیرا ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که در پیوندهای اجتماعی چندگانه و اغلب ناهمساز گرفتار آمده‌ایم و قانون‌های پنهانش را پذیرفته‌ایم.
 
گاهی ما تنها به این دلیل از این پیمان‌های اجتماعی پیروی می‌کنیم که می‌خواهیم قواعد بازی را رعایت کنیم. با این هدف تن به قانون‌های جاری می‌دهیم که نمی‌خواهیم از بازی بیرون گذاشته شویم زیرا کنار رفتن از بازی بدترین شرایط ممکن خواهد بود. گاهی اوقات نیز آن‌چنان رفتار می‌کنیم که از نظر اجتماعی از ما انتظار می‌رود: همان پذیرش هنجارهای اجتماعی سنتی بدون باریک‌اندیشی در ارزش اخلاقی‌شان.
 
ما کارگران فنی هستیم که کارمان را محدود به پیروی از مقررات و پیمان‌هایی می کنیم که کارگزاران رسمی، رسانه‌های همگانی یا دیگر نهادهای اجتماعی در اختیارمان می‌گذارند. ما متخصصان سنجش‌گر و نوآوری نیستیم که بر هدف‌ها و ابزارهای کردار آموزشی‌شان نیک بیندیشیم تا بدانیم اگر خواستار به جد گرفتن آموزش حقوق بشریم، ناگزیر بایستی رفتار خودسامان، سنجشگرانه و نوآورانه را گسترش دهیم و در این روند با "سویه پنهان" سامانه آموزشی درگیر شویم.
 
ادامه دارد
 
منبع:
Félix García Moriyón: Human Rights and Education

انتقاد محمد نوریزاد از سکوت فعالان نسبت به شرایط حاکم بر کشور

جرس: محمد نوری زاد، سینماگر و وبلاگ نویس حامی جنبش سبز، ضمن انتقاد از "سکوت" موجود در قبال شرایط حاکم بر کشور گفت: "اصلاً قرار نیست با اعتراض ما خون از دماغ کسی جاری شود. می گویم: مهم این است که شما از انزوا بدر آیید… ما که قصد لشکرکشی و ایجاد بلوا و آشوب نداریم. می گویم: ما که نمی خواهیم جایی را تخریب کنیم و از دیوار جایی بالا برویم. این کارها در تخصص اوباشانی است که ریسمانشان در دست سپاه و کسان دیگر است. و نه امثال ما که از این کارها متنفریم."

محمد نوریزاد در یادداشت اخیر وبلاگش می نویسد: "ما را چاره ای جز اعتراض مدنی نیست. هرچند زندانها از ما پرشوند! اتفاقا پرشدن زندانها از ما، که نه پولی بالا کشیده ایم و نه دست به جیب مردم برده ایم و نه امضایمان پای قراردادهای ننگینِ ترکمان چایی نشسته، لکه ی ننگی خواهد بود بر پیشانی آنانی که خود را اهل بصیرت می دانند و ما را فتنه گر. و حتماً نیز به زندان رفتن ما تأثیرات شگرفی در گشودن این بن بست نفرت انگیز بجای خواهد نهاد. مثلاً مگر حاکمیت بسادگی می تواند از شوکِ زندانی کردن آقای سید محمد خاتمی بدر آید؟"

متن کامل یادداشت این زندانی سیاسی حوادث بعد از انتخابات به شرح زیر است:

این روزها، روزهای تلخ و تنهایی من است. تلخ از این روی که معترضانِ صاحبنام ما – برخلاف من – پذیرفته اند که: ما از همه سوی در محاصره و بن بستیم. و در این بن بست و محاصره، کاری نمی شود کرد جز سکوت. و این که اجازه بدهیم گذر زمان خود به واکردنِ گره های ناگشودنی توفیق یابد. می گویند: مبادا تجربه ی خونین سال هشتاد و هشت را تکرار نکنیم. می گویند: اگر در آن سال هفتاد یا هشتاد نفر کشته شدند، این روزها هرخطای ما ممکن است هشتصد نفر را و یا هشت هزار نفر را به خاک و خون بکشد.
من می گویم: اصلاً قرار نیست با اعتراض ما خون از دماغ کسی جاری شود. می گویم: مهم این است که شما از انزوا بدر آیید. می گویم: ما که قصد لشکرکشی و ایجاد بلوا و آشوب نداریم. می گویم: ما که نمی خواهیم جایی را تخریب کنیم و از دیوار جایی بالا برویم. این کارها در تخصص اوباشانی است که ریسمانشان در دست سپاه و کسان دیگر است. و نه امثال ما که از این کارها متنفریم.
می گویم: شما، بزرگان و نام آوارانِ این عرصه اید. وقتی همه ی شما سکوت اختیار کرده اید، از آن جوان بی کس و کار و ناآشنا چه انتظار؟ می گویم: تنها راه برون رفت ما از این بن بست نفرت انگیز، سکوت نیست. بل اتفاقاً فریاد است. و نهراسیدن از تبعات این فریاد. می گویم: عزیزان، نترسید! حرف بزنید و اعتراض کنید اگرچه شما را به زندان بیندازند. بالاتر از این؟ چرا ما نباید زندانها را پرکنیم؟ حال که طرف مقابلِ ما امکانِ معارضه ی انسانی و مدنی را – که جزیی از بدیهی ترین حقوق اجتماعی شهروندان است – انکارمی کند، ما هم زندانهای او را با حضور خود پر می کنیم. بهمین سادگی!
شاید باور نکنید من در این ایام، به سراغ خیلی ها رفتم. خیلی ها. خیلی ها. از روحانی گرفته تا سیاستمدار و نام آشنا و حتی مراجع تقلید. به هرکسی که می شناختم رفتم و رو زدم. با هر سیاستمداری که قابلیت بحث داشت بحث و گفتگو کردم. یا حتی با دوستانی که آسمان کیاستشان – در محدوده ی کلام – تن به عرش می سایید به محاجه پرداختم. اما چه کنم؟ نشد که نشد. آنها بچشم خود می دیدند که من و خانواده ام در این راه تنهاییم اما هرگز برای همراهی با ما پیشقدم نشدند. و این، البته هرگز کدورتی نیست که مرا در راهی که بدان پای نهاده ام سست کند.
این نیز بگویم: به تنها دلیلی که از عدم همراهی شان دست یافتم، ترس بود. و البته ترس نیز هست. حاکمیت، صمیمانه می گویم: در ترساندن مردم و صاحبنامانِ ما به توفیقی بزرگ دست یافته است. بله، آنها موفق شده اند مردم را و بویژه سیاستمدارانِ معترض و منتقد این سالهایِ ما را بترسانند. ترس، تنها دلیل سکوت اینان است. ترس از چه؟ می گویم:
ترس از بی آبرویی. چرا که در این سالها، سیاسیون ما از طعم و چگونگیِ رفتار “برادران” در داخل زندانها خبردار شده اند. این که برادران در پستوهای خود با چه شیوه هایی از فرد متهم حرف و اعتراف و اقرار می گیرند. دیگر چه؟ ترس از ایجاد آشوب در خانواده. این که “برادرانِ” امام زمانیِ ما، متبحر به آداب آشوب اندازی در کانون خانواده اند. و نیک بلدند که دختر یک معترض را و پسر او را و همسر او را چگونه در تنگنای عاطفی و هول و هراس قرار بدهند تا به مراد خود برسند. دیگر؟ و ترس از ایجاد وقفه در مسیرِ معیشتِ یک معترض. این که نکند کارگاهی یا کارخانه ای یا شرکتی یا دفتری یا حقوق ماهیانه ای به اشاره ی مختصرِ “برادران” مهر و موم و قطع شود.
و اینها ترسِ کمی نیست. آنهم در این اوضاع و احوال ناپایدار. با این همه اما سخن من این است: ما را چاره ای جز اعتراض مدنی نیست. هرچند زندانها از ما پرشوند! اتفاقا پرشدن زندانها از ما، که نه پولی بالا کشیده ایم و نه دست به جیب مردم برده ایم و نه امضایمان پای قراردادهای ننگینِ ترکمان چایی نشسته، لکه ی ننگی خواهد بود بر پیشانی آنانی که خود را اهل بصیرت می دانند و ما را فتنه گر. و حتماً نیز به زندان رفتن ما تأثیرات شگرفی در گشودن این بن بست نفرت انگیز بجای خواهد نهاد. مثلاً مگر حاکمیت بسادگی می تواند از شوکِ زندانی کردن آقای سید محمد خاتمی بدر آید؟ و پشت بندش از شوکِ زندانی کردن نام آشنایانی که هرکدامشان اگر قرار باشد پشت تریبونی بایستند و صحبت کنند، حالا حالاها رشته ی کلام را به دست کسی نخواهند سپرد؟ در ادامه شما حصر و زندانی شدنِ یکی دو آیت الله و مرجع تقلید را نیز بدینها اضافه کنید.
آهای تنهایی تنهایی تنهایی، الحق که برازنده ی خدایی و بس. و من عزیزان، این روزها سخت تنهایم. با هر زنگ در، آرامش نیم بند اعضای خانواده ی من مضطربانه به هرسو می دود. ایکاش همچنان در زندان بودم. برادران اطلاعاتی و سپاهی، مرا در زندان به هر طریق و شیوه ی ممکن آزموده اند. با شکنجه و ضرب و شتم و توهین و فحش های ناموسی و تطمیع و تهدید و ارعاب، و بردن و ترساندن همسر و فرزندانم. و این که دیده اند: این موجود، به هیچ طریقی رام شدنی نیست. شاید تنها راهی که برایشان باقی مانده پودر کردن من باشد. که انجامِ این البته کمی دور از ذهن می نماید. خلاصه نمی دانم چه سناریویی روی میزشان است. اما این را می دانم که تنهایم. و می دانم که: نمی ترسم. هرگز! و می دانم: به راهی که می روم ایمان دارم. و هرگز نیز از رفتن بازنخواهم ایستاد. اگرچه در این راه، من باشم و دوستانِ دربندم.
 

در تصادف رانندگی در شمال افغانستان ۱۱ نفر کشته شدند

در تصادف رانندگی در شاهراه کابل به مزار شریف ۱۱ نفر کشته و ۲۴ نفر زخمی شدند.
عبدالحسین صفا، مدیر ترافیک/ راهنمایی و رانندگی ولایت بلخ با تایید این خبر به بی‌بی‌سی گفت: یک زن، دو کودک و راننده اتوبوس از جمله کشته شدگان این حادثه هستند.
او افزود که این حادثه شب گذشته در تصادف یک بس مسافربری/ اتوبوس با یک کامیون در منطقه‎ای "غند والگا" ولسوالی خلم ولایت بلخ رخ ‎داده است.
صفا با اشاره به اینکه راننده کامیون نیز در وضعیت بدی قرار دارد، گفت: تمام سرنشینان این اتوبوس ساکنان ولسوالی آقچه ولایت جوزجان در شمال افغانستان بودند.
مدیر ترافیک بلخ عامل اصلی این حادثه را سرعت غیر مجاز راننده اتوبوس و تخلف راننده کامیون اعلام کرد و گفت که تحقیقات بیشتر در این زمینه جریان دارد.
سال گذشته نیز در منطقه قلعه چیغچی ولایت جوزجان یک اتوبوس با یک کامیون تصادف کرد و دچار آتش سوزی شد که در آن حادثه حداقل ۹ نفر از هواداران یک تیم فوتبال کشته و ۳۶ نفر زخمی شدند.

تکنولوژی جدید توییتر برای حفاظت از کاربران در برابر حملات هکرها

توییتر برای حفاظت از کاربرانش در برابر حملات فیشینگ (Phishing) سیستم امنیتی جدیدی طراحی کرده که با کنترل دقیق ایمیل‌های خدماتی٬ تا حد زیادی از آسیب‌پذیری‌های آنلاین کاربران می‌کاهد.

تکنولوژی جدید توییتر برای حفاظت از کاربران در برابر حملات هکرها

توییتر برای حفاظت از کاربرانش در برابر حملات فیشینگ (Phishing) سیستم امنیتی جدیدی طراحی کرده که با کنترل دقیق ایمیل‌های خدماتی٬ تا حد زیادی از آسیب‌پذیری‌های آنلاین کاربران می‌کاهد.
سیستم امنیتی جدیدی که در توییتر راه‌اندازی شده DMARC نام دارد. به گفته متخصصان امنیتی توییتر٬ دی‌مارک حاصل فعالیت مشترک چندین گروه از متخصصان است و با فعال کردن آن "بسیار بعید است" که کاربران ایمیل‌هایی دریافت کنند که به ظاهر از آدرس Twitter.com ارسال شده است.

در حملات فیشینگ هکرها با ارسال لینک‌ها٬ پیام‌ها و ایمیل‌های جعلی و نیز شبیه‌سازی محیط وب‌سایت‌ها و سرویس‌های آنلاین مشهور٬ کاربر را به صفحاتی هدایت می‌کنند که در آن پسورد یا دیگر اطلاعات خصوصی خود را وارد کند٬ اما با وارد کردن هر گونه اطلاعاتی در این گونه صفحات٬ کاربر به سادگی در دام هکرها گرفتار می‌شود و کنترل اکانت‌های خود را از دست می‌دهد.

کمپانی توییتر در توضیح سرویس امنیتی جدیدی که طراحی کرده آورده است: «DMARC بخشی از مشکلات دیرپای عملیاتی در اطلاع‌رسانی به کاربران را حل می‌کند. این کار از طریق احراز هویت پروتکل‌های ارسال ایمیل انجام می‌شود. به این ترتیب سرویس‌دهندگان ایمیل می‌توانند حملات فیشینگ و آدرس‌های جعلی را بلاک کنند تا کاربران ایمیل‌های فیشینگ را در این‌باکس خود دریافت نکنند.»

سیستم دی‌مارک هم‌اکنون در سرویس‌هایی نظیر جی‌میل٬ یاهومیل٬ اوت‌لوک و AOL فعال شده و به آنها امکان کشف و حذف نسخه‌های جعلی ایمیل‌های توییتر را می‌دهد. متخصصان می‌گویند با گذشت زمان و گسترش فعالیت این سیستم٬ فهرست مفیدی از "فرستندگان مخرب" تشکیل می‌شود که می‌تواند برای کمپانی‌های دیگر هم کمک بزرگی باشد.

گام بلند توییتر٬ نقطه آغاز کاهش قربانیان فیشینگ

فیشینگ یکی از رایج‌ترین راه‌های فریب دادن کاربران و ربودن اکانت‌ها و اطلاعات خصوصی آنهاست و با گسترش بی‌سابقه نفوذ توییتر در میان کاربران سراسر جهان٬ این حملات هم با جدیت بیشتری از سوی هکرها اجرا می‌شوند. کافی است کاربران کمی بی‌اعتنا و کم‌دقت باشند تا به آسانی در دام‌های آنلاینی که هکرها پهن می‌کنند گرفتار شوند.

اخیرا اکانت‌های کمپانی‌های بزرگی نظیر جیپ و برگرکینگ به همین طریق هک شدند و هکرها پس از در اختیار گرفتن کنترل آن شروع به انتشار پست‌های نژادپرستانه٬ توهین‌آمیز و نامربوط کردند.

هکرهایی که توییتر برگرکینگ را در کنترل خود گرفتند٬ در پستی مدعی شدند که مک‌دونالد٬ از رقبای برگرکینگ٬ این کمپانی را خریده است. چنین ماجراهایی به سادگی به اعتبار این کمپانی‌ها خدشه وارد می‌کند. در پی این ماجراها٬ برخی از کمپانی‌ها فعالیت خود در توییتر را متوقف کرده‌اند.

پیش‌تر هم در جولای ۲۰۱۱ اکانت توییتر فاکس‌نیوز هک شده بود و هکرها با انتشار یک توییت مدعی شده بودند که باراک اوباما ترور شده است. پی‌پل و شبکه خبری ان‌بی‌سی هم از جمله قربانیان حملات فیشینگ هکرها بوده‌اند.

حملات فیشینگ تا کنون از کاربران بزرگ و کوچک سرویس‌های گوناگون قربانی‌های بسیاری گرفته و حالا طراحی سیستم جدید دی‌مارک توسط مهندسان و متخصصان امنیت توییتر می‌تواند نقطه آغازی برای حل‌وفصل این معضل بزرگ دنیای وب باشد.

'فعالیت نیروگاه بوشهر متوقف شده'

ریانووستی، خبرگزاری دولتی روسیه، به نقل از یک "منبع آگاه" گزارش داده که فعالیت نیروگاه اتمی بوشهر برای تعمیر توربین ژنراتور این نیروگاه متوقف شده است.
این خبرگزاری می‌گوید که توقف فعالیت‌های نیرگاه بوشهر تا ١٠ اسفند (٢٨ فوریه) ادامه خواهد داشت.
علاوه بر این گزارش، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از بازدید ٢٩ و ٣٠ بهمن بازرسان این آژانس از نیروگاه اتمی بوشهر حاکی از آن است که فعالیت این نیروگاه در مقطع بازرسی متوقف بوده است.
پیش از این اسماعیل کوثری، نماینده مجلس و از فرماندهان سابق سپاه پاسداران، در گفتگو با باشگاه خبرنگاران جوان تعطیلی و نقص فنی نیروگاه بوشهر را رد کرده بود.
آقای کوثری گفته بود تعلیق تولید برق نیروگاه بوشهر "به خاطر تغییر و تحول و انتقال مسئوليت از دانشمندان روسی به دانشمندان ایرانی" بوده است.
ایران سال گذشته اعلام کرد که این نیروگاه به شبکه برق کشور وصل شده، اما پس از آن اعلام شد که تولید برقش متوقف شده است.
سابقه تلاش ایران برای ساخت نیروگاه اتمی بوشهر به سال ١٩٧٥ می‌رسد.
از آن پس تاکنون برنامه هسته‌ای ایران فراز و نشیب بسیاری داشته است. قدرت‌های غربی و برخی از کشورهای منطقه ایران را متهم می‌کنند که می‌خواهد مخفیانه به ساخت تسلیحات هسته‌ای بپردازد. اما مقام‌های ایرانی این اتهام را به شدت رد می‌کنند و می‌گویند تنها به دنبال تولید انرژی و مصارف پزشکی هستند.
ایران و گروه ١+٥ سه‌شنبه هفته آینده در آلماتی، پایتخت قزاقستان، مذاکرات خود درباره برنامه هسته‌ای ایران را پی می‌گیرند.

ایران اتهام ارتباط داشتن با هسته جاسوسی در نیجریه را رد کرد

به دنبال اعلام نیجریه مبنی بر بازداشت سه تبعه این کشور به اتهام جاسوسی برای ایران، وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی این اتهامات را رد کرد و آن را «ساخته و پرداخته محافل امنیتی و رسانه‌ای مغرض» دانست.به دنبال اعلام نیجریه مبنی بر بازداشت سه تبعه این کشور به اتهام جاسوسی برای ایران، وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی این اتهامات را رد کرد و آن را «ساخته و پرداخته محافل امنیتی و رسانه‌ای مغرض» دانست.

به گزارش روز چهارم اسفند خبرگزاری مهر، حسین امیر عبداللهیان، معاون عربی و آفریقای وزارت امور خارجه، در رد اتهامات مطرح شده از سوی نیجریه این اظهارات را «ساخته و پرداخته محافل امنیتی و رسانه‌ای مغرض» دانست و گفت: «این اقدامات ناشی از سوء نیت دشمنان روابط ما و کسانی است که از حسن روابط موجود بین دو کشور متضرر شده‌اند.»

وی با تأکید بر روابط دوستانه ایران و نیجریه، «ظرفیت‌های بالای دو کشور برای همکاری و حسن تفاهم بین دو ملت» را «انگیزه اصلی دشمنان» برای ایجاد اختلاف میان دو کشور دانست.

پلیس مخفی نیجریه روز دوم اسفند اعلام کرد که یک روحانی شیعه و دو همدست وی را به اتهام «جاسوسی» برای ایران بازداشت کرده است و افزود که این افراد، جمع‌آوری اطلاعات در مورد سازمان‌های آمریکایی و اسرائیلی و ترور دو رهبر پیشین نیجریه را در دستور کار خود داشتند.

سخنگوی پلیس مخفی نیجریه در این خصوص گفت که «عبداللهی مصطفی بِرِنده» ۵۰ ساله را که به گفته پلیس رهبر فرقه‌ای از شیعیان در شهر «ایلورین» است، به اتهام تأسیس یک «هسته تروریستی» در جنوب غرب آفریقا و به دلیل «نقش فعالش در جاسوسی و فعالیت‌های تروریستی» دستگیر کرده است.

پلیس می‌گوید آقای برنده اگرچه اتهام جاسوسی و فعالیت‌های مرتبط با اقدامات تروریستی را رد کرده، پذیرفته است که در مورد برخی افراد و سازمان‌ها برای ایران اطلاعات جمع‌آوری کرده است و برای این اقدامات از ایران «۳۰ هزار دلار» دریافت کرده  است.

به گزارش خبرگزاری رویترز آقای برنده نخستین بار در سال ۲۰۰۶ به ایران سفر کرده و به تحصیل در یک دانشگاه اسلامی پرداخته است. رویترز می‌افزاید که به گفته پلیس نیجریه، آقای برنده سال ۲۰۱۱ بار دیگر برای آموزش در حوزه تسلیحات و مواد منفجره به ایران رفته است.

این نخستین بار نیست که نیجریه انگشت اتهام را به سوی ایران نشانه می‌رود.

آبان ماه سال ۱۳۸۹ به دنبال کشف و ضبط یک محموله سلاح در بندر لاگوس، مقام‌های نیجریه ایران را متهم به ارسال این محموله کرده و عظیم آقاجانی، از اعضای نیروی قدس سپاه را در ارتباط با این تسلیحات بازداشت کردند.

آن زمان ایران با اعزام منوچهر متکی، وزیر وقت خارجه به لاگوس این موضوع را نوعی سوء تفاهم دانست و اعلام کرد که این محموله تسلیحاتی ساخت ایران بوده و برای یک کشور آفریقای غربی ارسال شده است.

Death Toll Rises in Damascus Blasts

A Syrian expatriate rights group says a series of bombings in Damascus has killed at least 83 people, including more than 60 near the headquarters of the nation's ruling Ba'ath party. 

Most of the victims are said to be civilians, including many children from a nearby school, with 17 of the dead reported to be members of the security forces.

The Syrian Observatory for Human Rights said Friday that Thursday's attacks included not only the blast at the Ba'ath party ...

Indian Police: Warned About Hyderabad Attack Last Year

Indian police say they were warned a year ago about a possible attack in Hyderabad where twin blasts killed at least 14 people and wounded more than 100.

Police officials said Friday two suspected militants belonging to the Indian Mujahideen revealed during an interrogation last year that they had done a reconnaissance of the Dil Sukh district of Hyderabad, the same area where the blasts occurred minutes apart Thursday evening. Officials say the bombs were attached to two bicycles about 150 ...

جعفر پتگر و هنر ابدیت

پیشگامان نقاشی معاصر ایران

کیانوش فرید

کیانوش فرید- جعفر پِتگر، از جمله دیگر نقاشانی است که همچون علی اکبر صنعتی نماینده و وارث مکتب کمال‌الملک در نقاشی معاصر ایران به حساب می‌آیند.
 
این گروه از نقاشان، که کار خود را «طبیعی‌سازی» می‌خواندند، از نظر شیوه کار، رنگ‌پردازی و ترکیب‌بندی تحت تأثیر نقاشی کلاسیک غربی هستند و از نظر مضمونی، عمدتاً با رویکردی واقع‌گرایانه که ‌گاه با رگه‌ای از مردم‌نگاری همراه است، از زندگی روزمره اطراف خود الهام می‌گیرند، یا پرتره نامداران را موضوع کارشان قرار می‌دهند و یا به منظره و طبیعت بی‌جان در‌‌ همان اسلوب کلاسیک می‌پردازند.
 
پتگر در سال ۱۲۹۹ در تبریز به دنیا آمد. بعد از دوران ابتدایی، به همراه برادرش علی اصغر پتگر وارد هنرستان صنایع مستظرفه تبریز شد و به شاگردی نزد میر مصور، نقاش سر‌شناس آن زمان در آذربایجان پرداخت.
 

جعفر پتگر
 

در سال ۱۳۱۲ او و برادرش وارد هنرستان صنایع مستظرفه تهران شدند که رییسش ابوالحسن خان صدیقی و دیگر استادانش، از شاگردان کمال‌الملک بودند.
 
او پس از گرفتن لیسانس، مدتی نیز در فاصله سال‌های ۱۳۲۱ تا ۱۳۲۲ به طور مستمع آزاد در کلاس‌های مادام آشوب در دانشکده هنرهای زیبای تهران شرکت می‌کرد.
 
جعفر به همراه برادرش علی اصغر، در سال ۱۳۱۹ اولین آموزشگاه خصوصی نقاشی را در خیابان نادری تهران و در نزدیکی کافه نادری، یکی از پاتوق‌های روشنفکری آن زمان تأسیس کردند. شماری از نویسندگان عصر از جمله صادق هدایت، بزرگ علوی، جلال آل‌ احمد و شهریار به آتلیه پتگر می‌رفتند و برخی نیز همچون فروغ فرخزاد، سهراب سپهری و هانیبال الخاص مدتی نزد وی نقاشی آموختند.
مضمون نقاشی‌های رنگ و روغن و آبرنگ جعفر پتگر، در آغاز بیشتر مناظر و چشم‌انداز‌ها و طبیعت بی‌جان است، سپس او به تصویر کردن مردمان روزگار و اطراف خود و مسایلی چون فقر می‌پردازد و تابلوهایی نظیر رفوگر، پیرمرد مرغ‌فروش، قالی‌فروشان دوره گرد و... را خلق می‌کند. در ادامه مضامین و مفاهیمی عرفانی و صوفیانه نیز به کارش راه پیدا می‌کنند که در تابلوهایی چون علی و انگشتر و گدا، مکتب قرآن، الاشراق و از اینجا تا ابدیت بازتاب یافته‌اند.
 
متناسب با این تحول مضمونی و روی آوردن به مضامینی مذهبی از دهه ۴۰ خورشیدی به این‌سو، پتگر از شگردهای نقاشی مینیاتور در برخی از کارهای متأخرش بهره می‌گیرد و نقوش هندسی، خط و نوشته، از شعر گرفته تا آیات قرآن بیشتر به نقاشی‌هایش راه می‌یابند.
 
پتگر از مخالفان سرسخت مدرنیسم بود و پیروی کردن از هنر غرب را نشانه ساده‌لوحی و بی‌هنری می‌دانست. او تقریباً از نیمه کار، کوشید با وارد کردن عناصری از نقاشی تزیینی ایرانی به شیوه کلاسیک غربی خود، نقاشی طبیعت‌گرای غربی را با هنری در هم آمیزد که هم در ذات خود از «طبیعی‌سازی» گریخته و هم در شیوه بیان، در تضاد با بعد و پرسپکتیوی است که مایه و مبنای نقاشی غرب به حساب می‌آید.
 
شماری از آثار جعفر پتگر در موزه هنرهای معاصر تهران و برخی نیز در مجموعه‌های شخصی نگهداری می‌شوند. او دو کتاب نیز با نام‌های «مرزهای هنر و انسان» و «هنر و ابدیت» تدوین کرده است.
جعفر پتگر، در سال ۱۳۸۴ در تهران درگذشت.
 
در همین زمینه:
پیشگامان نقاشی معاصر ایران از کیانوش فرید
 
ویدئو: پاره‌ای از آثار جعفر پتگر
 

وقتي که زنان از حرکت کردن هراس دارند: خشونت جنسي و انقلاب مصر/راجر فريدلند و ژانت آفاري

ترجمه روژين محمدی

تغییر برای برابری - سياست بدن در مصر در خطر است. بيست و پنج ژانويه امسال در مراسم دومين سالگرد انقلاب مصر يکي از زنان حاضر در تظاهرات توسط دسته اي از مردان محاصره شد و مورد اذيت و آزار جنسي قرار گرفت. اين زن در بين اين مردان دست به دست مي شد تا به سختي توسط گروهي از فعالين مرد مخالف با آزار و اذيت جنسي زنان نجات يافت. جمعيتي که مانند شکارچياني گرد طعمه اين زن را احاطه کرده بودند در اين ويدئو مشخص است. آن زن تنها قرباني آزار و اذيت در آن شب نبود، 18 مورد مشابه ديگر نيز گزارش شدند. و البته اين اولين باري نبوده که تظاهرکنندگان و خبرنگاران زن در چنين تظاهراتي توسط گروهي از مردان مورد حمله قرار گرفته، لباس‌هايشان پاره‌شده و اندام هاي جنسي‌شان توسط مهاجمين لمس شده است. دو سال پيش زماني که حکومت حسني مبارک توسط توده هاي مردم سرنگون شد، زنان که نقش مهمي را در تظاهراتي که منجر به سقوط ديکتاتور شد ايفا مي کردند، از امنيتي که در اماکن عمومي تجربه مي کردند شگفت زده شده بودند. در فوريه 2011، ثمر عثمان يک فعال زن جوان در گزارشش به راديو آزادي وضعيت را اينگونه توصيف کرد: "روزهاي تظاهرات مانند آرمان‌شهر هستند، به خاطر اينکه حتي يک مرد نيز به من نگاه جنسيتي نکرد. در حقيقت آنان خيلي از ما هم محافظت مي‌کردند." “کساني‌که زنان را در خيابان لخت و به آنان تجاوز مي کنند، اين پيغام مشخص را به همه زنان مي‌رسانند: سياست را رها کنيد و به ما بسپاريد.”
بلافاصله پس از سقوط مبارک، آزار و اذيت جنسي با شدتي مضاعف بازگشت. پيام اين موج جديد خشونت مشخص بود: زنان در انقلاب مقابل مبارک مورد نياز بودند اما اکنون که مصري‌ها جامعه‌ي جديدي مي‌سازند زنان بايد فضاي سياست را به نفع مردان خالي کنند. فعالين حقوق زنان در دادخواستي که اخيراً خطاب به مرسي، رييس جمهور مصر، امضا کرده‌اند "موج جديد هدف قرار دادن فعالين زن و مجازات کردنشان به دليل حضور در اماکن عمومي و حذف کردنشان از عرصه حيات سياسي کشور" را محکوم کردند.(فوريه 2013 ... )
در پاسخ به اين موج جديد گروهي از زنان و مردان شجاع مصري اقدامي با عنوان "عمليات ضد آزار و اذيت جنسي" را ترتيب داده اند. آنها مسلح اند، گاهي با باتوم ها و مشعل هاي روشن. مردان عضو اين عمليات در صفوف اول قرار مي‌گيرند تا زنان را از حمله و تجاوز مصون بدارند. اين سازمان جديداً اعلاميه اي با اين مضمون در صفحه توييترش منتشر کرده است: "مبارزه ما عليه تجاوزات جنسي اوباش در قلب حرکت انقلابيمان واقع شده است، عليه رژيم و باورهايي که ما را مي کشند. ما متوقف نخواهيم شد!" شايعاتي وجود دارد مبني بر اينکه اراذل و اوباش مورد حمايت مالي و تجهيزاتي قرار گرفته اند. اعمال خشني که آنان مرتکب مي شوند چنين توصيف شده است: افراطگرايانه، تاکتيک‌هايي جنگي که آشكارا سازماندهي شده اند و در آنها زنان را گاهي اوقات لخت مي کنند و معمولاً مورد تجاوز دسته جمعي با انگشت‌هايشان قرار مي دهند، درحالي‌که پليس بي‌تفاوت نظاره‌گر اين اعمال است. در سال 2005 رژيم مبارک نيز از تاکتيک‌هاي مشابهي براي ارعاب مردم و شکستن مقاومت مردمي استفاده مي‌کرد. باور ها و رفتار هاي اين افراد ــ بنا به گفته‌ها ــ فقط تاکتيک‌هاي حيواني ضدانقلابيون نيستند. تاکتيک هاي سياسي، از بافت عميق نظم اجتماعي استخراج مي‌شوند. چنين تاکتيک هايي در مصر در واکنش به جامعه‌اي که در آن امنيت جنسي زنان همه روزه به خطر مي افتد، به عنوان شکست هزاران مرداني تلقي مي شود که بايد براي کمک به قربانياني که درست در مقابل چشمانشان مورد تعرض قرار مي گيرند، کاري انجام دهند. اين تاکتيک ها در واکنش به جهاني اتخاذ مي شوند که در آن زنان با ورود به عرصه عمومي ــ به‌ويژه بدون همراهي همسر يا برادرانشان ــ تبديل به اهدافي جنسي مي شوند. در نيمه اول سال 2012 تحت حمايت مرکز تحقيقات ميداني دانشگاه کاليفرنيا در سانتا باربارا به مديريت پائلو گاردينالي، ما آنچه را که نسل فيس بوکي مصري‌ها خوانده مي شود مورد بررسي قرار داديم. در اين بررسي بنرهاي تبليغاتي مخاطبان را به وبسايتي ارجاع مي دادند که در آن از پاسخ دهندگان از تمايلات جنسيتي و عاطفي‌شان سوال مي‌شد و افراد بدون ذکر هويت پاسخ مي دادند. هزاران جوان مصري با تحصيلات عالي که اکثريت آنان بين 18 تا 25 سال سن داشتند به سوال ها جواب دادند. ما متوجه شديم که درصد بالايي از زنان، تقريبا يک چهارم آنان، پيشنهاد هاي جنسي اي را در مکان هاي عمومي مانند اتوبوس يا پارک دريافت کرده بودند. تقريبا به همان ميزان مردان پاسخ‌دهنده نيز پذيرفتند که به زنان چنين پيشنهادات جنسي اي را داده اند. داشتن مکالمه‌ي جنسي براي مرد يک موضوع است اما داشتن تجربه ي فيزيکي با يک زن در عرصه‌ي عمومي موضوع ديگريست. نکته‌ي تکان‌دهنده تعداد زناني است که مورد تعرض جنسي (خواه لمس ساده بدن خواه لمس اندام هاي جنسي) توسط مردان در مکان هاي عمومي قرار گرفته اند. دو سوم زنان گفته اند که اين اتفاق برايشان افتاده است. (مرکز دفاع از حقوق زنان مصر نيز درصد مشابهي را در تحقيقي که در سال 2008 انجام داده بود، به دست آورده است). و حتي درصد بيشتري از مردان پذيرفته اند که چنين عملي را مرتکب شده اند.
براي درک بهتر اين موضوع که اين آمار چقدر بالاست، ما از بيش از هزار دانشجو در دانشگاهمان در کاليفرنيا سوال پرسيديم که آيا در دوازده ماه گذشته بدنشان بدون خواست خودشان با نيت جنسي لمس شده است؟ اين سوال شامل اندام هاي جنسي و ساير اندام هاي بدن است. محيط دانشگاه هاي آمريکايي به خاطر ميزان بالاي برخورد هاي جنسي بي ملاحظه و غالبا در حالت مستي بدنام هستند. در اين محيط ها پرخاشگري هاي جنسي زيادي توسط مردان اتفاق مي‌افتد. قاعدتاً بايد انتظار داشت که نسبت گزارش آزارهاي جنسي به همان ميزان يا حتي بالاتر باشد اما واقعيت اين نبود. تنها سي درصد زنان اظهار داشتند که مورد آزارهاي جنسي قرار گرفته اند. روابط ميان زن و مرد هسته سياست هاي اسلامي را تشکيل مي‌دهد. همين مسئله در مورد سياست هاي مذهبي محافظه‌کارانه در همه جا صدق مي کند، چه مسيحي باشيد چه يهودي چه هندو. درخواست براي عفت عمومي زنان توسط اخوان المسلمين شامل رهنمودها و قوانيني مبني بر شكل‌هاي مختلف براي جداسازي جنسيتي مي شود. زنان مصري که مورد چنين تعرضاتي قرار مي گيرند، غالباً براي عدم رعايت حجاب مقصر دانسته مي شوند. زنان اسلامگرا که بسياري از آنان از خانواده هاي به شدت محافظه کار مي‌آيند، مدعي اند که داشتن حجاب ــ پوششي که امروزه در کشورهاي مسلمان دنيا نماد پاکدامني محسوب مي شود ــ به آنها اجازه مي‌دهد که در اماکن عمومي حاضر شوند، به دانشگاه يا سر کار بروند بدون اينکه کسي عفت آنها را مورد سوال قرار دهد و کمتر مورد آزار و اذيت جنسي يا کلامي قرار بگيرند. حجاب آنان نه تنها نشانه ي پاکدامني‌شان به عنوان يک وظيفه الهي است بلکه به کساني که قصد تعرض به آنان را دارند اين پيغام را ميرسانند که مورد غضب برادران مسلمانشان واقع خواهند شد. سوال اين است: آيا داشتن حجاب زنان را از آزار و اذيت جنسي مصون ميدارد؟ زناني که فکر مي کنند تمام زنان بايد موهايشان را بپوشانند و طبيعتا خودشان نيز حجاب دارند نيز به همان ميزان زناني که چنين اعتقادي نداشتند مورد تعرض در اماکن عمومي قرار گرفتند.
آيا حجاب از زنان در برابر تعرض محافظت مي کند؟ مصر،2012
آيا معتقديد که زنان بايد حجاب داشته باشند؟
پوشيدن روسري زنان را محافظت نمي کند. ممکن است کسي فکر کند زني که حجابش را رعايت مي کند از حمايت افراد مومن در گردهمايي‌هاي اجتماعي در همسايگي منزلش و شبکه هاي مذهبي مساجد برخوردار است يعني کساني که آن زن مي تواند روي کمک‌شان در صورت تعرض حساب کند. چنين هتاکي‌هايي به زنان فقط جرم نيست بلکه مبارزه با ايمان مردم محسوب مي‌شود. ممکن است کسي فکر کند که زنان اسلامگرا کمتر مورد آزار و اذيت قرار مي‌گيرند، آيا اين واقعيت دارد؟ در نظرسنجي‌مان همچنين از پاسخ دهندگان در مورد رابطه‌ي اسلام و دولت سوال کرديم. نظرات متنوعي در پاسخ‌هايشان منعکس شد. کساني که فکر مي کردند بايد جدايي کامل بين دين و دولت وجود داشته باشد، کساني‌که فکر مي‌کردند اسلام جزئي اساسي از هويت ملي شان است، کساني‌که فکر مي‌کردند قوانين اسلامي بايد يکي از پايه هاي قانون گذاري در کشورشان باشد و حتي کسانيکه معتقد بودند قوانين اسلامي بايد پايه‌ي تمامي قوانين کشورشان باشد. پاسخ دهندگان به پرسش هاي ما سکولار نيستند. آنها اکثرا مذهبي هستند و با جديت تمام فرايض ديني‌شان را انجام مي‌دهند. اکثريت آنها فکر مي‌کنند اسلام بايد پايه‌ي قوانين‌شان باشد. اگر به نسبت زناني که مورد تعرض جنسي قرار گرفته اند دقت و نظرات سياسي آنان بررسي شود، نتايجي بر خلاف انتظار به دست مي آيد. زنان اسلام گرا بيشتر مورد تعرض واقع شده اند. در واقع دو سوم زناني که اعتقاد راسخ در به کار بردن قوانين اسلامي دارند، مورد لمس شدن يا آزار و اذيت جنسي قرار گرفته اند. آزار جنسي و اسلام سياسي: زنان مصري ،2012 ديدگاه سياسي تان را چگونه بيان مي کنيد؟

پس چه کسي اين زنان را مورد اذيت و آزار جنسي قرار مي دهد؟ زماني که ما مرداني را که به زنان در عرصه ي عمومي تعرض کرده بودند بر اثر انديشه ي سياسي شان طبقه بندي کرديم، به اين نتيجه رسيديم که اسلامگرايان کمتر از غير مذهبيان درگير اين وقايع نبودند. سه چهارم پاسخگويان مردي که معتقدند اسلام بايد تنها پايه ي قوانين کشورشان باشد، پذيرفته اند که به زنان در عرصه عمومي تعرض کرده اند. رعايت کردن حجاب اولين بار در محيط هاي دانشگاهي مصر اتفاق افتاد و بعد از آن به بقيه جامعه سرايت کرد. بسياري از زنان اسلامگرا، زناني که همواره مورد تعرض جنسي قرار مي گيرند، تحصيلات دانشگاهي نيز دارند. آنها بدون همراهي مردان بيرون مي‌روند، به دانشگاه و محل کار (وامروزه به تظاهرات خياباني) مي روند. اين رفتارشان آن ها را در معرض خطر تعرض توسط مرداني قرار مي‌دهد که از نظر سياسي هم‌فکرشان هستند. براي اين مردان، زنان تنها اهدافي مشروع و جذاب براي تعرض هستند. لمس شدن بدن زنان در اماکن عمومي و اسلام سياسي،مردان مصري،2012

تعرض جنسي به زنان مصري تنها براي زناني که پوششي به نشانه‌ي عفت اجتماعي ندارند، رخ نمي‌دهد. اين پديده مختص زنان بي حجاب يا زناني نيست که به جدايي دين از دولت اعتقاد دارند. بلکه براي همه‌ي زنان اتفاق مي‌افتد، چه آناني که فکر مي کنند محمد مرسي انقلاب را ربوده است و چه آناني که حامي اخوان المسلمين هستند و فکر مي‌کنند دارودسته‌ي سکولارها و سوسياليست ها در خيابان‌هاي شهر مي‌خواهند انقلاب را بربايند. آنچه در اماکن عمومي مصر ديده مي شود چيزي فراتر از آزار و اذيت جنسي زنان توسط مرداني صرفا با انگيزه هاي شخصي است. آزار و اذيت جنسي تبديل به اسلحه اي براي مبارزه با زنان در جامعه شده است. طبق گزارش ها اين حملات با هماهنگي انجام مي شوند. مردان، گروهي مرکتب اين اعمال مي شوند و پليس حاضر در محل بي تفاوت از کنار اين حوادث مي گذرد. دفاع از حقوق زنان نقطه اشتراک همه جريان هاي سياسي است و بايد باشد: نه تنها اپوزيسيون حاضر در ميدان تحرير، بلکه رژيم محمد مرسي و اخوان المسلمين. اخوان المسلمين حمايت گسترده‌اي را در بين مردم مصر کسب کرد. بخشي از اين حمايت به خاطر حمايتش از حرمت و ارزش زنان بود. اين سازمان خواستار انجمن هاي اجتماعي، موسسات آموزشي و حتي اتوبوس‌هاي مجزا براي زنان است. اين سازمان به زنان اجازه حجاب و پوشش اختياري را داد. اخوان‌المسلمين اين کارها را براي دفاع از حرمت زنان مسلمان مصري انجام داد. اکنون که آنها قدرت را در دست دارند، خبري از مردانش نيست که در خيابان ها از حرمت زنان پاسداري کنند. وضعيت امروز اخوان المسلمين در مصر ياد آور رژيم آيت الله خميني در ايران است. رژيمي که با حمايت ميليون ها زن ايراني در سال 1979 قدرت را در ايران به دست گرفت ولي در زماني کوتاه به کمک افراطيون تمام تلاشش براي بيرون راندن زنان از عرصه اجتماع را کرد. در ايران حکومت به زور و ضرب حجاب را اجباري کرد. در مصر اکثريت زنان خودشان حجاب دارند. کساني‌که زنان را در خيابان لخت و به آنان تجاوز مي کنند، اين پيغام مشخص را به همه زنان مي‌رسانند: سياست را رها کنيد و به ما بسپاريد. حقوق زنان تنها مربوط به سکولاريسم يا اسلام‌گرايي نمي شود بلکه به انسان بودن مربوط است. پاسداري تمام‌عيار از حقوق زنان وظيفه‌‌ي هميشگي همه مردم است. در هر جا و از هر جنسي که باشند. منبع:
http://www.huffingtonpost.com/roger-friedland/sexual-violence-and-the-egyptian-revolution_b_2658500.html

دختران فراری، خواهران بی پناه ما هستند!

دختران فراری چه کسانی هستند؟
دختران فراری، به دخترانی گفته می‌شود که به دلیل مشکلات مختلف از خانه و خانواده شان فرار می‌کنند و به جامعه پناه می‌برند. به گفتهٔ مدیر کل دفتر آسیب‌های اجتماعی در ایران حدود ۸۰ درصد دختران در ۲۴ ساعت اول بعد از فرار از خانه مورد تجاوز جنسی قرار می‌گیرند. آمار دختران فراری در سال های اخیر بدلیل فقر، تعصب شدید خانواده ها و نابسامانی های خانوادگی بسیار افزایش یافته است.(۱)
دلایل فرار و متوسط سن دختران فراری در ایران
در حکومت مذهبی و مردسالار اسلامی همه حقوق سرپرستی و حتی حق ازدواج یک دختر به پدر یا مردان فامیل او تعلق دارد. بدین ترتیب یک دختر هیچ حقی در انتخاب سرپرست و یا محل زندگی یا ازدواج از خود ندارد. کودکان در خانواده های از هم پاشیده شده به پدران داده می شوند، فارق از اینکه دلیل بسیاری از جدایی ها در وهله اول خشونت و وضعیت مردسالار آن خانواده بوده است. سرنوشت این کودکان بدون سرپرستی مادر بسیار هولناک خواهد بود.
بر اساس گزارش محرمانه ای که چندی پیش از سوی معاونت پرورشی وزارت آموزش و پرورش منتشر شد، علاوه بر افزایش بی سابقه آمار دختران فراری، کاهش متوسط سن آنان در ایران هم اکنون به حداقل نه سال تقلیل یافته است.(۳)
دو علت مهم فرار دختران از خانه: ۱- تحمیل عقاید والدین به دخترانی است که سن بلوغ را طی میکنند و ۲-اجبار آنان به ازدواج ناخواسته است. طبیعتا این امر در سنین ۱۴ تا ۲۰ سالگی بیشتر رخ می دهد. از دلایل دیگر فرار دختران از خانه میتوان؛ شرایط نابسامان خانوادگی، از هم پاشیدگی خانواده، اعتیاد، مشکلات اقتصادی، ازدواج مجدد والدین و خشونت های جسمی و روانی، سختگیری خانواده های متعصب در مورد دختران، تجاوزهای جنسی بوسیله نزدیکان، فقر و … را نام برد.(۲)
دو دختر جوان از گچساران که آواره کوچه و خیابانند و روی بازگشت به خانواده خرافاتی و بی مسئولیت خود ندارند. به راستی این غم بزرگی است که بر سینه هر ایرانی باشرف سنگینی می کند.
بیشترین درصد دختران فراری در کدام شهرها و مناطق هستند؟
پدیده “دختران فراری” در سال‌های اخیر، به معضل بزرگ اجتماعی در ایران تبدیل شده است. آمار دختران فراری در تهران و شهرستان ها رو به افزایش چشمگیری دارد، اما بیشترین درصد آمار دختران فراری متعلق به خانواده های مذهبی و در شهرهای مذهبی است. این معضل اجتماعی بویژه در اطراف حرم های زیارتگاه های شهرهای مذهبی کاملا قابل مشاهده است.
بر اساس سند کنترل آسیب های اجتماعی در ۲۷استان کشور، تعداد دختران فراری در برخی از استانها مانند تهران و خراسان بیش از سایر استان ها می باشد، البته این دختران بیشتر از استان های دیگر به این دو استان آمده اند(۴). بر طبق یک پژوهش ۸۵ درصد از دختران فراری که در تهران زندگی می کنند، اهل شهری غیر از تهران بوده و عمدتا از استان های ایلام، کرمانشاه، لرستان، مازندران و گیلان به تهران آمده اند.(۳)
دختری فراری از خانه و خانواده، سرگردان د ر خیابان ها و طعمه مردان هرزه و بیشرف، و رژیم ضد انسانی. ایا جای گریستن و خون گریه کردن نیست؟۱.
دام مخوف گروه های فساد
در همایش آسیب‌های اجتماعی شهری،‌ “لیلا زائر” (پژوهشگر اجتماعی) در مقاله فراتحلیل زمینه‌های فردی، خانوادگی، فرهنگی و اجتماعی موثر در فرار دختران. آخرین آماری که از دختران فراری ارائه شده، مربوط به سال ۷۸ ذکر کرده و تاکید می کند که این میزان نسبت به سال ۶۵، ۲۰ درصد افزایش داشته است. به گفته او ۱۸ درصد دختران فراری در روز نخست فرارشان مورد تجاوز جنسی قرار می گیرند و ۶۰ درصد آنها نیز در هفته اول مورد تجاوز قرار می‌گیرند.
روان پریشی، افسردگی و پرخاشگری از مشکلات عمده دختران فراری است. این پژوهشگر با بیان اینکه ۶۷ درصد از دختران فراری از خانواده های خود می ترسند بیان داشت:” ۳۴ درصد این دختران قبل از فرار با جنس مخالف خود رابطه داشته و ۴۹ درصد آنها برای بقای فرار پس از فرار دست به این کار می زنند.”(۵)

این ویدیو بیناگر حقیقت تلخ و ناگوار فرار دختران از خانواده و سوء استفاده آدمخوران اجتماع و رژیم ضد انسانی از آنهاا ست که می پوسند و زباله می شوند. این درد بزرگ کشور آخوند زده و ویران شده ما است.
راهکارهای اجتماعی
ایجاد راه کارهای مفید اجتماعی مانند :”فراهم کردن بستر بازگشت این دختران به خانواده، برطرف کردن ضعف قانون در مورد مسئله کودک آزاری، برطرف کردن خلأ قانون در رابطه با ازدواج های اجباری می تواند در کاهش آمار دختران فراری موثر باشد”.(۵)
همچنین برپایی و ساخت محل های امن و مناسب آموزشی و تحصیلی و زندگی، برای دختران فراری. برنامه های اجتماعی چون، پیدا کردن خانواده هایی روشنفکر و قابل اعتماد که با نظارت سازمان بهزیستی سرپرستی این دختران را به عهده گرفته و چون خانواده دوم به کمک و پشتیبانی از آنها بپردازند. تا رسیدن این دختران به سن قانونی و سعی در پیداکردن شغلی آبرومند با کمک دولت، می تواند از دیگر برنامه های مفید در کمک و همیاری با این نوجوانان و جوانان آسیب دیده اجتماعی باشد.
سوء استفاده حکومت اسلامی از زنان خیابانی و دختران فراری
در پژوهشی دیگر چنین ثبت شده که ۸۰ درصد دختران فراری در ۲۴ ساعت اول جذب باندهای فساد می‌شوند(۶). برخی پژوهشگران مشاهده دختران فراری در پارک ها را، ۱۰ درصد کمتر از سال گذشته می دانند. مجید ابهری، رفتار شناس در گفتگو با خبرآنلاین می گوید: “مطالعات یک تیم پژوهشی که تعداد دختران فراری در پارک های معروف تهران را کنترل می کرد، نشان داد دختران فراری در تهران، کمتر در انظار ظاهر می شوند.
به گفته این رفتارشناس؛” علل کاهش حضور دختران فراری در محیط های عمومی به دلیل سختگیری های نیروی انتظامی در دستگیری این دختران، می باشد. بنابراین بسیاری از این دختران ترجیح می دهند به زندگی مخفیانه در خانه های امنی که افراد ناباب در اختیارشان می گذارند، بپردازند. آنها به طور غیرقانونی با مردانی زندگی می کنند که از آنها سوءاستفاده های جنسی می کنند و همچنین آنان وادار به فروش مواد مخدر و سرقت نیز می شوند.”(۷)
دلیل اصلی این به دام گرفتار شدن دختران فراری در چنگ باندهای فساد در ایران. به خاطر جرم بودن اصل قضیه فراری بودن دختران از خانه است. چنین دخترانی دستگیر بوسیله پلیس و نیروی انتظامی و گشت ارشاد دستگیر شده و چه بسا زندگی بسیار سخت تر و پر درد و رنج تری خواهند داشت.
نمونه دیگر از فرار و سرگردانی یک دختر در اجتماع آش و لاش و آخوند زده ایران
وجود تعصب های خانوادگی و خشونت نهادینه شدن در خانواده های چنین افرادی، و همچنین وجود حکومتی مذهبی و بسیار فاسد که خود مروج دهنده صیغه یا روسپی گری شرعی و صاحب روسپی خانه های مذهبی به نام خانه های عفاف است، وجود قانون و عقیده پدوفیلی مذهبی در ایران و دیگر کشورهای اسلامی که کودکان دختر را از ۹ سالگی برای همخوابگی(تجاوز جنسی) آماده فرض می کند!.
همچنین وجود سردمداران مذهبی فاسد با سابقه تجاوز، شکنجه زندانیان و سرپرستی روسپیان دولتی که بویژه در تظاهرات حکومتی بیشتر نمایان هستند. وجود باند های حکومتی قاچاق و فروش دختران و زنان به کشورهای عربی و همسایه، بزرگترین خطرات موجود در راه نجات دختران فراری می باشند.
مقایسه سرنوشت دو دختر معروف فراری
دعا خلیل اسود:
داستان وحشتناک و بسیار تاثر انگیز دختر کرد ۱۷ ساله به نام “دعا خلیل اسود” که به جرم ارتباط عاشقانه با یک پسر، از سوی خانواده و اقوام و اهالی منطقه‌اش، سنگسار شد. حقیقت سرنوشت وحشتناک بسیاری از دختران فراری در کشورهای جهان سوم است. این دختر بی پناه پس از دوستی با این پسر به روایتی مورد تجاوز او قرار گرفت و به روایتی دیگر با او همبستر شد. وی در هر صورت می دانست راهی برای بازگشت به خانه نخواهد داشت و با آن پسر فرار کرد. متاسفانه پسر جوانمرد نبود و او را رها کرد و دختر بی پناه به امید بخشش خانواده به خانه خود بازگشت که این تصمیم مرگ فجیع او را رقم زد!.(۹)

گفتگوی صدای آمریکا با یک جامعه شناس در مورد علت های  فرار دختران  از خانه و خانواده
واریس دیری:
برخلاف ایران و کشورهای اسلامی و جهان سوم، فرار از خانه، دختر فراری بودن یا حتی بوسیله خانواده از خانه طرد شدن در جوامع پیشرفته همیشه به دلیل افتادن به دام های روسپیگری و تباهی نیست. چون حکومت ها و دولت ها در کشورهای پیشرفته دختران فراری را سرپرستی و حمایت می کنند. به طور مثال؛ داستان شگفت انگیز یک دختر فراری اهل آفریقا به نام “واریس دیری” که در کودکی ساکن صحراهای سومالی بود و خانواده ای بسیار متعصب، بدوی و جاهل داشت، بسیار قابل توجه است.
یکی از مشهورترین و آموزنده ترین داستان های جهان، در مورد چگونگی تلاش یک دختر فراری اشرایت هولناکش تا کمک به همنوعانش است. واریس در ۵ سالگی به فجیع ترین شکل ممکن ختنه شد. او در ۱۳ سالگی برای فرار ازدواج اجباری مرد ۶۰ ساله‌ای از خانه و دهکده خود گریخت. چون او نمی  خواست سرنوشت شومی چون خواهرش داشته باشد. او بعدها خود را به لندن رساند و مدل معروفی شد. اما شهرت جهانی امروز او نه به دلیل مدل بودن، بلکه به دلیل سمت او در سازمان ملل متحد است.
این دختر فراری از جهل و جور فرهنگ و مذهب خانواده و اجتماع اش، اکنون سفیر سازمان ملل برای مبارزه با ختنه زنان در سراسر جهان است، جنایتی که او نیز در کودکی قربانی آن بود. وی در نوجوانی از خشونت و اجبار سنتی و مذهبی جامعه خود گریخت. واریس توانست زندگی بسیار بهتری با حمایت جامه سکولار یک کشور پیشرفته بدست آورد، و حتی در بزرگسالی برای جلوگیری از جنایت ختنه زنان به جامعه پیشین خود و اقصی نقاط دنیا سفر کرد و به یاری دختران بیشماری شتافت.(۱۰)
کلام آخر
حقیقت این است که دختران فراری، خواهران، مادران و آینده سازان همین مرز و بوم و هم میهنان عزیز و بی پناه ما هستند. مردانی که به سوء استفاده جنسی یا اذیت و آزار این زنان و دختران می پردازند و یا زنانی که رفتاری ناشایست و تحقیر آمیز با این افراد دارند. باید در نظر داشته باشند که در شرایطی مشابه، خواهران و مادران و حتی خود آنان نیز احتمالا به همین سرنوشت دچار می شدند. کمک های اجتماعی و عاطفی به این دختران کمک به برقراری جامعه ای سالم است. زیرا نجات یک زن، یک مادر، نجات یک نسل و نسل های آینده از او و خانواده اش خواهد بود.
پیامد فرار دختران از خانه و خانواده،، روسپیگری و هرجایی است. پیامدی که دختران بیگناه و چشم و گوش بسته را در دام مافیای سوداگران سکس می اندازد و زندگی آنان را به تباهی می کشاند.
فساد اجتماعی و آلوده کردن دامن این دختران بی پناه به فساد،آلوده کردن جامعه به نابسامانی های بیشتر اجتماعی و بیمارهای مخوف جنسی است. عقوبتی که همواره دامن مردانی را که به سوء استفاده از این دختران می پردازند، خواهد گرفت. در کشورهایی با حکومت های سکولار بسیاری از مردم وقت خود را در عزاداری ها و کلاس های قرآن خوانی و کتاب مقدس خوانی و مذهبی که هیچ سودی برای سعادت و کمک به همنوعان خود ندارد، صرف نمی کنند. بلکه به انجمن های خیریه و ارگان های دولتی و غیر دولتی اجتماعی بویژه کمک به نیازمندان به طور داوطلبانه مشغول به کار هستند.
به امید روزی که مردم ایران  به جای سینه و قمه زنی و عزاداری های بیهوده دست به ترمیم مدارس و خانه های کودکان بی سرپرست و کمک به انجمن های خیره شوند. در پایان نگاهی داریم به موسسه خیرهٔ امید مهر که به یاری دختران فراری در ایران شتافته است. لطفا به سرگذشت این دختران بی پناه از زبان خودشان گوش فرادهید(۸). باشد که به نگاهی نگران، مترحم و متفاوت در مورد این عزیزان دست یابید، به دور از نگاه شماتت بار یک جامعه مذهبی نکوهشگر و متعصب به این دختران بی پناه و زجر کشیده.
بن مایه ها:
اغلب دختران فراری، در کمتر از ۲۴ ساعت پس از فرار، مورد تجاوز قرار می گیرند (۱)
دلایل اساسی فرار دختران (۲)
افزایش ۱۵ درصدی دختران فراری در کشور! (۳)
دختران فراری بیشتر به کدام شهرها می روند؟ (۴)
سایه سنگین آسیب های اجتماعی بر پایتخت (۵)
۸۰ درصد دختران فراری در ۲۴ ساعت اول جذب باندهای فساد می‌شوند (۶)
زنان خیابانی و دختران فراری، واقعیتهایی که تعداد ندارند(۷)
خیرهٔ امید مهر/ سایت امیدِ مهر (۸)
دعا خلیل اسود (۹)
واریس دیری (۱۰)

تیم ملی فوتبال افغانستان در مسابقات چلنج کاپ آسیا شرکت می‌کند

تیم ملی فوتبال افغانستان بعد از مدتها غیبت دوباره به رقابتهای جهانی بر می‎گردد

تیم ملی فوتبال افغانستان روز پنجشنبه برای شرکت در مسابقات چلنج کاپ آسیا کابل را به مقصد امارات متحده عربی ترک کرد.
مجیب الله رحمانی سخنگوی کمیته ملی المپیک افغانستان در این مورد گفت‌: تیم ملی فوتبال افغانستان یک هفته در شهر دبی اردو زده و تمرینات آمادگی خود را دنبال می کند. از تاریخ ۲ الی ۶ مارس در شهر لائوس با تیم‌های هم گروهش رقابت خواهد کرد.
آقای رحمانی افزود، تیم ملی افغانستان در این رقابت ها در گروه سوم با کشورهای لائوس، سریلانکا و مغولستان هم گروه است.
تیم ملی فوتبال افغانستان شامل ۲۲ بازیکن است؛ بازیکنان لیگ برتر فوتبال افغانستان، افغان‌های مقیم اروپا، آمریکا و ایران نیز در ترکیب تیم ملی فوتبال افغانستان قرار گرفته اند.
مربی‌ این تیم‌ محمد یوسف کارگر، یکی از بازیکنان سابق فوتبال افغانستان است.
افغانستان تاکنون بارها به این مسابقات راه یافته است.
آقای رحمانی امیدوار است که با توجه به تمرینات که تیم ملی فوتبال افغانستان داشته است بتواند به مرحله بعدی که قرار است سال ۲۰۱۴ در کشور مالدیو برگزار شود، راه یابد.
چلنج کاپ آسیا در هر دو سال یک بار در کشورهای مختلف با نظر کنفدارسیون فوتبال آسیا برگزار می‌شود.
در سالهای اخیر برای افزایش انگیزه بین تیم‌های بسیار قوی و بسیار ضعیف فوتبال قاره آسیا کشورهای این منطقه را با توجه به سطح مهارت و سابقه فوتبال به سه درجه پیشرفته، در حال پیشرفت و نوظهور تقسیم کرده است.
تیم‌های حاضر در چلنچ کاپ در گروه کشورهای نوظهور هستند و در مسابقات مقدماتی جام ملت‌های آسیا شرکت نمی‌کنند.
تیم ملی فوتبال افغانستان در سال ۱۹۲۲ تاسیس شده است.

بازنشسته‌های آلمانی در خدمت دانشجویان خارجی

تحصیل در دانشگاه‌های آلمان برای اغلب دانشجویان خارجی چالشی فرساینده است. زبان جدید، ساختارهای ناآشنا، پیچیدگی واحدهای درسی و فشار خانواده برای کسب مدارک عالی تحصیلی از جمله دشواری‌های این دانشجویان است.
با وجود نهادها و انجمن‌های متعدد دانشگاهی و دانشجویی برای یاری‌رسانی به دانشجویان خارجی، باز هم زندگی دانشجویی در آلمان برای بسیاری از این دانش‌پژوهان ساده نیست. یکی از نهادهای یاری‌دهنده‌ای که از ۶ سال پیش به ابتکار رناته فورن‌کمپنر تشکیل شده است، "انجمن دانشجویان سالمند" در دانشگاه فنی دورتموند است. اعضای این انجمن به عنوان "مادر و  پدر خوانده"‌های دانشجویان خارجی می‌کوشند آنان را در حل مشکلات روزمره، درسی، زبانی، اداری و... یاری کنند. در حال حاضر ۱۳ "پدر و مادر خوانده" در این انجمن به کارهای ۲۸ دانشجوی خارجی رسیدگی می‌کنند.

 رناته فورن‌کمپنر که ۶۷ سال دارد، خود "سرپرستی" ۴ دانشجو (دو چینی، یک تونسی و دیگری از اندونزی) را بر عهده دارد. "مادر و  پدر خوانده"‌های این انجمن، علاوه بر رسیدگی به کارهای درسی و روزمره‌ی دانشجویان، با آنان به کوه‌پیمایی می‌روند و از برنامه‌های تئاتر، سینما و کنسرت نیز دیدن می‌کنند. شرکت در این طرح‌های "فوق برنامه" و هم‌چنین آشنایی با جشن‌ها، مراسم مذهبی، ملی و فرهنگی آلمانی، داوطلبانه است.

"فرزند‌خوانده‌های موفق"

رناته فورن‌کمپنر، در سال ۲۰۰۷ پس از آغاز دوران بازنشستگی خود مشغول تحصیل در دانشگاه ‌ فنی دورتموند شد و هم‌زمان در مرکز زبان این دانشگاه به کارآموزی پرداخت. او در این مدت با دانشجویان داوطلب، تمرین زبان آلمانی می‌کرد.

یکی از اولین فرزند‌خوانده‌های رناته فورن‌کمپنر، جایفای از چین است که جدیدا دوره‌ی دکترای خود را با موفقیت پشت سر گذاشته است و اکنون عازم لندن برای کار در یک موسسه‌ی پژوهشی دانشگاه این شهر است. فورن‌کمپنر می‌گوید: «من به جایفای، مثل پسر خودم افتخار می‌کنم.»

لودیا از اندونزی که مشغول نوشتن دکترای خود است، از یک سال پیش به "انجمن دانشجویان سالمند" پیوسته و فرزندخوانده فورن‌کمپنر  است. لودیا می‌گوید: «بعضی وقت‌ها کتاب و کاغذم را جمع می‌کنم و می‌آیم این‌جا تا اشکالات درسی‌ام را رفع ‌کنم.» به نظر او "افراد جاافتاده، بیشتر حوصله دارند و زود خسته نمی‌شوند."

به گفته‌ی لودیا، برقرار کردن ارتباط با دانشجویان آلمانی هم‌سن و سال خود، بسیار دشوار است: «آن‌ها ترجیح می‌دهند وقت آزاد خود را با دوستان خود بگذرانند.»

جمعیت ایران از مرز ۷۷ میلیون نفر گذشت

بنا به برآورد مرکز آمار، جمعیت ایران بیش از ۷۷ میلیون و ۱۷۶ هزار نفر است. به‌رغم این افزایش، جمعیت خانوارهای ایرانی کاهش یافته است. دولت احمدی‌نژاد سیاست‌های کنترل جمعیت در گذشته را نادرست می‌خواند.
پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز آمار ایران در آخرین برآورد خود جمعیت ایران را ۷۷ میلیون و ۱۷۶ هزار و ۹۳۰ نفر اعلام کرد.

مرکز آمار ایران اعلام کرده است که جمعیت کشور بر اساس رابطه رشد با فرمول Pn=PO (1+r) n محاسبه می‌شود. در این فرمول Pn پیش‌بینی جمعیت میانه سال ۱۳۹۰ و PO جمعیت سرشماری سال ۱۳۸۵ وr  رشد جمعیت سالانه کشور است که حدود ۱۵ هزارم برآورد می‌شود.

به کمک این فرمول، پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز آمار ایران می‌تواند در هر لحظه جمعیت کشور را برآورد کند و نمایش دهد.

کاهش جمعیت خانوارهای ایرانی

بر اساس سرشماری عمومی و نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۰ ایران با کاهش نرخ رشد جمعیت از ۶۲/ ۱ درصد در سال ۱۳۸۵ به رقم ۲۹/ ۱ درصد در سال ۱۳۹۰ مواجه بوده است.

این آمار بدین معناست که اندازه (بُعد) خانوار از ۰۳/ ۴ نفر در سال ۱۳۸۵ به ۵۵/ ۳ در سال ۱۳۹۰کاهش یافته است. به گفته مرکز آمار این کاهش "سبب هشدار کارشناسان و سیاست‌گزاران به تجدیدنظر در سیاست کنترل جمعیت شده است."

نتیجه عملی این آمار، دوری از شعار دو بچه و تشویق خانواده‌ها به افزایش زاد و ولد است. دولت ایران با ایجاد تسهیلاتی از جمله اعطای بیمه تامین اجتماعی به فرزند چهارم می‌کوشد که از کاهش نرخ رشد جمعیتی در ایران جلوگیری کند. کاهش نرخ رشد جمعیت به معنای کاهش جمعیت نیست.

به تازگی مرخصی زنان پس از زایمان افزایش یافته و برای نخستین بار پدر نوزاد نیز می‌تواند از مرخصی محدودی استفاده کند. دولت همچنین برای خانواده‌هایی با سه فرزند یا بیشتر تسهیلاتی را برای خرید زمین در نظر گرفته است.

محمود احمدی‌نژاد در اوایل دور دوم ریاست جمهوری خود اعلام کرد که سیاست کنترل جمعیت از سوی دولت‌های هاشمی رفسنجانی و خاتمی را قبول ندارد و بر این باور است که جمعیت فعلی ایران کافی نیست.

رهبر جمهوری اسلامی ایران نیز سیاست کنترل جمعیت در گذشته را نادرست خوانده و خواستار ایجاد مشوق‌هایی برای افزایش جمعیت در ایران شده است.

برخی کارشناسان با توجه به نرخ تورم و بیکاری گسترده در ایران سیاست جدید در زمینه افزایش جمعیت را منفی ارزیابی می‌کنند.

جمعیت ایران از مرز ۷۷ میلیون نفر گذشت

بنا به برآورد مرکز آمار، جمعیت ایران بیش از ۷۷ میلیون و ۱۷۶ هزار نفر است. به‌رغم این افزایش، جمعیت خانوارهای ایرانی کاهش یافته است. دولت احمدی‌نژاد سیاست‌های کنترل جمعیت در گذشته را نادرست می‌خواند.

سرگرمی چگونه 50 میلیون دلار الماس بدزدید

اگر میخواهید روزی جای پای هشت نفری که روز دوشنبه ساعت 8 یک محموله را که از بروکسل پایتخت بلژیک به زوریخ میرفت ، بگیرید ، دیدن این کلیپ بد نیست. این انیمیشن نشان میدهد چگونه این آقایان که لباس پلیس بتن داشتند ، خیلی راحت وارد فرودگاه شدند و بدون تیراندازی چمدان های پر از الماس را با خود بردند. در بروکسل حدود 80 درصد معاملات الماس و ساخت آن انجام میشود. پلیس میگوید به یقین یک همدست داخلی از فرودگاه به سارقین ، اطلاعات ساعت حمل و محل هواپیما را داده است. اتومبیل فرار سارقین در بیرون فرودگاه و کاملا سوخته پیدا شده است.با ۲۳ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش سرگرمیلینک مستقیم

پاسخ احمد حکیمی پور به اظهارات فرماندار تهران: مجوز کنگره بدهند، بعد ببینند که استقبال می‌شود یا نه

دبیرکل حزب اراده ملت ایران به اظهارات اخیر فرماندار تهران مبنی بر اینکه کنگره اصلاح طلبان به دلیل عدم مواجه با استقبال عمومی لغو شده پاسخ داد و گفت: به این کنگره مجوز بدهند بعد ببینند که آیا استقبال می‌شود یا نه؟
احمد حکیمی پور در گفت و گو با خبرنگار ایلنا ضمن اشاره به چرایی طرح این اظهارات تصریح کرد: طرح چنین ادعایی به این دلیل است که افراد می‌خواهند از مسئولیت قانونی خود که دادن مجوز و تامین امنیت است، شانه خالی کنند. اما به نظر من مجوز بدهند بعد ببینند که استقبال می‌شود یا نه؟
وی در خصوص اظهارات اخیر فرماندار تهران مبنی بر اینکه کنگره اصلاح طلبان به دلیل عدم مواجه با استقبال عمومی لغو شده، خاطر نشان ساخت: به این کنگره مجوز بدهند بعد ببینند که آیا استقبال می‌شود یا نه؟
 وی ادامه داد: ایشان در جریان جلسات شورای هماهنگی اصلاحات و نمایندگان وزارت کشور نیستند. بهتر است سوال کنند و ببینند چرا این اتفاق افتاده است؟
 حکیمی‌پور ضمن اشاره به چرایی طرح این اظهارات تصریح کرد: طرح چنین ادعایی به این دلیل است که افراد می‌خواهند از مسئولیت قانونی خود که دادن مجوز و تامین امنیت است، شانه خالی کنند. اما به نظر من مجوز بدهند بعد ببینند که استقبال می‌شود یا نه؟
 وی در پایان افزود: فرماندار تهران بهتر است از مسوولان سوال کنند که جزئیات چیست؟ تا بدانند اشکال از اصلاح طلبان است یا خیر.

پاسخ احمد حکیمی پور به اظهارات فرماندار تهران: مجوز کنگره بدهند، بعد ببینند که استقبال می‌شود یا نه

دبیرکل حزب اراده ملت ایران به اظهارات اخیر فرماندار تهران مبنی بر اینکه کنگره اصلاح طلبان به دلیل عدم مواجه با استقبال عمومی لغو شده پاسخ داد و گفت: به این کنگره مجوز بدهند بعد ببینند که آیا استقبال می‌شود یا نه؟
احمد حکیمی پور در گفت و گو با خبرنگار ایلنا ضمن اشاره به چرایی طرح این اظهارات تصریح کرد: طرح چنین ادعایی به این دلیل است که افراد می‌خواهند از مسئولیت قانونی خود که دادن مجوز و تامین امنیت است، شانه خالی کنند. اما به نظر من مجوز بدهند بعد ببینند که استقبال می‌شود یا نه؟
وی در خصوص اظهارات اخیر فرماندار تهران مبنی بر اینکه کنگره اصلاح طلبان به دلیل عدم مواجه با استقبال عمومی لغو شده، خاطر نشان ساخت: به این کنگره مجوز بدهند بعد ببینند که آیا استقبال می‌شود یا نه؟
 وی ادامه داد: ایشان در جریان جلسات شورای هماهنگی اصلاحات و نمایندگان وزارت کشور نیستند. بهتر است سوال کنند و ببینند چرا این اتفاق افتاده است؟
 حکیمی‌پور ضمن اشاره به چرایی طرح این اظهارات تصریح کرد: طرح چنین ادعایی به این دلیل است که افراد می‌خواهند از مسئولیت قانونی خود که دادن مجوز و تامین امنیت است، شانه خالی کنند. اما به نظر من مجوز بدهند بعد ببینند که استقبال می‌شود یا نه؟
 وی در پایان افزود: فرماندار تهران بهتر است از مسوولان سوال کنند که جزئیات چیست؟ تا بدانند اشکال از اصلاح طلبان است یا خیر.

دانشکده نوبنیاد مداحی و فساد مداحان

در زمانی که بیکاری بیداد می‌کند، مداحان پول پارو می‌کنند. به همین خاطر مردم برای مداح شدن که در یک جامعه بسته امکان ارتقاء اجتماعی را فراهم می‌کند، از سر و کول هم بالا می‌روند. به خصوص اینکه تعداد امام‌زاده‌های کشور هم بعد از انقلاب رشد محیرالعقولی داشته و چند برابر شده است. تعداد مساجد و تکایا و حسینیه‌ها نیز تقریباً به همین میزان افزایش یافته و خرافات نیز به‌طرز وحشتناکی شیوع یافته است.با ۲۸ امتیاز و ۲ نظر فرستاده شده در بخش هنر و ادبیاتلینک مستقیم

جانشین سعید امامی در وزارت اطلاعات کیست؟

ندای سبز آزادی، یک ماه پیش گزارش داد که یکی از معاونان وزیر اطلاعات با نام مستعار "مجیدی"، نجفقلی حبیبی، رئیس دوره ای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات را احضار کرده و شرایط این وزارتخانه برای اجازه برگزاری کنگره اصلاح طلبان را با لحن تهدیدآمیزی اعلام کرده است. بر اساس این گزارش، مجیدی گفته بود که...با ۴۳ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش سیاستلینک مستقیم

کرمان سه بار لرزید

زلزله‌ای به بزرگی ۴.۱ ریشتر ساعت پنج و ۹ دقیقه و ۲۲ ثانیه صبح امروز گلزار در استان کرمان را لرزاند.
این زمین‌لرزه در عمق ۲۰ کیلومتری زمین و در موقعیت ۲۹.۵۸ درجه شمالی و ۵۷.۰۹ شرقی و در فاصله ۱۴ کیلومتری گلزار کرمان و ۳۳ کیلومتری راین رخ داده است.
همچنین زمین‌لرزه ۳.۵ ریشتری امروز ساعت پنج و ۲۴ دقیقه و ۳۲ ثانیه در عمق ۱۲ کیلومتری زمین منطقه گلزار را لرزاند.
موقعیت این زمین‌لرزه ۲۹.۶۱ درجه شمالی و ۵۷.۰۹ درجه شرقی و فاصله ۱۲ کیلومتری گلزار و ۳۳ کیلومتری راین گزارش شده است.
به گزارش فارس، زمین‌لرزه ۲.۴ ریشتری در ساعت پنج و ۳۴ دقیقه و ۳۹ ثانیه سومین زلزله‌ای بود که درعمق ۱۵ کیلومتری زمین و در موقعیت ۲۹.۶۰ شمالی و ۵۷.۰۹ شرقی و فاصله ۱۲ کیلومتری گلزار رخ داد.
تاکنون گزارشی از خسارت‌های احتمالی این زمین‌لرزه‌ها دریافت نشده است.

کرمان سه بار لرزید

زلزله‌ای به بزرگی ۴.۱ ریشتر ساعت پنج و ۹ دقیقه و ۲۲ ثانیه صبح امروز گلزار در استان کرمان را لرزاند.
این زمین‌لرزه در عمق ۲۰ کیلومتری زمین و در موقعیت ۲۹.۵۸ درجه شمالی و ۵۷.۰۹ شرقی و در فاصله ۱۴ کیلومتری گلزار کرمان و ۳۳ کیلومتری راین رخ داده است.
همچنین زمین‌لرزه ۳.۵ ریشتری امروز ساعت پنج و ۲۴ دقیقه و ۳۲ ثانیه در عمق ۱۲ کیلومتری زمین منطقه گلزار را لرزاند.
موقعیت این زمین‌لرزه ۲۹.۶۱ درجه شمالی و ۵۷.۰۹ درجه شرقی و فاصله ۱۲ کیلومتری گلزار و ۳۳ کیلومتری راین گزارش شده است.
به گزارش فارس، زمین‌لرزه ۲.۴ ریشتری در ساعت پنج و ۳۴ دقیقه و ۳۹ ثانیه سومین زلزله‌ای بود که درعمق ۱۵ کیلومتری زمین و در موقعیت ۲۹.۶۰ شمالی و ۵۷.۰۹ شرقی و فاصله ۱۲ کیلومتری گلزار رخ داد.
تاکنون گزارشی از خسارت‌های احتمالی این زمین‌لرزه‌ها دریافت نشده است.

علی اکبر ولایتی: رهبری در نهضت ملی نفت و بیداری اسلامی نقش اساسی داشت / حرکت گاندی، بیداری اسلامی بود

کلمه – گروه خبر: علی اکبر ولایتی گفت: مصری ها چه بخواهند، چه نخواهند به مدل نظام ما نیازمند هستند.
 به گزارش ایلنا از یزد، مشاور مقام رهبری در امور بین الملل پنج شنبه شب در مراسم اختتامیه کنگره «انتظار و بیداری اسلامی» در یزد به بیان تاریخچه تحولات اخیر منطقه که اصرار بر نامیدن آنها به نام بیداری اسلامی دارد و نقش رهبری در این راستا پرداخت.
وی اقدامات گاندی و اقبال لاهوری را مصداق حرکت بیداری اسلامی دانست و گفت: گاندی هندو بود ولی بنظرم موحد بود. اگرچه اقدامات او بعنوان اولین حرکت های ضد استعماری در تاریخ آمده ولی حداقل ۵۰ سال پیش از او میرزای شیرازی با فتوای تاریخی خود مبارزه منفی با استعمار را آغاز کرده بود. ولایتی اضافه کرد: این اولین گام برای شکستن استعمار در جهان سوم و در بین کشورهای اسلامی بود.
وزیر اسبق خارجه همچنین گفت: ایران بیشترین نقش را نسبت به سایر کشورها در تمدن اسلامی و بیداری اسلامی ایفا کرده است.

رهبر انقلاب در نهضت ملی شدن صنعت نفت حضور داشت
مشاور امور بین الملل مقام رهبری در بخش دیگری از سخنان خود به نقش رهبری در ایجاد بیداری اسلامی پرداخت و گفت: ایشان پیش از انقلاب و در دوران طلبگی جزء کسانی بودند که در نهضت ملی شدن نفت و هم همراه امام راحل به مبارزه می پرداختند و کارهای ارزشمندی را در حوزه خارج از کشور انجام دادند.
 وی گفت: ایشان در نظریه پردازی بیداری اسلامی در پیش از انقلاب نقش اساسی را داشتند.
ولایتی گفت: رهبری با نوشتن کتاب «نقش مسلمانان در آزادی هند» و ترجمه برخی از کتب اخوان المسلمین اقداماتی در جهت تبیین و ترویج بیداری اسلامی صورت داده اند.
 وی افزود: ایشان در زمان ریاست جمهوری هم به نوعی برای هدایت برخی از جریانات اسلامی خارج از کشور وقت می گذاردند.
ولایتی اضافه کرد: ایشان در دوران رهبری نیز مسئولیتی فراتر از رهبری ایران را بر عهده دارند و خط مقدم مبارزه با اسرائیل و حمایت از سوریه، لبنان، غزه و اخیرا عراق -هلال مقامت – بحساب می آیند.
ولایتی همچنین پس از پایان سخنان خود به سوال برخی از حاضران نیز پاسخ گفت.
 وی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه وقتی مصر اعلام می کند، الگوی ما الگوی انقلاب اسلامی نیست چرا اقدام به نوشتن نامه به رئیس جمهور این کشور کردید و آنان را به الگو برداری از انقلاب و ولایت فقیه توصیه کردید، گفت: این نامه ابتدا به ساکن نبود و پس از نامه ی عده ای گریختگان از نظام به محمد مرسی نوشته شد.
مشاور رهبر انقلاب در این باره توضیح داد: نویسندگان آن نامه – که ادعای علم و روشنفکری دارند – در آن نامه به مصری ها توصیه به سکولاریسم کردند. وقتی آن نامه صادر شد، رسانه های منطقه ای آن را تبلیغ کردند و بالاخره بگونه ای القا می کردند که طرفداران این حکومت (نظام اسلامی) در ایران افرادی متحجر هستند و افراد اهل فکر با این حکومت مخالفند.
  وی افزود: از این رو بنده و جمعی از افراد شاخص مانند آقای دکتر دینانی که اعتقاد به این نظام داریم، این نامه را امضا کردیم و به آنان نوشتیم نظامی که نجات بخش است، همین نظام است، و آنان هم با آن مشکلات راهشان همین است؛ چه بخواهند قبول کنند، چه نخواهند، شنونده باید عاقل باشد.
 ولایتی همچنین در پاسخ به سوالی مبنی بر برآورد کلی از انتخابات پیش رو گفت: انتخابات ریاست جمهوری برگزار خواهد شد البته بخوبی. انتخابات پیش رو بعلت پیچیدگی هایی که دارد، بی نظیر است. همه را باید به هوشیاری و مراقبت دعوت کرد تا درون “چاله” نیفتیم.
 مشاور امور بین الملل رهبری همچنین در پاسخ به سوالی مبنی بر سرانجام تحولات کشور بحرین هم گفت: انقلاب مردم بحرین در کوتاه مدت به نتیجه نمی رسد اگرچه پیش رفته اند. مردم بحرین مظلوم هستند و باید برایشان دعا کرد.
 وی همچنین در خصوص بیداری اسلامی در عربستان هم گفت: نشانی هایی از این بیداری در این کشور دیده می شود. هیچ کشوری از امواج بیداری اسلامی دور نیست، چراکه زمان حکومت هایی مانند سابق و ارثی گذشته است.
علی اکبر ولایتی همچنین درخصوص وضعیت قضایای سوریه گفت: استکبار پس از آنکه مصر و تونس از دستش خارج شد، به سراغ سوریه آمد چراکه آنجا زمینه برای بهم خوردن داشت.
وی افزود: بدون سوریه امکان پشتیبانی از لبنان و فلسطین وجود ندارد، اگرچه که سوریه از قله خطر گذر کرده است.

علی اکبر ولایتی: رهبری در نهضت ملی نفت و بیداری اسلامی نقش اساسی داشت / حرکت گاندی، بیداری اسلامی بود

کلمه – گروه خبر: علی اکبر ولایتی گفت: مصری ها چه بخواهند، چه نخواهند به مدل نظام ما نیازمند هستند.
 به گزارش ایلنا از یزد، مشاور مقام رهبری در امور بین الملل پنج شنبه شب در مراسم اختتامیه کنگره «انتظار و بیداری اسلامی» در یزد به بیان تاریخچه تحولات اخیر منطقه که اصرار بر نامیدن آنها به نام بیداری اسلامی دارد و نقش رهبری در این راستا پرداخت.
وی اقدامات گاندی و اقبال لاهوری را مصداق حرکت بیداری اسلامی دانست و گفت: گاندی هندو بود ولی بنظرم موحد بود. اگرچه اقدامات او بعنوان اولین حرکت های ضد استعماری در تاریخ آمده ولی حداقل ۵۰ سال پیش از او میرزای شیرازی با فتوای تاریخی خود مبارزه منفی با استعمار را آغاز کرده بود. ولایتی اضافه کرد: این اولین گام برای شکستن استعمار در جهان سوم و در بین کشورهای اسلامی بود.
وزیر اسبق خارجه همچنین گفت: ایران بیشترین نقش را نسبت به سایر کشورها در تمدن اسلامی و بیداری اسلامی ایفا کرده است.

رهبر انقلاب در نهضت ملی شدن صنعت نفت حضور داشت
مشاور امور بین الملل مقام رهبری در بخش دیگری از سخنان خود به نقش رهبری در ایجاد بیداری اسلامی پرداخت و گفت: ایشان پیش از انقلاب و در دوران طلبگی جزء کسانی بودند که در نهضت ملی شدن نفت و هم همراه امام راحل به مبارزه می پرداختند و کارهای ارزشمندی را در حوزه خارج از کشور انجام دادند.
 وی گفت: ایشان در نظریه پردازی بیداری اسلامی در پیش از انقلاب نقش اساسی را داشتند.
ولایتی گفت: رهبری با نوشتن کتاب «نقش مسلمانان در آزادی هند» و ترجمه برخی از کتب اخوان المسلمین اقداماتی در جهت تبیین و ترویج بیداری اسلامی صورت داده اند.
 وی افزود: ایشان در زمان ریاست جمهوری هم به نوعی برای هدایت برخی از جریانات اسلامی خارج از کشور وقت می گذاردند.
ولایتی اضافه کرد: ایشان در دوران رهبری نیز مسئولیتی فراتر از رهبری ایران را بر عهده دارند و خط مقدم مبارزه با اسرائیل و حمایت از سوریه، لبنان، غزه و اخیرا عراق -هلال مقامت – بحساب می آیند.
ولایتی همچنین پس از پایان سخنان خود به سوال برخی از حاضران نیز پاسخ گفت.
 وی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه وقتی مصر اعلام می کند، الگوی ما الگوی انقلاب اسلامی نیست چرا اقدام به نوشتن نامه به رئیس جمهور این کشور کردید و آنان را به الگو برداری از انقلاب و ولایت فقیه توصیه کردید، گفت: این نامه ابتدا به ساکن نبود و پس از نامه ی عده ای گریختگان از نظام به محمد مرسی نوشته شد.
مشاور رهبر انقلاب در این باره توضیح داد: نویسندگان آن نامه – که ادعای علم و روشنفکری دارند – در آن نامه به مصری ها توصیه به سکولاریسم کردند. وقتی آن نامه صادر شد، رسانه های منطقه ای آن را تبلیغ کردند و بالاخره بگونه ای القا می کردند که طرفداران این حکومت (نظام اسلامی) در ایران افرادی متحجر هستند و افراد اهل فکر با این حکومت مخالفند.
  وی افزود: از این رو بنده و جمعی از افراد شاخص مانند آقای دکتر دینانی که اعتقاد به این نظام داریم، این نامه را امضا کردیم و به آنان نوشتیم نظامی که نجات بخش است، همین نظام است، و آنان هم با آن مشکلات راهشان همین است؛ چه بخواهند قبول کنند، چه نخواهند، شنونده باید عاقل باشد.
 ولایتی همچنین در پاسخ به سوالی مبنی بر برآورد کلی از انتخابات پیش رو گفت: انتخابات ریاست جمهوری برگزار خواهد شد البته بخوبی. انتخابات پیش رو بعلت پیچیدگی هایی که دارد، بی نظیر است. همه را باید به هوشیاری و مراقبت دعوت کرد تا درون “چاله” نیفتیم.
 مشاور امور بین الملل رهبری همچنین در پاسخ به سوالی مبنی بر سرانجام تحولات کشور بحرین هم گفت: انقلاب مردم بحرین در کوتاه مدت به نتیجه نمی رسد اگرچه پیش رفته اند. مردم بحرین مظلوم هستند و باید برایشان دعا کرد.
 وی همچنین در خصوص بیداری اسلامی در عربستان هم گفت: نشانی هایی از این بیداری در این کشور دیده می شود. هیچ کشوری از امواج بیداری اسلامی دور نیست، چراکه زمان حکومت هایی مانند سابق و ارثی گذشته است.
علی اکبر ولایتی همچنین درخصوص وضعیت قضایای سوریه گفت: استکبار پس از آنکه مصر و تونس از دستش خارج شد، به سراغ سوریه آمد چراکه آنجا زمینه برای بهم خوردن داشت.
وی افزود: بدون سوریه امکان پشتیبانی از لبنان و فلسطین وجود ندارد، اگرچه که سوریه از قله خطر گذر کرده است.

انتخابات سازمان نظام پزشکی ایران آغاز شد

انتخابات سازمان نظام پزشکی از صبح امروز، جمعه ۴ اسفند (۲۲ فوریه)، در استان‌های مختلف ایران آغاز شده است.
در تهران صلاحیت ۱۳۱ نفر برای برگزیده شدن به عنوان عضو هیئت مدیره سازمان نظام پزشکی تایید شده است.
حسن امامی رضوی،رئیس هیات اجرایی این دوره از انتخابات سازمان نظام پزشکی به خبرگزاری ایلنا گفته است: " هیچ مشکلی در اجرا و برگزاری انتخابات نداریم."
سازمان نظام پزشکی یکی از قدیمی‌ترین نهادهای صنفی و غیردولتی ایران است که اموری چون تعیین نرخ خدمات درمانی و رسیدگی به تخلفات حرفه‌ای پزشکان را بر عهده دارد. اعضای هیئت مدیره نظام پزشکی استان‌های مختلف، مجمع عمومی سازمان نظام پزشکی را تشکیل می‌دهند که رئیس کل و اعضای شورای عالی سازمان را انتخاب می‌کند.
ردصلاحیت پزشکان اصلاح‌طلب در انتخابات این دوره اعتراض‌هایی را به دنبال داشته است.
علی تاجرنیا، رئیس ستاد انتخاباتی پزشکان اصلاح طلب، پیشتر گفته بود که با توجه به این ردصلاحیت‌ها "امکان حضور آنها در انتخابات نظام پزشکی وجود ندارد‌."
'انتخابات مخدوش'
پس از اصلاح‌طلبان محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور ایران نیز به ردصلاحیت‌ها اعتراض کرده و در نامه‌ای به وزیر کشور و سرپرست وزارت بهداشت گفته بود: "باید طبق قانون عمل شود و نظرات شخصی و گروهی و خارج از چارچوب قانون دخالتی نداشته باشد."
آقای احمدی‌نژاد در این نامه نوشته بود در صورت عدم تجدیدنظر در ردصلاحیت‌ها "برگزاری انتخابات خلاف قانون و از نظر اینجانب باطل است." دو روز پیش هم غلامحسین الهام، سخنگوی دولت، گفته بود: "بدون رعایت این مقررات، انتخابات مخدوش خواهد بود."
با وجود مخالفت‌ دولت با ردصلاحیت‌ها، برگزارکنندگان انتخابات نظام پزشکی و چهره‌های سیاسی منتقد آقای احمدی‌نژاد، دخالت در این حوزه را خارج از حوزه وظایف او دانسته‌اند.
خبرگزاری ایسنا گزارش داده که مرضیه وحید دستجردی، وزیر برکنارشده بهداشت، امروز همراه با باقر لاریجانی در انتخابات شرکت کرده است. باقر لاریجانی، برادر علی و صادق لاریجانی، روسای مجلس و قوه قضاییه، و رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران بود.
گفته می‌شد اختلاف نظر آقای احمدی‌نژاد با خانم دستجردی بر سر ریاست باقر لاریجانی بر دنشگاه علوم پزشکی تهران از دلایل برکناری خانم دستجردی بوده است.
علی شکوری‌راد، پزشک و از چهره‌های اصلاح‌طلب در گفتگو با روزنامه بهار موضع آقای احمدی‌نژاد در انتخابات سازمان نظام پزشکی را "مانور انتخاباتی" دانسته بود.

کلیه‌های من حراج!

آسیب‌ها - زندگی سخت می‌شود گاهی. مشکلات اقتصادی آنقدر زیاد می‌شود و بی‌پولی آنقدر فشار می‌آورد که بعضی‌ را مجبور می‌کند به انتخاب‌هایی دست بزنند که تصورش هم سخت است؛ این که عضوی از بدنشان را بفروشند، کلیه‌شان را.

Obama-Abe Meeting to Focus on Security, Economic Issues

Japanese Prime Minister Shinzo Abe is expected to discuss regional security and economic issues when he meets Friday with U.S. President Barack Obama in Washington.

White House officials say the first ever meeting between the two leaders will begin in the Oval Office, where Japan's tension with China over a territorial dispute and North Korea's latest nuclear test are expected to top the agenda.

A lunch meeting will then focus on economic ties between the world's first and third ...

سرنوشت دختر اِبرام لاشخور – ۱

صبح یکی از روزهای اردیبهشت ماه بود. خانم پاشایی با آوای نازک و زنانه­ اش و با بغضی نیمه آشکار در گلو گفت: «از جلو… نظام» و دست­ های دختران خواب آلود، بی حال و بی سامان، تا نزدیکی شانه‌ی نفرهای پیشین بالا رفت. وقتی خانم ناظم گفت «خبر دار»، از صد و بیست دختر هنرستان، چند نفر با ضرباهنگ همیشگی و هجابندی مرسوم مدرسه‌ها گفتند: «الله اکبر، خمینی رهبر، یا مهدی ادرکنی، عجّل علی ظهورک، یا حسین، کربلا» و مابقی یا پچ‌‌‌‌‌‌پچ‌‌‌های روزمره و تمام ناشدنی خود را بی درنگ ادامه دادند و یا به کفِ سیمان پوش حیاط مدرسه چشم دوختند.
صدای خانم ناظم بیشتر در خورِ روان­شناسان و مشاوران مدرسه بود تا ناظمی که طبق عرف و سنت آموزش و پروش، بایستی خشن می‌بود. او عقب عقب رفت تا خانم مدیر بتواند پشت تریبون قرار بگیرد و میکروفون به دهانش نزدیک­تر شود و فریادش در بلندگوی هنرستان بپیچد.
خانم مدیر با وجود آن که یک هفته­ ا یی از تختخواب بیمارستان جدا شده بود، هنوز حال ­ندار بود. تمام فروردین و بخشی از اسفندماه را در بیمارستان بستری بود. هراسی آشکار در چشمانش لانه کرده بود. با این وجود به همان اندازه که ترس دخترهای دبیرستان از او فرو ریخت به همان مقدار هم به احترامش افزوده شده بود.
بعد از آن اتفاق شوم، درِ مدرسه را فقط هنگام آمد و شد دانش آموزان باز می­ کردند و در طول روز بسته بود. پیش از آن اتفاق، فقط یک پرده، حیاط مدرسه را از خیابان ری جدا می­ کرد. برخی از دختران از لای پرده به بیرون سرک می­ کشیدند و برای جوانان تراشکاری روبرو ادا در می­ آورند و قهقهه سر می­ دادند. از آن روزی که سه نفر از اوباش­ های خیابان مولوی، مست و سرخوش، وارد هنرستان شدند و مدیر را با چاقو زدند، در را برای همیشه قفل کردند.
آن روز سه نفر از اراذل نامدار خیابان مولوی پس از درگیری با کامران کُرده و محرم تُرکه در خیابان شترداران، کتک مفصلی خوردند و سرشکسته بازگشتند. اراذل هر منطقه مانند جانورانی که بر مرز قلمرو خود می­ شاشند تا از ورود غریبگان جلوگیری کنند، نشانه­ هایی دارند که قلمروشان را از محدوده­ اراذل دیگر جدا می­ کند.
آن روز لات­ های دیگر مناطق، این مرز را درنوردیدند و در زیستگاه لات­ های مولوی عربده کشیدند و پیروز شدند. خبر کتک خوردن و گریستن‌شان همه جا پیچید. پس از این رویداد نامبارک، اراذل خیابان مولوی چند پیمانه بیشتر از هر روز نوشیدند و ضامن‌دار را در جیب و دشنه را در کمر گذاشتند و برای باز پس گیری آبروی از دست رفته از خانه بیرون زدند. احتمالا هنگام خروج، مادران‌شان جلوی در ایستاده بودند تا از بیرون رفتن عزیزان‌شان جلوگیری کنند و آنان سر خود را به دیوار کوبانده بودند و «برو کنار ننه» گویان از در خارج شده بودند.
در گام نخست، شیشه­ های دکان­داران را شکستند و حتی در و دیوار شعبه‌ی اصلی رستوران هانی در میدان قیام – میدان شاه پیشین- را بی نصیب نگذاشتند. آن گاه عربده‌کشان وارد هنرستان دخترانه شدند. دخترها مانند دیوانگان به سوی کلاس­ ها گریختند و جیغ سر دادند. سه لاتِ مست، دو دختر ترسیده و گُرخیده را گرفتند و لب­های الکل آلود و سبیل­ های زمخت خود را به لب و گردن آنان نزدیک کردند و پوست روشن‌شان را مکیدند و تا زمانی که مدیر سراسیمه از پله­ ها پایین بیاید و حتی دقایقی پس از آن، به معاشقه­ هراس آور خود ادامه دادند.
جیغ­ های گوشخراش دختران فضا را هولناک کرده بود. خانم مدیر با مشت‌های زنانه و فرهنگی اش بر سر و روی اوباشانِ مست می­ کوبید اما آنان دست بردار نبودند. یکی از آن سه گنده لات مست، آزمندانه دست برد تا روپوش یکی از دخترها را از یقه پاره کند و بر پستان­ هایی چنگ بزند که احتمالا در نیمه شب‌های بی نصیبی، انگاره­ دقیق و دلپذیر از آن اندام‌های برآمده ساخته بود، اما با سماجت خانم مدیر مواجه شد و ناکام ماند و با چاقوی دسته شاخی و پر نقش و نگار خود که شاید میراث الوات تاج بخشِ مرداد ماهی دور و یا نزدیک بوده باشد، ضربه­ ای به پهلوی مدیر زد.
با افتادن مدیر و روان شدن خون از زیر مانتویش، گویا اراذل فهمیدند که هوا پس است، دختران را رها کرده و خطی هم برای یادگاری به بازوان خود انداختند و بیرون رفتند. ساعتی بعد در خیابان ری، ولوله­ ای به پا شد. مردم و کسبه­ محل و بیشتر والدین در جلوی مدرسه جمع شده بودند و نیروی انتظامی می­ کوشید متفرق شان کند. خانم مدیر را به بیمارستان برده بودند و به دو دختر آب قند دادند. چند نفر از این سو و آن سو آمدند و به معلمان و ناظم و معاون و … فهماندند که برای حفظ آبروی دختران هم که شده، بهتر است کسی از این اتفاق بویی نبرد.
نقاشی ها اثر آرمین ابراهیمی

14 Dead, 119 Wounded in India Blasts

The United States has condemned Thursday's bombings in Hyderabad, India, that officials say killed at least 14 people and wounded more than 100 others. State Department spokeswomen Victoria Nuland said the U.S. is prepared to offer "any and all assistance that Indian authorities may need."

Police reported that at least two blasts occurred minutes apart Thursday evening outside a movie theater and near a bus station in the crowded Dil Sukh Area of the southern city. Officials say ...

نماینده مجلس: واردات ۵۰۰ دستگاه خودروی پورشه با منشا نامعلوم!

امیر خجسته، رئيس کميسيون شوراها و امور داخلی مجلس، اعلام کرد تعداد ۵۰۰ دستگاه خودروی لوکس پورشه از طريق جزيره ابوموسی به کشور وارد شده و مرجع واردکننده و ارز تخصيصی به اين خودروهای لوکس مبهم است.

به گزارش خبرگزاری مهر، آقای خجسته روز چهارشنبه دوم اسفندماه گفته که در مورد این موضوع، به وزير صنعت معدن و تجارت تذکر کتبی داده و خواستار پاسخگویی شده است.

وی گفته است: «در حالی که شرايط اقتصادی کشور نياز به آرامش و ثبات داشته و بسياری از مردم در تامين معيشت روزانه خود مشکل دارند، معلوم نيست ۵۰۰ دستگاه خودرو با اين قيمت نجومی به چه طريق و به چه ارزی وارد کشور شده است.»

واردات خودروهای لوکس با استفاده از ارز مرجع از جمله مسائلی است که مجلس پیش از این هم درباره آن از دولت پاسخ خواسته بود.

آبان ماه امسال پرونده واردات خودروهای لوکس با استفاده از ارز مرجع در کميسيون اصل ۹۰ خبر بررسی شد. در این جلسات مسئولانی از وزارتخانه صنعت، گمرک، سازمان حمايت از مصرف‌کنندگان،‌ ديوان محاسبات،‌ بازرسی کل کشور بانک مرکزی شرکت داشتند.

مصطفی افضلی فرد، سخنگوی کميسيون اصل ۹۰، گفته بود پس از این جلسات قرار شد مسئولان به نکات مبهم در مورد ثبت سفارش و ارز مرجع، پاسخ دهند.

مهدی غضنفری، وزير صنعت، معدن و تجارت هم مهر ماه امسال تایید کرده بود که در سال جاری، ارز مرجع برای واردات خودروی لوکس در نظر گرفته شده بود.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، وی گفته بود: «در سه چهار ماه نخست سال به تعدادی از کالاها از جمله خودرو برای واردات ارز دولتی تعلق گرفت و اطلاعات واردکنندگان هم در پورتال ارزی موجود است.»

وزیر صنعت گفته بود: «البته بعد از سهميه‌بندی مربوط به پرداخت ارز متقاضيان، اختصاص ارز مرجع به واردات خودروهای لوکس متوقف شد.»

به نوشته سایت الف، این در حالی است که پيشتر، مسعود موحدی، قائم مقام وزير صنعت، معدن و تجارت، واردات خودروهای لوکس به کشور را با ارز مرجع در سال جاری تکذيب کرده بود.

به گزارش این سایت، واردات خودروهای لوکس به کشور در ماه‌های نخست امسال تا ۷۸ درصد با ارز مرجع انجام شده است. براساس آمار گمرک در نيمه نخست امسال بيش از ۱۹ هزار دستگاه انواع خودروی سواری وارد کشور شده است.

اظهارات رئيس کميسيون شوراها و امور داخلی مجلس در مورد واردات ۵۰۰ دستگاه پورشه
به کشور با واردکننده نامعلوم و منشا ارزی نامشخص، در حالی است که رئیس کل بانک مرکزی، در بهمن ماه امسال اختصاص ارز مرجع به واردات خودروهای لوکس در ماه‌های اخیر را رد کرد.

محمود بهمنی، رئیس کل بانک مرکزی در عین حال گفت: «تا اواخر مرداد، انواع کالا از جمله خودرو در فهرست ثبت سفارشات بود اما بعد از آن کالاها را طبقه‌بندی کرديم و فقط برای کالاهای اساسی ارز پرداختيم.»با ۲۷ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش اقتصادلینک مستقیم

پیام تسلیت فعالان سیاسی و مدنی مازندران برای مادر شهیدان نجاریان

بدنبال درگذشت خورشید رادفر، مادر شهیدان نجاریان، جمعی از فعالان سیاسی و مدنی مازندران در پیامی درگذشت این مادر شهید را تسلیت گفتند.
به گزارش کلمه در این پیام تسلیت آمده است: خانواده ای که ترجمان میهن دوستی ، آزادی خواهی و مهربانی بودند ، آرزوهای روشنی برای مردم خود داشتند ، خرسندی خانه را می خواستند و امید به فردایی بهتر داستند. راه و امیدشان هموار و روشن و روح بلندشان در جوار حضرت دوست خندان باد.
خورشید رادفر مادر شهیدان احمد و محمود و مهدی و عباس نجاریان هفته گذشته در سن هشتاد سالگی درگذشت. سال گذشته نیز پدر این شهیدان بدرود حیات گفته بود.
متن این پیام به شرح زیر است:
بسمه تعالی
یقیناً دیدار حاجیه “خانم خورشید رادفر” مادر شهیدان جاودان نام نجاریان با فرزندان نازنین و همسر بزرگوارشان در جهانی دیگر دیدنی است . خانواده ای که ترجمان میهن دوستی ، آزادی خواهی و مهربانی بودند ، آرزوهای روشنی برای مردم خود داشتند ، خرسندی خانه را می خواستند و امید به فردایی بهتر داستند. راه و امیدشان هموار و روشن و روح بلندشان در جوار حضرت دوست خندان باد.
علیرضا شهیری طبرستانی – علی اکبر سروش – احمد میری – علی تاری – علی رستمیان – اشکان ذهابیان – آریا آرام نژاد – علی رضا فلاحتی – مصطفی ابراهیم تبار – محمد معصومیان – محمد رضا ملکی – یاسر یوسف زاده

سیداحمد خاتمی رسانه های خارجی را فاسق خواند/ ایجاداختلاف بین مسوولان فتنه دشمنان است

سیداحمد خاتمی با بیان این‌که «ملت بزرگ ایران اسلامی تنها در چهار دیواری ایران اسلامی نیستند» ادعا کرد: ملت ایران نه تنها در خاورمیانه، بله در مسایل تمام دنیا تاثیرگذار هستند.
این عضو مجلس خبرگان افزود: آن‌ها با اعمال تحریم‌ها می‌خواستند چند نفری در خیابان‌ها دست به تظاهرات بزنند و آن‌ها در رسانه‌های‌شان بگویند چند صد هزار نفری در ایران علیه نظام تظاهرات کرده‌اند و فیلم‌های راهپیمایی‌های میلیونی شما را نشان دهند. این در حالی است که ملت ایران اسلامی با توجه به مشکلات اقتصادی که دشمن برای آن‌ها به وجود آورده هزینه حریت و آزادگی و استادگی خود را می‌دهند و در تظاهرات میلیونی ۲۲ بهمن این مساله را به جهانیان نشان دادند و به امید الهی در انتخابات ریاست جمهوری نیز با شکوه شرکت خواهند کرد.
وی با بیان این‌که «دشمنان برای انتخابات آینده ریاست جمهوری برنامه‌هایی برای ایجاد فتنه دارند» اظهار کرد: سیاه‌نمایی شرایط کشور و بزرگنمایی مشکلات برای مایوس کردن مردم از نظام اسلامی مهمترین برنامه دشمن است. دشمن باید بداند تنها با یک دولت طرف نیست، بلکه با یک ملت طرف است، خوشبختانه چهارچوب اقتصاد کشور درست است و اگر مشکلاتی به وجود آمده به دلیل تحریم‌های شدید دشمنان است.
خاتمی ایجاد دعوا و میان برخی مسوولان را فتنه دشمن دانست و ادعا کرد: پس از سخنام مهم مقام معظم رهبری در باره مسایل اتقاق افتاده در مجلس و شهر قم هرکسی که این سخنان را فصل الخطاب قرار نداده و به مسایل دامن بزند ضدولایت فقیه است.
وی پخش شایعات دروغین در رسانه‌های وابسته به دشمنان را از جلوه‌های فتنه‌گری آن‌ها دانست و ادامه داد: این رسانه‌ها و سایت‌های وابسته فاسق هستند و مردم باید همیشه به اخبار این رسانه‌ها با نگاه بدبینانه نگاه کرده و اخبار آن‌ها را دروغ پندارند مگر در مسایلی که دروغ نبودن آن ثابت شود.
خاتمی وی تحریف و تخریب جایگاه ولایت فقیه را یکی از مهمترین برنامه‌های دشمنان برای نابودی کشور دانست و ادامه داد: اگر مقام معظم رهبری بارها با صلابت تاکید کرده‌اند که مذاکره با آمریکا کار اشتباهی است به دلیل این است که می‌دانند برخی مشکلات با مذاکره حل نمی‌شود و آمریکا می‌خواهد ایران روبروی او زانو بزند و تسلیم شود.
وی با این ادعا که «تمام مواضع رهبر گرامی همان مواضع حضرت امام است» اضافه کرد: تمام مواضع مطرح شده از سوی مقام معظم رهبری حاصل کار کلان کارشناسی است که با گذشت زمان حقانیت آن به اثبات رسیده و خواهد رسید.

سیداحمد خاتمی رسانه های خارجی را فاسق خواند/ ایجاداختلاف بین مسوولان فتنه دشمنان است

سیداحمد خاتمی با بیان این‌که «ملت بزرگ ایران اسلامی تنها در چهار دیواری ایران اسلامی نیستند» ادعا کرد: ملت ایران نه تنها در خاورمیانه، بله در مسایل تمام دنیا تاثیرگذار هستند.
این عضو مجلس خبرگان افزود: آن‌ها با اعمال تحریم‌ها می‌خواستند چند نفری در خیابان‌ها دست به تظاهرات بزنند و آن‌ها در رسانه‌های‌شان بگویند چند صد هزار نفری در ایران علیه نظام تظاهرات کرده‌اند و فیلم‌های راهپیمایی‌های میلیونی شما را نشان دهند. این در حالی است که ملت ایران اسلامی با توجه به مشکلات اقتصادی که دشمن برای آن‌ها به وجود آورده هزینه حریت و آزادگی و استادگی خود را می‌دهند و در تظاهرات میلیونی ۲۲ بهمن این مساله را به جهانیان نشان دادند و به امید الهی در انتخابات ریاست جمهوری نیز با شکوه شرکت خواهند کرد.
وی با بیان این‌که «دشمنان برای انتخابات آینده ریاست جمهوری برنامه‌هایی برای ایجاد فتنه دارند» اظهار کرد: سیاه‌نمایی شرایط کشور و بزرگنمایی مشکلات برای مایوس کردن مردم از نظام اسلامی مهمترین برنامه دشمن است. دشمن باید بداند تنها با یک دولت طرف نیست، بلکه با یک ملت طرف است، خوشبختانه چهارچوب اقتصاد کشور درست است و اگر مشکلاتی به وجود آمده به دلیل تحریم‌های شدید دشمنان است.
خاتمی ایجاد دعوا و میان برخی مسوولان را فتنه دشمن دانست و ادعا کرد: پس از سخنام مهم مقام معظم رهبری در باره مسایل اتقاق افتاده در مجلس و شهر قم هرکسی که این سخنان را فصل الخطاب قرار نداده و به مسایل دامن بزند ضدولایت فقیه است.
وی پخش شایعات دروغین در رسانه‌های وابسته به دشمنان را از جلوه‌های فتنه‌گری آن‌ها دانست و ادامه داد: این رسانه‌ها و سایت‌های وابسته فاسق هستند و مردم باید همیشه به اخبار این رسانه‌ها با نگاه بدبینانه نگاه کرده و اخبار آن‌ها را دروغ پندارند مگر در مسایلی که دروغ نبودن آن ثابت شود.
خاتمی وی تحریف و تخریب جایگاه ولایت فقیه را یکی از مهمترین برنامه‌های دشمنان برای نابودی کشور دانست و ادامه داد: اگر مقام معظم رهبری بارها با صلابت تاکید کرده‌اند که مذاکره با آمریکا کار اشتباهی است به دلیل این است که می‌دانند برخی مشکلات با مذاکره حل نمی‌شود و آمریکا می‌خواهد ایران روبروی او زانو بزند و تسلیم شود.
وی با این ادعا که «تمام مواضع رهبر گرامی همان مواضع حضرت امام است» اضافه کرد: تمام مواضع مطرح شده از سوی مقام معظم رهبری حاصل کار کلان کارشناسی است که با گذشت زمان حقانیت آن به اثبات رسیده و خواهد رسید.

Venezuela's Chavez Suffers Breathing Problems

Officials in Venezuela say President Hugo Chavez is still suffering from respiratory problems following his cancer operation in Cuba in December.

Mr. Chavez returned from Cuba Monday and has since been treated in a military hospital in Caracas.

Venezuela's Information Minister Ernesto Villegas said Thursday that Mr. Chavez is being treated there for breathing problems. But he said treatment for the president's main illness continues without significant adverse effects for ...

مصباح یزدی: رهبر معظم انقلاب شایسته‌ترین فرد برای اداره جامعه است/ خسارت عدم درک پیام رهبری بیشتر از ضربه صدام است

در ادامه غلو گویی های مصباح یزدی، وی مدعی است که نماینده مردم تهران در مجلس خبرگان رهبری گفت: اگر فردی پیام ولایت را درست درک نکند و آن را عوضی بفهمد یا بر اساس خواسته خود آن را تغییر دهد، یا مصداق آن را بر اساس خواسته خود بیابد، ممکن است، خسارت‌هایی برای جامعه به بار بیاورد که صدام هم آن ضررها را نزد.
به گزارش خبرگزاری رسا، محمدتقی مصباح یزدی، نماینده مردم تهران در مجلس خبرگان رهبری، در اولین یادواره شهدای مخابراتی و بی‌سیم‌چی استان قم بیان داشت: ما نیز در جنگ نرم نیاز به کسانی مانند بی‌سیم‌چی‌ها داریم تا سبب انتقال یافتن پیام به دیگران شوند.
وی گفت: در جنگ نرم نیز باید پیام مقام ولایت به وسیله واسطه‌های مورد اعتماد به عموم مردم برسد، البته پیام‌ها در موقع جنگ سخت با یکدیگر تفاوت‌های بسیاری داشت، برخی از این پیام‌ها عام، برخی خاص و برخی بسیار ویژه بودند، که این موضوع در جنگ نرم نیز وجود دارد.
مصباح یزدی ادامه داد: برخی موضوعات اگر به صورت عام گفته شود، سبب سوء استفاده دشمن می‌شود، برخی از خطرها اگر آشکار گفته شود به دلیل کم بودن ظرفیت مردم سبب ناامیدی می‌شود.
وی افزود: در جنگ نرم برخی از پیام‌ها رمزی است، گاه فرمانده کل قوا در جنگ نرم از زبانی رمزگونه استفاده می‌کند و آنان که خبره در این زمینه هستند پیام را به درستی درمی‌یابند.
نماینده مردم تهران در مجلس خبرگان رهبری با اشاره به این‌که در جنگ نرم نیز نیاز به واسطه‌هایی است که پیام فرمانده کل قوا را تفسیر کنند، ادعا خاطرنشان کرد: در فتنه ۸۸ اهمیت این پیام‌رسانی و پیام‌گیری و وجود این واسطه‌ها معلوم شد، برخی‌ها از فتنه ۸۸ سرسری گذشتند.
وی با تکرار سناریوهای ثابت نشده گفت: هنوز برخی افراد فتنه ۸۸ را امری اتفاقی می‌خوانند، در صورتی که طراحان اصلی آن اعتراف می‌کنند که آن فتنه را از ده‌ها سال پیش طراحی کردیم.
وی اظهار داشت: امروز در دوران جنگی هستیم که از جنگ سخت خطرناک‌تر و مهم‌تر است، در جنگ سخت اگر عملیاتی با شکست مواجه می‌شد، مردم بدعاقبت و جهنمی نمی‌شدند، اما در جنگ نرم این‌ گونه است.
رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با بیان این‌که شکست در جنگ نرم منجر به شکست خوردن ارزش‌های دینی و اسلامی جامعه است،‌ خاطرنشان کرد: ضعیف شدن علاقه به اسلام و تشیع و تضعیف پایبندی از اثرات شکست در جنگ نرم است.
وی گفت: اگر کسی در عقاید خود و دلبستگی به ولایت تردید یافت و سست شد، نتیجه آن خسران ابدی است، افزون بر آثار بدی که در این دنیا خواهد داشت.
رهبر معظم انقلاب شایسته‌ترین فرد برای اداره جامعه است
رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) ادامه داد: مردم ما نشان داده‌اند که هیچ عاملی نمی‌توان مانع آنان در پیش‌برد اهداف اسلام و انقلاب باشد که این امر در ۲۲ بهمن نمود یافت.
وی با ابن ادعا که اکنون در جهان درمی‌یابیم که “رهبر معظم انقلاب شایسته‌ترین فرد برای رهبری جامعه اسلامی است،” بیان کرد: ایشان بهترین فرد برای این جایگاه هستند، این نشان می‌دهد که در رهبری کمبودی نداریم.
مصباح یزدی گفت: اگر کمبودی وجود داشته باشد از وسائط است، مدیران و مسؤولان کشور باید در برطرف کردن ضعف‌های خود اهتمام ویژه داشته باشند.
وی اظهار داشت: ضعف در پیام‌رسانی یکی از این ضعف‌ها است، اگر فردی پیام ولایت را درست درک نکند و آن را عوضی بفهمد یا بر اساس خواسته خود آن را تغییر دهد، یا مصداق آن را بر اساس خواسته خود بیابد، ممکن است،‌ خسارت‌هایی برای جامعه به بار می‌آورد که صدام هم آن ضررها را نزد.
نماینده مردم تهران در مجلس خبرگان رهبری در پایان گفت: طبقه‌های میانی جامعه مانند عالمان و نویسندگان باید پیام ولایت را به درستی درک کنند و آن را به دیگران ابلاغ کنند./

مصباح یزدی: رهبر معظم انقلاب شایسته‌ترین فرد برای اداره جامعه است/ خسارت عدم درک پیام رهبری بیشتر از ضربه صدام است

در ادامه غلو گویی های مصباح یزدی، وی مدعی است که نماینده مردم تهران در مجلس خبرگان رهبری گفت: اگر فردی پیام ولایت را درست درک نکند و آن را عوضی بفهمد یا بر اساس خواسته خود آن را تغییر دهد، یا مصداق آن را بر اساس خواسته خود بیابد، ممکن است، خسارت‌هایی برای جامعه به بار بیاورد که صدام هم آن ضررها را نزد.
به گزارش خبرگزاری رسا، محمدتقی مصباح یزدی، نماینده مردم تهران در مجلس خبرگان رهبری، در اولین یادواره شهدای مخابراتی و بی‌سیم‌چی استان قم بیان داشت: ما نیز در جنگ نرم نیاز به کسانی مانند بی‌سیم‌چی‌ها داریم تا سبب انتقال یافتن پیام به دیگران شوند.
وی گفت: در جنگ نرم نیز باید پیام مقام ولایت به وسیله واسطه‌های مورد اعتماد به عموم مردم برسد، البته پیام‌ها در موقع جنگ سخت با یکدیگر تفاوت‌های بسیاری داشت، برخی از این پیام‌ها عام، برخی خاص و برخی بسیار ویژه بودند، که این موضوع در جنگ نرم نیز وجود دارد.
مصباح یزدی ادامه داد: برخی موضوعات اگر به صورت عام گفته شود، سبب سوء استفاده دشمن می‌شود، برخی از خطرها اگر آشکار گفته شود به دلیل کم بودن ظرفیت مردم سبب ناامیدی می‌شود.
وی افزود: در جنگ نرم برخی از پیام‌ها رمزی است، گاه فرمانده کل قوا در جنگ نرم از زبانی رمزگونه استفاده می‌کند و آنان که خبره در این زمینه هستند پیام را به درستی درمی‌یابند.
نماینده مردم تهران در مجلس خبرگان رهبری با اشاره به این‌که در جنگ نرم نیز نیاز به واسطه‌هایی است که پیام فرمانده کل قوا را تفسیر کنند، ادعا خاطرنشان کرد: در فتنه ۸۸ اهمیت این پیام‌رسانی و پیام‌گیری و وجود این واسطه‌ها معلوم شد، برخی‌ها از فتنه ۸۸ سرسری گذشتند.
وی با تکرار سناریوهای ثابت نشده گفت: هنوز برخی افراد فتنه ۸۸ را امری اتفاقی می‌خوانند، در صورتی که طراحان اصلی آن اعتراف می‌کنند که آن فتنه را از ده‌ها سال پیش طراحی کردیم.
وی اظهار داشت: امروز در دوران جنگی هستیم که از جنگ سخت خطرناک‌تر و مهم‌تر است، در جنگ سخت اگر عملیاتی با شکست مواجه می‌شد، مردم بدعاقبت و جهنمی نمی‌شدند، اما در جنگ نرم این‌ گونه است.
رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با بیان این‌که شکست در جنگ نرم منجر به شکست خوردن ارزش‌های دینی و اسلامی جامعه است،‌ خاطرنشان کرد: ضعیف شدن علاقه به اسلام و تشیع و تضعیف پایبندی از اثرات شکست در جنگ نرم است.
وی گفت: اگر کسی در عقاید خود و دلبستگی به ولایت تردید یافت و سست شد، نتیجه آن خسران ابدی است، افزون بر آثار بدی که در این دنیا خواهد داشت.
رهبر معظم انقلاب شایسته‌ترین فرد برای اداره جامعه است
رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) ادامه داد: مردم ما نشان داده‌اند که هیچ عاملی نمی‌توان مانع آنان در پیش‌برد اهداف اسلام و انقلاب باشد که این امر در ۲۲ بهمن نمود یافت.
وی با ابن ادعا که اکنون در جهان درمی‌یابیم که “رهبر معظم انقلاب شایسته‌ترین فرد برای رهبری جامعه اسلامی است،” بیان کرد: ایشان بهترین فرد برای این جایگاه هستند، این نشان می‌دهد که در رهبری کمبودی نداریم.
مصباح یزدی گفت: اگر کمبودی وجود داشته باشد از وسائط است، مدیران و مسؤولان کشور باید در برطرف کردن ضعف‌های خود اهتمام ویژه داشته باشند.
وی اظهار داشت: ضعف در پیام‌رسانی یکی از این ضعف‌ها است، اگر فردی پیام ولایت را درست درک نکند و آن را عوضی بفهمد یا بر اساس خواسته خود آن را تغییر دهد، یا مصداق آن را بر اساس خواسته خود بیابد، ممکن است،‌ خسارت‌هایی برای جامعه به بار می‌آورد که صدام هم آن ضررها را نزد.
نماینده مردم تهران در مجلس خبرگان رهبری در پایان گفت: طبقه‌های میانی جامعه مانند عالمان و نویسندگان باید پیام ولایت را به درستی درک کنند و آن را به دیگران ابلاغ کنند./

نماینده شجاعی که عکس یکی از قربانیان سرکوب ها را در مجلس بلند کرد

دیروز یک نماینده شجاع پارلمان بحرین با برافراشتن عکس جوان 16 ساله ای که در دومین سالروز آغاز انقلاب مردم بحرین به دست نیروهای امنیتی کشته شده بود، به ادامه جنایت‎های آل خلیفه اعتراض کرد....با ۳۴ امتیاز و ۲ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعیلینک مستقیم

معاون وزیرعلوم: دانشگاه‌ها تا انتخابات تحمل خود را بالا ببرند، باید نارضایتی‌ها را کاهش دهیم

معاون فرهنگی وزارت علوم بدون اشاره به وضعیت فعلی دانشگاه ها می گوید: دانشگاه‌ها سه اولویت مهم را تا زمان انتخابات ۹۲ باید در اولویت کارهای خود قرار دهند که اولین موضوع تعامل قوی با سه گروه اساتید، کارکنان و دانشجویان است تا طی آن بتوانیم نارضایتی‌های احتمالی را به حداقل کاهش دهیم.
به گزارش ایسنا، دکتر خواجه سروی شب گذشته در پنجاه و دومین گردهمایی مشترک معاونین دانشجویی و فرهنگی دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی سراسر کشور با اشاره به شورای ۴+۲ وزارتخانه متشکل از معاونان دانشجویی، فرهنگی و صندوق رفاه دانشجویان همچنین دیگر اقدامی که مسئولان دانشگاهی باید تا زمان انتخابات بیشتر به آن توجه داشته باشند را اینگونه عنوان کرد که مسئولان دانشگاه در این چندماه تحمل خود را بالا ببرند.
معاون فرهنگی وزارت علوم اضافه کرد: همچنین باید انرژی‌های متراکم شده و یا در حال تراکم نیز تخلیه یابد تا هیچ انرژی تخلیه نشده‌ای طی ماه‌های آینده در محیط دانشگاه باقی نماند.
خواجه سروی همچنین در خصوص نحوه حضور اعضا و کاندیداها در محیط دانشگاه نیز تصریح کرد: در این ایام دانشگاه‌ها برای حضور کاندیداها و اعضا در دانشگاه‌ها باید طبق مقررات، شرایط را برای حضور آنها فراهم کنند که از جمله این مقررات این است که افراد برای حضور و سخنرانی در دانشگاه باید از سوی تشکلها دعوت شوند.
وی با اشاره به پیشگامی ملت جمهوری اسلامی ایران طی ۳۴ سال گذشته در کل جهان گفت:‌ در این میان دانشگاه‌ها باید به عنوان منبع نخبه‌پروری جهت تحکیم این پیشگامی به درستی حرکت کنند و بتوانند نقش حداکثری مفیدی را در بحث انتخابات داشته باشند.
خواجه سروی در پایان با اشاره به بحث کرسی‌های آزاد اندیشی نیز گفت: در این میان اقداماتی صورت گرفته است، اما قانع کننده و راضی کننده نیست و باید در جهت هرچه غنی‌تر برگزار شدن کرسی‌های آزاد اندیشی حرکت کنیم.

معاون وزیرعلوم: دانشگاه‌ها تا انتخابات تحمل خود را بالا ببرند، باید نارضایتی‌ها را کاهش دهیم

معاون فرهنگی وزارت علوم بدون اشاره به وضعیت فعلی دانشگاه ها می گوید: دانشگاه‌ها سه اولویت مهم را تا زمان انتخابات ۹۲ باید در اولویت کارهای خود قرار دهند که اولین موضوع تعامل قوی با سه گروه اساتید، کارکنان و دانشجویان است تا طی آن بتوانیم نارضایتی‌های احتمالی را به حداقل کاهش دهیم.
به گزارش ایسنا، دکتر خواجه سروی شب گذشته در پنجاه و دومین گردهمایی مشترک معاونین دانشجویی و فرهنگی دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی سراسر کشور با اشاره به شورای ۴+۲ وزارتخانه متشکل از معاونان دانشجویی، فرهنگی و صندوق رفاه دانشجویان همچنین دیگر اقدامی که مسئولان دانشگاهی باید تا زمان انتخابات بیشتر به آن توجه داشته باشند را اینگونه عنوان کرد که مسئولان دانشگاه در این چندماه تحمل خود را بالا ببرند.
معاون فرهنگی وزارت علوم اضافه کرد: همچنین باید انرژی‌های متراکم شده و یا در حال تراکم نیز تخلیه یابد تا هیچ انرژی تخلیه نشده‌ای طی ماه‌های آینده در محیط دانشگاه باقی نماند.
خواجه سروی همچنین در خصوص نحوه حضور اعضا و کاندیداها در محیط دانشگاه نیز تصریح کرد: در این ایام دانشگاه‌ها برای حضور کاندیداها و اعضا در دانشگاه‌ها باید طبق مقررات، شرایط را برای حضور آنها فراهم کنند که از جمله این مقررات این است که افراد برای حضور و سخنرانی در دانشگاه باید از سوی تشکلها دعوت شوند.
وی با اشاره به پیشگامی ملت جمهوری اسلامی ایران طی ۳۴ سال گذشته در کل جهان گفت:‌ در این میان دانشگاه‌ها باید به عنوان منبع نخبه‌پروری جهت تحکیم این پیشگامی به درستی حرکت کنند و بتوانند نقش حداکثری مفیدی را در بحث انتخابات داشته باشند.
خواجه سروی در پایان با اشاره به بحث کرسی‌های آزاد اندیشی نیز گفت: در این میان اقداماتی صورت گرفته است، اما قانع کننده و راضی کننده نیست و باید در جهت هرچه غنی‌تر برگزار شدن کرسی‌های آزاد اندیشی حرکت کنیم.

بارسا و رئال در صدر رده بندی پر طرفدارترین باشگاه های اروپا

دو غول اسپانیایی رده های اول و دوم لیست پرطرفدارترین تیمهای اروپایی را مال خود کرده اند ونمایندگان انگلیس، ایتالیا و آلمان دررده های بعدی هستند

سایت گل- یوفا، لیست باشگاه پرطرفدار این قاره را در سال جاری اعلام کرد.

این رده بندی بر اساس تعداد هواداران رسمی در داخل و خارج کشورها انجام شده است.
باشگاه بایرن مونیخ در این رده بندی همانند سال گذشته در رده پنجم قرار دارد.
لیست ده باشگاه اول این رده بندی و همچنین باشگاه های آلمانی به شرح زیر است :
۱ - بارسلونا با ۶.۶۶۵.۰۰۰ هوادار
۲ - رئال مادرید با ۶.۳۳۰.۰۰۰ هوادار
۳ - منچستر یونایتد با ۵.۴۳۵.۰۰۰ هوادار
۴ - یوونتوس با ۵.۴۲۵.۰۰۰ هوادار
۵ - بایرن مونیخ با ۴.۴۴۵.۰۰۰ هوادار
۶ - گالاتاسرای با ۴.۲۷۰.۰۰۰ هوادار
۷ - میلان با ۳.۸۱۵.۰۰۰ هوادار
۸ - لیورپول با ۳.۷۳۰.۰۰۰ هوادار
۹ - اینتر میلان با ۳.۷۱۰.۰۰۰ هوادار
۱۰ - مارسی با ۳.۳۵۰.۰۰۰ هوادار
.
۱۳ - بوروسیا دورتموند با ۲.۸۵۰.۰۰۰ هوادار
.

وبسایت رسمی کانون هواداران بایرن مونیخ در ایران
با ۱۷ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش ورزشلینک مستقیم

محاکمه کهریزک، علنی یا غیرعلنی

بهمن کشاورز
۱. اصل یک‌صدوشصت‌وپنجم قانون اساسی مقرر داشته «محاکمات علنی انجام می‌شود و حضور افراد بلامانع است مگر آن‌که به تشخیص دادگاه علنی‌بودن آن منافی عفت عمومی یا نظم عمومی باشد یا در دعاوی خصوصی طرفین دعوا تقاضا کنند که محاکمه علنی نباشد.»
ماده صدوهشتادوهشت قانون آیین دادرسی کیفری اعلام می‌کند «محاکمات علنی است به استثنا موارد زیر به تشخیص دادگاه اعمال منافی عفت که برخلاف اخلاق حسنه باشد. ۲. امور خانوادگی یا دعاوی خصوصی به درخواست طرفین ۳. علنی‌بودن محاکمه خلاف امنیت یا احساسات مذهبی باشد.»
۲. ماده صدوهشتادوهشت همچنین توضیح داده است که منظور از علنی‌بودن این است که محاکمه می‌تواند با حضور تماشاچی انجام شود، اما کسی حق ندارد مفاد آنچه را در دادگاه گذشته پیش از قطعی‌شدن حکم در جراید یا به نحو دیگری در رسانه‌های گروهی منتشر کند و اگر چنین کرد مجازات «مفتری» را خواهد داشت.
۳. درباره موضوع کهریزک تا آنجا که می‌دانیم آنچه مطرح است بحث شکنجه، ضرب و جرح و احیانا قتل است و احتمالا خروج از حدود اختیارات قانونی و مواردی از این قبیل. بدیهی است دقیقا نمی‌دانیم مفاد کیفرخواست چیست، اما به نظر می‌رسد مطلبی که برخلاف عفت عمومی باشد یا اخلاق حسنه را جریحه‌دار کند در این محاکمه وجود نخواهد داشت. توجه داشته باشیم آنجا که در قوانین بحث اخلاق حسنه و اقدامات برخلاف آن مطرح می‌شود نوعا منظور مسائلی است که به امور اخلاقی و جنسی مربوط می‌شود؛ لذا صرف بداخلاقی‌ها و حرکات خشن لزوما از دیدگاه قانون‌گذار آنجا که بحث علنی‌بودن یا نبودن رسیدگی مطرح است، خلاف اخلاق حسنه محسوب نمی‌شود.
همچنین به طور قطع مطالب مطروح در محاکمه کهریزک از سنخ امور خانوادگی و دعاوی خانوادگی نیست تا طرفین درخواست غیرعلنی‌بودن آن را کنند.
۴. مسلم این است که علنی‌بودن این محاکمه مخل امنیت یا احساسات مذهبی نیست؛ بلکه چه‌بسا بتوان گفت علنی‌بودن آن باعث می‌شود امنیت خاطر در جامعه برقرار شود؛ همچنین جامعه توجه کند چه در مذهب حقه اسلام بحث شکنجه یا تعدی به اسرا یا زندانیان مورد قبول نیست و کسانی که مرتکب این اعمال شوند به مجازات خواهند رسید؛ بنابراین به نظر می‌رسد علنی‌بودن این محاکمه نه تنها آثار منفی نخواهد داشت، بلکه چه‌بسا آثار مثبتی هم از نظر ذهنیت جامعه داشته باشد.
۵٫ بنابراین هرچند تعیین علنی‌بودن یا نبودن رسیدگی در اختیار دادگاه است، اما دادگاه باید بر مبنای یکی از معاذیر مندرج در قانون، خواه قانون اساسی و خواه قانون آیین دادرسی کیفری، اقدام به غیرعلنی رسیدگی به موضوعی کند؛ به عبارت دیگر، اعلام سری یا غیرعلنی‌بودن رسیدگی چیزی نیست که به صورت مطلق و بدون استدلال در اختیار دادگاه باشد. بنابراین به نظر می‌رسد این محاکمه باید علنی انجام شود و مواردی که برای غیرعلنی‌بودن در قانون اساسی و قانون عادی آمده است قابل انطباق بر وضعیت این پرونده نیست.
منبع: روزنامه بهار

محاکمه کهریزک، علنی یا غیرعلنی

بهمن کشاورز
۱. اصل یک‌صدوشصت‌وپنجم قانون اساسی مقرر داشته «محاکمات علنی انجام می‌شود و حضور افراد بلامانع است مگر آن‌که به تشخیص دادگاه علنی‌بودن آن منافی عفت عمومی یا نظم عمومی باشد یا در دعاوی خصوصی طرفین دعوا تقاضا کنند که محاکمه علنی نباشد.»
ماده صدوهشتادوهشت قانون آیین دادرسی کیفری اعلام می‌کند «محاکمات علنی است به استثنا موارد زیر به تشخیص دادگاه اعمال منافی عفت که برخلاف اخلاق حسنه باشد. ۲. امور خانوادگی یا دعاوی خصوصی به درخواست طرفین ۳. علنی‌بودن محاکمه خلاف امنیت یا احساسات مذهبی باشد.»
۲. ماده صدوهشتادوهشت همچنین توضیح داده است که منظور از علنی‌بودن این است که محاکمه می‌تواند با حضور تماشاچی انجام شود، اما کسی حق ندارد مفاد آنچه را در دادگاه گذشته پیش از قطعی‌شدن حکم در جراید یا به نحو دیگری در رسانه‌های گروهی منتشر کند و اگر چنین کرد مجازات «مفتری» را خواهد داشت.
۳. درباره موضوع کهریزک تا آنجا که می‌دانیم آنچه مطرح است بحث شکنجه، ضرب و جرح و احیانا قتل است و احتمالا خروج از حدود اختیارات قانونی و مواردی از این قبیل. بدیهی است دقیقا نمی‌دانیم مفاد کیفرخواست چیست، اما به نظر می‌رسد مطلبی که برخلاف عفت عمومی باشد یا اخلاق حسنه را جریحه‌دار کند در این محاکمه وجود نخواهد داشت. توجه داشته باشیم آنجا که در قوانین بحث اخلاق حسنه و اقدامات برخلاف آن مطرح می‌شود نوعا منظور مسائلی است که به امور اخلاقی و جنسی مربوط می‌شود؛ لذا صرف بداخلاقی‌ها و حرکات خشن لزوما از دیدگاه قانون‌گذار آنجا که بحث علنی‌بودن یا نبودن رسیدگی مطرح است، خلاف اخلاق حسنه محسوب نمی‌شود.
همچنین به طور قطع مطالب مطروح در محاکمه کهریزک از سنخ امور خانوادگی و دعاوی خانوادگی نیست تا طرفین درخواست غیرعلنی‌بودن آن را کنند.
۴. مسلم این است که علنی‌بودن این محاکمه مخل امنیت یا احساسات مذهبی نیست؛ بلکه چه‌بسا بتوان گفت علنی‌بودن آن باعث می‌شود امنیت خاطر در جامعه برقرار شود؛ همچنین جامعه توجه کند چه در مذهب حقه اسلام بحث شکنجه یا تعدی به اسرا یا زندانیان مورد قبول نیست و کسانی که مرتکب این اعمال شوند به مجازات خواهند رسید؛ بنابراین به نظر می‌رسد علنی‌بودن این محاکمه نه تنها آثار منفی نخواهد داشت، بلکه چه‌بسا آثار مثبتی هم از نظر ذهنیت جامعه داشته باشد.
۵٫ بنابراین هرچند تعیین علنی‌بودن یا نبودن رسیدگی در اختیار دادگاه است، اما دادگاه باید بر مبنای یکی از معاذیر مندرج در قانون، خواه قانون اساسی و خواه قانون آیین دادرسی کیفری، اقدام به غیرعلنی رسیدگی به موضوعی کند؛ به عبارت دیگر، اعلام سری یا غیرعلنی‌بودن رسیدگی چیزی نیست که به صورت مطلق و بدون استدلال در اختیار دادگاه باشد. بنابراین به نظر می‌رسد این محاکمه باید علنی انجام شود و مواردی که برای غیرعلنی‌بودن در قانون اساسی و قانون عادی آمده است قابل انطباق بر وضعیت این پرونده نیست.
منبع: روزنامه بهار

سرگرمی کلیپ بسیار زیبای ترانه طنز عظما چقدر داغونی، میکنی ولایت یا که بز چرونی

کلیپ بسیار زیبای ترانه طنز عظما چقدر داغونی، میکنی ولایت یا که بز چرونیبا ۲۳ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش سرگرمیلینک مستقیم

شهلا لاهیجی: از جامعه‌ای که کتاب نمی‌خواند باید ترسید

شهلا لاهیجی، نویسنده، ناشر و مترجم می‌گوید که در یکی دو سال اخیر به دلیل مشکلات کاری، نتوانسته آثار جدید خود را تکمیل کند.
به گزارش ایلنا، لاهیجی درباره‌ی وضعیت آثار خود گفت: متاسفانه به دلیل گرفتاری‌های نشر از لحاظ اقتصادی و رفت و آمدهای مداوم به وزارت ارشاد برای پیگیری وضعیت آثار و مجوزهایی که معمولآ به ما داده نمی‌شود، گویی ذهنم عاری و تهی شده و توانایی سر و سامان دادن به آثارم را ندارم. نزدیک به ۲ سال است کتابی را آماده کرده‌ام و تنها کار جمع‌بندی آن مانده که به دلیل همین مشکلات، از انجام‌ آن باز مانده‌ام.
او ادامه داد: این کتاب جلد دوم «شناخت هویت» است که مربوط به دوره‌ی تاریخی آغاز حکومت مشخص در ایران از زمان ماد‌ها تا دوره‌ی ساسانیان است و نگاهی اجتماعی به زندگی مردم دارد.
این نویسنده به توضیح درباره‌ی این کتاب پرداخت و گفت: ما کشوری هستیم که علی‌رغم تاریخ مفصلمان، تاریخ نوشته شده نداریم و تاریخ ما را دیگران نوشته‌اند. منابع مورد استفاده در تاریخ ایران اکثرآ منابع یونانی هستند. علت این مسئله این است که نوشتن دیر به ایران آمده است، به همین دلیل کتاب بخشی از خانواده نیست، در حالی که در بیشتر نقاط دنیا بخشی از خانواده محسوب می‌شود و مردم به آن علاقه‌مند هستند.
این ناشر درباره‌ی وضعیت انتشار کتاب‌های انتشارات خود گفت: در طول یک سال اخیر در حدود ۲-۳ کتاب منتشر کرده‌ایم. با این شرایط واقعآ ذهن من خالی است و توان جمع‌آوری و سامان دادن به چند اثرم را ندارم.
لاهیجی این شرایط را یک درد و مشکل همگانی دانست و گفت: مسئله فقط مربوط به من و کتاب من نیست، مسئله نگاه متولیان فرهنگی به کتاب است. من با سی و چند سال سابقه می‌دانم چه کتابی را می‌توان منتشر کرد و کتابی را که برای انتشار به وزارت ارشاد می‌سپارم، از فیلتر خودم عبور کرده و تمام خطوط قرمز را در نظر گرفته‌ام. البته حرف من این معنی را نمی‌دهد که در کتاب نویسنده دیگر دست ببرم، اما اگر احساس کنم کتابی با مشکل روبرو است، به او می‌گویم کتاب شما مجوز نمی‌گیرد و تکلیف از‌‌ همان اول روشن است و با آن وضعیت به وزارت ارشاد ارسال نمی‌شود.
او افزود: به هر حال منظور من این است که این یک سیاست کلی است و شاید از معاون و مدیر کل هم فرا‌تر باشد. به همین دلیل است که می‌بینیم وقتی یک معاون فرهنگی کمی از این مسیر خارج می‌شود، به سرعت و شتابزده برکنار می‌شود.
این نویسنده این شرایط را مربوط به چند سال اخیر دانست و گفت: ما در بحث صدور مجوز کتاب یک مصوبه‌ی شورای عالی انقلاب فرهنگی داریم که قانون است و لازم‌الاجرا. این مصوبه کاملآ مقارن و همسو با قانون اساسی است و ایرادی به آن وارد نیست. ظاهرآ وزارت ارشاد اخیرآ تبصره‌هایی را به آن اضافه کرده است و بحث اعمال سانسور و مشخص کردن حذفیات برای یک متن را بر این اساس اجرا می‌کند.
لاهیجی ادامه داد: این بخش و تبصره مغایر با قانون اساسی است و نباید اجرا شود، زیرا خود وزارت ارشاد نمی‌تواند قانون بگذارد. براساس این قانون هیچ کس نمی‌تواند برای صدور مجوز پیش از چاپ کتاب، بررسی و ممیزی انجام دهد. اینکه کجای یک کتاب حذف و اصلاح شود، سلیقه‌ی بررس و ممیز است. ممیزی و سانسورهای فعلی نوعی توهین است.
این ناشر اضافه کرد: مشکلاتی که الان برای صدور مجوز پیش می‌آید بی‌سابقه است. قبلآ این کار‌ها بیشتر از یک هفته طول نمی‌کشید. الان برای یک مجوز گاهآ نزدیک به ۶ ماه منتظر می‌مانیم و همین بلاتکلیفی امکان هر نوع برنامه‌ریزی را از ما می‌گیرد. جمیع مشکلات، صنف نشر و کتاب را در موقعیت بدی قرار داده است. چاپخانه‌ها را می‌بینیم که در چه موقعیتی قرار دارند، لیتوگرافی‌ها عملآ تعطیل شده‌اند، تیراژ کتاب‌ها به ۵۰۰ نسخه رسیده است. من قبلآ به مسئولان وزارت ارشاد هم گفتم که در برابر نسل‌های آینده پاسخگو خواهند بود و باید جواب مناسبی داشته باشند.
لاهیجی به نمایشگاه بین‌المللی کتاب سال بعد تهران اشاره کرد و گفت: نمی‌دانم در این دوره و با این وضعیت قرار است چه اتفاقی رخ دهد. البته ما که ۳-۴ سال است در اعتراض به حذف سایر ناشران در این نمایشگاه شرکت نمی‌کنیم، اما امسال گویا قرار است کتاب‌های خاصی را عرضه کنند.
به گفته‌ی این نویسنده، تولیدات فرهنگی نشان دهنده‌ی فعالیت مغز یک جامعه هستند و پویا بودن آن به معنی زنده بودن جامعه است. او گفت: وقتی تولیدات فرهنگی متوقف شود، یعنی مغز آن جامعه متوقف شده است و این به معنی مرگ جامعه است. از جامعه‌ی کتاب‌خوان نباید ترسید، از جامعه‌ای که کتاب نمی‌خواند باید ترسید.
او در خصوص آماری که از آثار منتشر شده در طول سال ارائه می‌شود و نشان دهنده‌ی افزایش تولید کتاب است، توضیح داد: در دوره‌ی وزارت آقای میرسلیم، آقای مختارپور رئیس اداره‌ی کتاب بود و به ظاهر هم بسیار سختگیرانه رفتار می‌کرد، مثلآ در آن زمان کتاب‌هایی که ما از میلان کوندرا به ارشاد می‌فرستادیم مجوز انتشار دریافت نکردند، اما در‌‌ همان زمان انتشارات ما ۳۱ عنوان کتاب منتشر کرد. در‌‌ همان سال ایشان در یک سخنرانی در فرهنگسرای اندیشه گفت آمار دلخوش‌کنک است برای اینکه بگوییم خوب کار کرده‌ایم. در ارائه‌ی آمار، نباید کتاب‌های درسی و کمک درسی را قرار داد. همچنین کتاب‌های حوزه‌ی دین مثل توضیح المسائل‌ها، کتاب‌های دعا و قرآن هم به همین ترتیب.
لاهیجی ادامه داد: زمانی که آمارهای این دو بخش را از آمار تولید کتاب کسر کنیم، می‌بینیم که چه تعداد کتاب منتشر شده است و آن‌وقت باید گفت که کار ما مطلوب بوده یا نه.
این ناشر در ادامه گفت: ما معتقد به نخستین دینی هستیم که معجزه‌اش کتاب بوده و همان کتاب به قلم و آنچه که می‌نویسد قسم خورده است. در قرآن کلامی راجع به اینکه نباید چیزی را خواند وجود ندارد و به خواندن و فکر کردن توصیه شده است. پس موضوع چیست که این رفتار‌ها را می‌بینیم؟ گویی تعمدی برای این کار‌ها وجود دارد تا فرهنگ ما را با مشکل روبرو کند.
او افزود: این مشکلات فقط مربوط به حوزه‌ی کتاب نیست، تمام حوزه‌های فرهنگ و هنر با همین مسائل روبرو هستند.
لاهیجی به عدم هماهنگی در تصمیم‌گیری‌ها و سیاست‌ها اشاره کرد و گفت: زمانی یک تئا‌تر مذهبی به نام «عشقه» در سالن تئا‌تر شهر اجرا شد. وقتی متن همین نمایش را برای انتشار به وزارت ارشاد فرستادیم، آن را غیر قابل چاپ اعلام کردند. وقتی اعتراض کردیم که این نمایشی بوده که مجوزهم دریافت کرده، پاسخ دادند این نمایش در صحنه‌ی عمومی نمایش داده نشده بود. یعنی سالن تئا‌تر شهر صحنه خصوصی است؟ در همه‌ی عرصه‌های فرهنگ وضعیت همین است و این ترس را به وجود می‌آورد که شاید تعمدی در کار باشد.
این نویسنده یادآور شد: ما دوران میرسلیم را هم دیدیم که با وجود تمام سختگیری‌ها، از لحاظ فرهنگی زنده ماندیم، اما الان دیگر امیدی نداریم که بتوانیم ادامه‌ی حیات فرهنگی بدهیم. وضعیت ما با سال‌ها سابقه‌ی فعالیت و برگزیده شدن به عنوان ناشر سال اینگونه است، دیگر وای به حال آن‌ها که تازه وارد این عرصه شده‌اند.
او به نقش کتاب در ایجاد آرامش در سطح اجتماع و بهبود فرهنگ کشور اشاره کرد و گفت: کتاب‌های مختلفی بوده که به موضوع خشونت در خانواده‌ها، خشونت اجتماعی، سن ازدواج و… پرداخته، اما مجوز انتشار دریافت نکرده‌اند. البته فقط موضوع چاپ کردن نیست، باید در رسانه‌ها هم نقد شوند. اصلآ بگویند چرا این کتاب‌ها بد است تا ناشر و نویسنده از خود دفاع کند. این وظیفه‌ی دادگاه است، نه ممیز و بررس وزارت ارشاد که اثر را قضاوت کند.
لاهیجی گفت: باید بگذارند کتاب‌ها منتشر شود و اگر کسی اعتراض و شکایت کرد، از خودمان دفاع کنیم.

شهلا لاهیجی: از جامعه‌ای که کتاب نمی‌خواند باید ترسید

شهلا لاهیجی، نویسنده، ناشر و مترجم می‌گوید که در یکی دو سال اخیر به دلیل مشکلات کاری، نتوانسته آثار جدید خود را تکمیل کند.
به گزارش ایلنا، لاهیجی درباره‌ی وضعیت آثار خود گفت: متاسفانه به دلیل گرفتاری‌های نشر از لحاظ اقتصادی و رفت و آمدهای مداوم به وزارت ارشاد برای پیگیری وضعیت آثار و مجوزهایی که معمولآ به ما داده نمی‌شود، گویی ذهنم عاری و تهی شده و توانایی سر و سامان دادن به آثارم را ندارم. نزدیک به ۲ سال است کتابی را آماده کرده‌ام و تنها کار جمع‌بندی آن مانده که به دلیل همین مشکلات، از انجام‌ آن باز مانده‌ام.
او ادامه داد: این کتاب جلد دوم «شناخت هویت» است که مربوط به دوره‌ی تاریخی آغاز حکومت مشخص در ایران از زمان ماد‌ها تا دوره‌ی ساسانیان است و نگاهی اجتماعی به زندگی مردم دارد.
این نویسنده به توضیح درباره‌ی این کتاب پرداخت و گفت: ما کشوری هستیم که علی‌رغم تاریخ مفصلمان، تاریخ نوشته شده نداریم و تاریخ ما را دیگران نوشته‌اند. منابع مورد استفاده در تاریخ ایران اکثرآ منابع یونانی هستند. علت این مسئله این است که نوشتن دیر به ایران آمده است، به همین دلیل کتاب بخشی از خانواده نیست، در حالی که در بیشتر نقاط دنیا بخشی از خانواده محسوب می‌شود و مردم به آن علاقه‌مند هستند.
این ناشر درباره‌ی وضعیت انتشار کتاب‌های انتشارات خود گفت: در طول یک سال اخیر در حدود ۲-۳ کتاب منتشر کرده‌ایم. با این شرایط واقعآ ذهن من خالی است و توان جمع‌آوری و سامان دادن به چند اثرم را ندارم.
لاهیجی این شرایط را یک درد و مشکل همگانی دانست و گفت: مسئله فقط مربوط به من و کتاب من نیست، مسئله نگاه متولیان فرهنگی به کتاب است. من با سی و چند سال سابقه می‌دانم چه کتابی را می‌توان منتشر کرد و کتابی را که برای انتشار به وزارت ارشاد می‌سپارم، از فیلتر خودم عبور کرده و تمام خطوط قرمز را در نظر گرفته‌ام. البته حرف من این معنی را نمی‌دهد که در کتاب نویسنده دیگر دست ببرم، اما اگر احساس کنم کتابی با مشکل روبرو است، به او می‌گویم کتاب شما مجوز نمی‌گیرد و تکلیف از‌‌ همان اول روشن است و با آن وضعیت به وزارت ارشاد ارسال نمی‌شود.
او افزود: به هر حال منظور من این است که این یک سیاست کلی است و شاید از معاون و مدیر کل هم فرا‌تر باشد. به همین دلیل است که می‌بینیم وقتی یک معاون فرهنگی کمی از این مسیر خارج می‌شود، به سرعت و شتابزده برکنار می‌شود.
این نویسنده این شرایط را مربوط به چند سال اخیر دانست و گفت: ما در بحث صدور مجوز کتاب یک مصوبه‌ی شورای عالی انقلاب فرهنگی داریم که قانون است و لازم‌الاجرا. این مصوبه کاملآ مقارن و همسو با قانون اساسی است و ایرادی به آن وارد نیست. ظاهرآ وزارت ارشاد اخیرآ تبصره‌هایی را به آن اضافه کرده است و بحث اعمال سانسور و مشخص کردن حذفیات برای یک متن را بر این اساس اجرا می‌کند.
لاهیجی ادامه داد: این بخش و تبصره مغایر با قانون اساسی است و نباید اجرا شود، زیرا خود وزارت ارشاد نمی‌تواند قانون بگذارد. براساس این قانون هیچ کس نمی‌تواند برای صدور مجوز پیش از چاپ کتاب، بررسی و ممیزی انجام دهد. اینکه کجای یک کتاب حذف و اصلاح شود، سلیقه‌ی بررس و ممیز است. ممیزی و سانسورهای فعلی نوعی توهین است.
این ناشر اضافه کرد: مشکلاتی که الان برای صدور مجوز پیش می‌آید بی‌سابقه است. قبلآ این کار‌ها بیشتر از یک هفته طول نمی‌کشید. الان برای یک مجوز گاهآ نزدیک به ۶ ماه منتظر می‌مانیم و همین بلاتکلیفی امکان هر نوع برنامه‌ریزی را از ما می‌گیرد. جمیع مشکلات، صنف نشر و کتاب را در موقعیت بدی قرار داده است. چاپخانه‌ها را می‌بینیم که در چه موقعیتی قرار دارند، لیتوگرافی‌ها عملآ تعطیل شده‌اند، تیراژ کتاب‌ها به ۵۰۰ نسخه رسیده است. من قبلآ به مسئولان وزارت ارشاد هم گفتم که در برابر نسل‌های آینده پاسخگو خواهند بود و باید جواب مناسبی داشته باشند.
لاهیجی به نمایشگاه بین‌المللی کتاب سال بعد تهران اشاره کرد و گفت: نمی‌دانم در این دوره و با این وضعیت قرار است چه اتفاقی رخ دهد. البته ما که ۳-۴ سال است در اعتراض به حذف سایر ناشران در این نمایشگاه شرکت نمی‌کنیم، اما امسال گویا قرار است کتاب‌های خاصی را عرضه کنند.
به گفته‌ی این نویسنده، تولیدات فرهنگی نشان دهنده‌ی فعالیت مغز یک جامعه هستند و پویا بودن آن به معنی زنده بودن جامعه است. او گفت: وقتی تولیدات فرهنگی متوقف شود، یعنی مغز آن جامعه متوقف شده است و این به معنی مرگ جامعه است. از جامعه‌ی کتاب‌خوان نباید ترسید، از جامعه‌ای که کتاب نمی‌خواند باید ترسید.
او در خصوص آماری که از آثار منتشر شده در طول سال ارائه می‌شود و نشان دهنده‌ی افزایش تولید کتاب است، توضیح داد: در دوره‌ی وزارت آقای میرسلیم، آقای مختارپور رئیس اداره‌ی کتاب بود و به ظاهر هم بسیار سختگیرانه رفتار می‌کرد، مثلآ در آن زمان کتاب‌هایی که ما از میلان کوندرا به ارشاد می‌فرستادیم مجوز انتشار دریافت نکردند، اما در‌‌ همان زمان انتشارات ما ۳۱ عنوان کتاب منتشر کرد. در‌‌ همان سال ایشان در یک سخنرانی در فرهنگسرای اندیشه گفت آمار دلخوش‌کنک است برای اینکه بگوییم خوب کار کرده‌ایم. در ارائه‌ی آمار، نباید کتاب‌های درسی و کمک درسی را قرار داد. همچنین کتاب‌های حوزه‌ی دین مثل توضیح المسائل‌ها، کتاب‌های دعا و قرآن هم به همین ترتیب.
لاهیجی ادامه داد: زمانی که آمارهای این دو بخش را از آمار تولید کتاب کسر کنیم، می‌بینیم که چه تعداد کتاب منتشر شده است و آن‌وقت باید گفت که کار ما مطلوب بوده یا نه.
این ناشر در ادامه گفت: ما معتقد به نخستین دینی هستیم که معجزه‌اش کتاب بوده و همان کتاب به قلم و آنچه که می‌نویسد قسم خورده است. در قرآن کلامی راجع به اینکه نباید چیزی را خواند وجود ندارد و به خواندن و فکر کردن توصیه شده است. پس موضوع چیست که این رفتار‌ها را می‌بینیم؟ گویی تعمدی برای این کار‌ها وجود دارد تا فرهنگ ما را با مشکل روبرو کند.
او افزود: این مشکلات فقط مربوط به حوزه‌ی کتاب نیست، تمام حوزه‌های فرهنگ و هنر با همین مسائل روبرو هستند.
لاهیجی به عدم هماهنگی در تصمیم‌گیری‌ها و سیاست‌ها اشاره کرد و گفت: زمانی یک تئا‌تر مذهبی به نام «عشقه» در سالن تئا‌تر شهر اجرا شد. وقتی متن همین نمایش را برای انتشار به وزارت ارشاد فرستادیم، آن را غیر قابل چاپ اعلام کردند. وقتی اعتراض کردیم که این نمایشی بوده که مجوزهم دریافت کرده، پاسخ دادند این نمایش در صحنه‌ی عمومی نمایش داده نشده بود. یعنی سالن تئا‌تر شهر صحنه خصوصی است؟ در همه‌ی عرصه‌های فرهنگ وضعیت همین است و این ترس را به وجود می‌آورد که شاید تعمدی در کار باشد.
این نویسنده یادآور شد: ما دوران میرسلیم را هم دیدیم که با وجود تمام سختگیری‌ها، از لحاظ فرهنگی زنده ماندیم، اما الان دیگر امیدی نداریم که بتوانیم ادامه‌ی حیات فرهنگی بدهیم. وضعیت ما با سال‌ها سابقه‌ی فعالیت و برگزیده شدن به عنوان ناشر سال اینگونه است، دیگر وای به حال آن‌ها که تازه وارد این عرصه شده‌اند.
او به نقش کتاب در ایجاد آرامش در سطح اجتماع و بهبود فرهنگ کشور اشاره کرد و گفت: کتاب‌های مختلفی بوده که به موضوع خشونت در خانواده‌ها، خشونت اجتماعی، سن ازدواج و… پرداخته، اما مجوز انتشار دریافت نکرده‌اند. البته فقط موضوع چاپ کردن نیست، باید در رسانه‌ها هم نقد شوند. اصلآ بگویند چرا این کتاب‌ها بد است تا ناشر و نویسنده از خود دفاع کند. این وظیفه‌ی دادگاه است، نه ممیز و بررس وزارت ارشاد که اثر را قضاوت کند.
لاهیجی گفت: باید بگذارند کتاب‌ها منتشر شود و اگر کسی اعتراض و شکایت کرد، از خودمان دفاع کنیم.

Same-Sex Couples Seek Equal Immigration Rights, with Powerful Support

Heather Morgan, an American, and Maria del Mar Verdugo, a citizen of Spain, were close friends for 10 years before they fell in love.

“Always in the beginning, we realized we wanted to be together forever,” said Verdugo.  She and Morgan got married in New York city two years ago with their friends and families in attendance.  “We knew our commitment to each other, but we wanted to make that commitment public, something that even in society’s eyes is a binding commitment to each ...

ممانعت اداره اطلاعات مشهد از مرخصی زندانیان بهایی رزیتا واثقی، داورنبیل‌زاده، جلایر وحدت، سیما اشراقی و ساناز تفضلی

خبرگزاری هرانا - زندانیان بهایی مشهد چندین ماه است که از دریافت مرخصی محروم شده‌اند این درحالیست که رئیس زندان با درخواست ایشان موافقت داشته ولی اداره اطلاعات مشهد از دادن مرخصی ممانعت بعمل آورده است.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، طبق قوانین زندان هر زندانی که بیش از نیمی از دوران حبس خود را گذرانده باشد می‌تواند از حق مرخصی زندانیان استفاده کند که بر طبق قانون مذکور رزیتا واثقی (محکومیت ۵ سال)، داورنبیل‌زاده (محکومیت ۵ سال)، جلایر وحدت (محکومیت ۵سال)، سیما اشراقی (محکومیت ۵ سال) وساناز تفضلی (محکومیت ۶ ماه) شامل قانون مزبور شده ولی تاکنون با گذشت بیش از نیمی از دوران محکومیت به دلیل مخالفت اداره اطلاعات نتوانسته‌اند ازحق مرخصی استفاده کنند.

یاداوری می‌شود به رزیتا واثقی شهروند بهایی ساکن مشهد که از اسفند ماه ۱۳۸۸ تاکنون در حبس بوده با گذشت سه سال از دوران محکومیت هیچگاه اجازه مرخصی داده نشده است.با ۳۴ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعیلینک مستقیم

افزایش مهاجرت زنان تحصیلکرده از کشور

عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی گفت: نخست‌وزیرکشور کانادا مدعی است ۲۵ سال است که کشورش را از طریق نخبگان مهاجر ایرانی به پیشرفت رسانده است.
اشرف بروجردی، افزود: در ۸۰ روز اول سال ۹۱ بیش از هزار جوان ایرانی برای ادامه تحصیل به خارج از کشور رفته‌اند که عمدتا ۲۲ ساله هستند و با هزینه شخصی دست به مهاجرت زده‌اند. طبق گزارش صندوق بین‌المللی پول در سال ۲۰۰۹ ایران بین ۹۱ کشور توسعه‌یافته و توسعه‌نیافته رتبه اول را در مهاجرت نخبگان داراست و بر اساس همین گزارش سالانه ۱۵۰ تا ۱۸۰ هزار ایرانی تحصیلکرده برای خروج از کشور اقدام می‌کنند. به عنوان مثال ۱۴ هزار دانشجوی ایرانی در کشور مالزی تحصیل می‌کنند.
به گزارش بهار نتایج ثبت‌نام دانشجویان در سال ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ آمریکا نشان می‌دهد پنج هزار و ۶۲۶ جوان ثبت‌نام کرده‌اند که نسبت به سال قبل ۱۹درصد افزایش داشته است. بر اساس آماری که مجلس شورای اسلامی ارایه کرده است تا سال ۸۹، ۶۰ هزار نخبه ایرانی از کشور مهاجرت کرده‌اند که اغلب از نخبگان المپیادهای علمی و تراز‌های برتر دانشگاه‌ها بوده‌اند و ۲۵درصد از کل تحصیلکرده‌های ایران در کشور‌های توسعه‌یافته زندگی می‌کنند که حدود ۴۰درصد از این مهاجران خانم‌ها هستند.
عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی برخی از عوامل تاثیرگذار بر مهاجرت دختران را مورد توجه قرار داد و گفت: یکی از این عوامل، تغییر در روش و سبک زندگی است و در نتیجه همین مساله زنان ما هم تمایل دارند از موقعیت برتری نسبت به گذشته برخوردار شوند، اما متاسفانه نگاه‌ها به سمت تضییق شرایط برای دختران و قرار دادن آنان در موقعیتی است که از سطح آگاهی کمتری برخوردار باشند. دکتر بروجردی دومین عامل مهاجرت دختران را محدودیت آموزش در ایران بر شمرد و بیان کرد: در یک دوره زمانی نسبت ورود دختران به دانشگاه‌ها به ۶۷درصد رسید و نگرانی‌هایی را برای دولتمردان به وجود آورد که باعث شد بدون در نظر گرفتن تبعات روانی و اجتماعی دست به محدود کردن ورود دختران به دانشگاه‌ها بزنند.

افزایش مهاجرت زنان تحصیلکرده از کشور

عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی گفت: نخست‌وزیرکشور کانادا مدعی است ۲۵ سال است که کشورش را از طریق نخبگان مهاجر ایرانی به پیشرفت رسانده است.
اشرف بروجردی، افزود: در ۸۰ روز اول سال ۹۱ بیش از هزار جوان ایرانی برای ادامه تحصیل به خارج از کشور رفته‌اند که عمدتا ۲۲ ساله هستند و با هزینه شخصی دست به مهاجرت زده‌اند. طبق گزارش صندوق بین‌المللی پول در سال ۲۰۰۹ ایران بین ۹۱ کشور توسعه‌یافته و توسعه‌نیافته رتبه اول را در مهاجرت نخبگان داراست و بر اساس همین گزارش سالانه ۱۵۰ تا ۱۸۰ هزار ایرانی تحصیلکرده برای خروج از کشور اقدام می‌کنند. به عنوان مثال ۱۴ هزار دانشجوی ایرانی در کشور مالزی تحصیل می‌کنند.
به گزارش بهار نتایج ثبت‌نام دانشجویان در سال ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱ آمریکا نشان می‌دهد پنج هزار و ۶۲۶ جوان ثبت‌نام کرده‌اند که نسبت به سال قبل ۱۹درصد افزایش داشته است. بر اساس آماری که مجلس شورای اسلامی ارایه کرده است تا سال ۸۹، ۶۰ هزار نخبه ایرانی از کشور مهاجرت کرده‌اند که اغلب از نخبگان المپیادهای علمی و تراز‌های برتر دانشگاه‌ها بوده‌اند و ۲۵درصد از کل تحصیلکرده‌های ایران در کشور‌های توسعه‌یافته زندگی می‌کنند که حدود ۴۰درصد از این مهاجران خانم‌ها هستند.
عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی برخی از عوامل تاثیرگذار بر مهاجرت دختران را مورد توجه قرار داد و گفت: یکی از این عوامل، تغییر در روش و سبک زندگی است و در نتیجه همین مساله زنان ما هم تمایل دارند از موقعیت برتری نسبت به گذشته برخوردار شوند، اما متاسفانه نگاه‌ها به سمت تضییق شرایط برای دختران و قرار دادن آنان در موقعیتی است که از سطح آگاهی کمتری برخوردار باشند. دکتر بروجردی دومین عامل مهاجرت دختران را محدودیت آموزش در ایران بر شمرد و بیان کرد: در یک دوره زمانی نسبت ورود دختران به دانشگاه‌ها به ۶۷درصد رسید و نگرانی‌هایی را برای دولتمردان به وجود آورد که باعث شد بدون در نظر گرفتن تبعات روانی و اجتماعی دست به محدود کردن ورود دختران به دانشگاه‌ها بزنند.

Robots Help US Manufacturers Compete With China

After decades of losing jobs to China and other low wage countries, the manufacturing sector in the United States is now expanding -- thanks in large part to the integration of advanced technology into production processes.  While this development has so far sparked only a modest increase in employment, Some American manufacturers are optimistic that technology will create more highly skilled jobs for those workers being replaced by robots.

In what may be the beginning of a new trend in ...

درسی که میلان به بقیه داد؛چمپیونز لیگ قابل پیش بینی نیست

ﻭﻗﺘﻲ ﻣﻴﻼﻥ ﺳﻪ ﻣﺎﻩ ﻗﺒﻞ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺎ ﻧﺘﻴﺠﻪ 1-3 ﻣﻐﻠﻮﺏ ﻓﻴﻮﺭﻧﺘﻴﻨﺎ
ﺷﺪ ﺗﺎ ﺷﺮﻭﻉ ﻭﺣﺸﺘﻨﺎﮐﺶ ﺩﺭ ﺭﻗﺎﺑﺖ ﻫﺎﻱ ﺳﺮﻱ ﺁ ﺭﺍ ﺗﮑﻤﻴﻞ ﮐﻨﺪ،
ﮐﺴﻲ ﻧﻤﻲ ﺗﻮﺍﻧﺴﺖ ﭘﻴﺶ ﺑﻴﻨﻲ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﻳﻦ ﺗﻴﻢ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ
ﺑﺎﺭﺳﺎ ﺑﻪ ﭼﻨﻴﻦ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺍﻱ ﺩﺳﺖ ﭘﻴﺪﺍ ﮐﻨﺪ . ﭘﻴﺮﻭﺯﻱ 0-2 ﺭﻭﺳﻮﻧﺮﻱ
ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺑﺎﺭﺳﺎ، ﭘﻴﺮﻭﺯﻱ ﺟﻨﮕﻨﺪﮔﻲ، ﺍﺗﺤﺎﺩ، ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﺪﻫﻲ ﻭ
ﺩﻣﻮﮐﺮﺍﺳﻲ ﻓﻮﺗﺒﺎﻝ ﺑﻮﺩ .
ﺑﺮﺍﻱ ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ، ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺗﻴﻢ ﺻﻌﻮﺩ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺍﺯ ﺑﻴﻦ ﻣﻴﻼﻥ ﻭ ﺑﺎﺭﺳﺎ ﺍﺯ
ﻗﺒﻞ ﻣﺸﺨﺺ ﺑﻮﺩ ﺍﻣﺎ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﺁﻟﮕﺮﻱ ﺩﺭ ﺩﻳﺪﺍﺭ ﺭﻓﺖ ﺑﻪ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺍﻱ
ﺩﺳﺖ ﭘﻴﺪﺍ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﺎﺭﺳﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺧﻄﺮ ﺣﺬﻑ ﺷﺪﻥ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩ ﻭ
ﺍﮐﻨﻮﻥ ﮐﺎﺗﺎﻻﻥ ﻫﺎ ﺑﺮﺍﻱ ﺻﻌﻮﺩ ﺑﺎﻳﺪ ﺩﺭ ﺩﻳﺪﺍﺭ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﻫﺮﭼﻪ ﺩﺭ
ﺗﻮﺍﻥ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﺑﮕﻴﺮﻧﺪ . ﺩﺭﺳﺖ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﺭﺳﺎ ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ
ﺷﺎﻧﺲ ﺻﻌﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﺍﻣﺎ ﻣﻴﻼﻥ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﺍﺯ ﭘﻴﺶ ﺑﺎﺧﺘﻪ ﻧﻴﺴﺖ
ﻭ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺁﺑﻲ ﻭ ﺍﻧﺎﺭﻱ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﺩﺳﺮ ﺑﻴﻨﺪﺍﺯﺩ ...با ۱۷ امتیاز و ۲ نظر فرستاده شده در بخش ورزشلینک مستقیم

نماینده ایرانیان زرتشتی از سخنان آیت الله مصباح یزدی دایر بر « آتش پرست بودن پدران ایرانیان» انتقاد کرد

نماینده ایرانیان زرتشتی، در نامه ای به دفتر آیت الله مصباح یزدی، نمایندهٔ مجلس خبرگان ، منسوب کردن پدران ایرانیان را به آتش پرستی سبب آزردگی ایرانیان دانست و افزود:« ایرانیان در درازنای تاریخ همواره یکتاپرست بوده اند».

هفته گذشته مصباح یزدی در سخنانی گفته بود:« نباید بر آتش‌پرستی پدران خود افتخار کنیم، بلکه باید به دلیل منسوب بودن به اهل‌بیت افتخار کنیم».

به گزارش سایت « کلمه »، اسفندیار اختیاری، نمایندهٔ ایرانیان زرتشتی در نامه خود به مصباح یزدی افزوده است:«در شرایطی کنونیِ کشور که همه نیاز به همدلی و همراهی دارند، این گونه اظهار نظرها که شائبه رسیدن به اهداف سیاسی خاص را در بر دارد و بدیهیات تاریخ را زیر سئوال می برد، به هیچ عنوان به صلاح نیست».
با ۴۴ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش سیاستلینک مستقیم

French, Mali Troops in Gao Push Out Islamist Rebels

France's defense minister says that Malian and French troops have pushed out Islamist rebels who temporarily seized the town hall and mayor's residence in the city of Gao in northern Mali.

Jean-Yves Le Drian told reporters Thursday in Brussels that five Islamists were killed in the fighting and that the situation is back to normal.

New clashes between the militants and government troops supported by French forces erupted Wednesday in Gao, which was liberated last month after an ...

"بازداشت مؤسس گروه شال" در ايران

در ايران گفته شده بنيانگذار يک گروه به نام شورای آزادی لرستان (شال) بازداشت شده است.

خبرگزاری فارس، روز يکم اسفندماه اعلام کرد، "تعدادی از افراد که اقدام به ايجاد حزب (شال) برای جدايی لرستان از کشور با الهام از حزب منحله دمکرات کرده بودند شناسايی شدند."

به گفته اين خبرگزاری "عامل اصلی اين گروه" به مدت ۵۰ روز در مقر حزب دمکرات کردستان ايران حضور داشته و آموزش‌های سياسی و نظامی اين حزب را سپری کرده است.با ۳۶ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعیلینک مستقیم

بازداشت تعدادی از دراویش گنابادی مقابل زندان اوین

تعدادی از دراویش گنابادی صبح امروز مقابل زندان اوین توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور ، در جو شدید امنیتی و حضور گسترده‌ی نیروهای امنیتی و لباس شخصی و گارد ویژه تعدادی از دراویش گنابادی در مقابل زندان اوین توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. هنوز از تعداد دقیق بازداشت شدگان اطلاعی در دست نمی‌باشد.

طبق این گزارش، تمامی مسیرهای رفت و آمد به زندان اوین به خصوص زیر پل یادگار امام ، زیر پل شهید چمران و جلو درب زندان اوین از شب گذشته توسط مامورین امنیتی زیر نظر بوده و از ابتدای صبح امروز نیروهای گارد ویژه در مقابل زندان اوین مستقر شده اند.

دراویش گنابادی برای حماید از وکلای دراویش و سایر دراویش زندانی که بیش از ۳۵ روز است در سلول‌های انفرادی و اعتصاب غذا به سر میبرند اعلام کرده‌ بودند که با ساک و وسایل خود در ساعت ۱۰ روز سوم اسفند، در جلوی زندان اوین حضور خواهند یافت و آماده هستند که مانند وکلا و سایر دراویش زندانی، دستگیر و راهی زندان شوند.با ۳۶ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعیلینک مستقیم

روزی که بارسلونا تسلیم شد

در آخرین روز مرحله یک هشتم نهایی لیگ قهرمانان اروپا، بارسلونا در نمایشی ضعیف دو بر صفر به میزبانش آث میلان باخت و گالاتاسرای و شالکه ۱-۱ در استانبول مساوی شدند.

بارسلونا که در فصل قبل لیگ قهرمانان اروپا آث میلان را شکست داده بود در نیمه اول در بیشتر دقایق توپ و میدان را در اختیار داشت.

آث میلان در روزی که ماریو بالوتلی را به خاطر همراهی‌اش با منچستر سیتی در لیگ قهرمانان نمی توانست در اختیار داشته باشد، از سباستین الشعراوی و جامپائولو پاتزینی در خط حمله استفاده کرده بود.

کاتالان‌ها با وجود در اختیار داشتن بازی نمی توانستند از سد مدافعان آث میلان عبور کنند. در این بازی لیونل مسی ستاره این تیم که هفته گذشته سیصدمین گلش را برای بارسلونا را به ثمر رسانده بود با یارگیری خوب مدافعان آث میلان نتوانست کاری از پیش ببرد.

آث میلان اولین موقعیت خطرناک بازی را روی دروازه بارسلونا ایجاد کرد؛ الشعراوی با فرار از کنار زمین وارد محوطه جریمه بارسلونا شد که کارلوس پویول با حرکتی سریع توپ او را به بیرون زد.

ضربه کرنر را هم در برگشت کوین پرینس بواتنگ با پای چپ با فاصله کمی به بیرون رفت ولی بازیکنان غنایی آث میلان ضربه کاری را در نیمه دوم به بارسلونا وارد کردند.

در نیمه دوم بازی بارسلونا که نتوانسته موقعیت جدی گلزنی روی دروازه آث میلان سعی داشت در نیمه به گل برسد ولی این آث میلان بود که در دقیقه ۵۷ اولین گل را به ثمر رساند.

آث میلان در بیرون محوطه جریمه صاحب ضربه آزاد شد، کوین کنستانت توپ را برای جامپائولو پاتزینی کاشت، شوت با پس از برخورد با سر مدافعان بارسلونا با دستان کریستین زاپاتا برخورد کرد و نصیب بواتنگ شد.

مدافعان بارسلونا به هوای خطای هند ایستادند و بواتنگ با ضربه‌ای دقیق توپ را وارد دروازه ویکتور والدز دروازه‌بان کرد.

پس از گل اول بارسلونا که نتوانسته بود موقعیت‌های خطرناکی روی دروازه آث میلان ایجاد کند بوجود بیاورد آلکسی سانچز را به جای فابرگاس به زمین فرستاد.

صدرنشین لالیگا پس از دریافت گل، تلاش می کرد که نتیجه را مساوی کرد. آندرس اینیستا در معدود دفعاتی که توانست از خط دفاعی مستحکم آث میلان بگذرد، شوت‌اش از کنار تیرک عمودی آبیاتی دروازه‌بان آث میلان به بیرون رفت.

آث میلان در دقیقه ۸۱ دومین گل را وارد دروازه بارسلونا کرد تا کار را برای بارسلونا در بازی برگشت سخت تر کند؛ پرینس بواتنگ در داخل محوظه جریمه توپ را الشعراوی سپرد و او هم با پاسی عالی سولی مونتاری را صاحب توپ کرد، مونتاری هم ضربه‌ای سر ضرب توپ را به گوشه دروازه بارسلونا زد.

آث میلان با این پیروزی شوک بزرگی به بارسلونا وارد کرد، کاتالان‌ها کمتر از سه هفته دیگر بایدبا روسونری‌ها در ورزشگاه نیوکمپ بازی کنند و برای ماندن در لیگ قهرمانان باید با اختلاف حداقل دو گل این تیم را شکست دهند بدون اینکه گلی دریافت کنند.

در دیگر بازی امشب و در استانبول گالاتسرای با دو ستاره پا به سن گذاشته خود یعنی دیدیه دروگبا و وزلی اشنایدر میزبان شالکه بود.

شالکه تیمی بود که بازی را با حمله آغاز کرد ولی میزبان گل اول را به ثمر رساند؛ بوراک ییلماز پس از آنکه توپ را از بالای سر مدافع شالکه عبور داد و با ضربه‌ای زیبا توپ را به زیر طاق دروازه زد.

او هفتین گلش را رد این فصل لیگ قهرمانان اروپا به ثمر رساند و تعداد گل‌های زده‌اش با کریستانو رونالدو برابر شد.

اما قبل از پایان نیمه اول روی یک ضد حمله هونتلار در میانه زمین فارفان را صاحب توپ کرد و او هم با عبور از دفاع توپ را به جرمین جونز در قلب محوطه جریمه گالاتسرای کرد و او هم با ضربه حساب شده گل تساوی شالکه به ثمر رساند.

شالکه با گرفتن تساوی در استانبول شانس زیادی برای صعود یک چهارم لیگ قهرمانان داردبا ۱۷ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش ورزشلینک مستقیم

North Korea, Maritime Disputes, Key Topics in Obama-Abe Talks

President Barack Obama and Japan's Prime Minister Shinzo Abe hold talks at the White House Friday.  They will focus on the U.S. - Japan alliance and regional security challenges, including North Korea and maritime tensions between Japan and China.

Friday's talks will be divided into two parts, one on regional security and global issues, and a working lunch dealing with economic issues.

The first round will cover maritime disputes in the East China Sea and South China Sea, ...

Lady Gaga Undergoes Hip Surgery

Lady Gaga said she has undergone surgery to repair an injured hip that forced the pop singer last week to cancel the remainder of her concert tour.

The "Born This Way" singer thanked fans in a blog post on her littlemonsters.com fan website on Thursday, saying the setback was "just a bump in the road."

"As they wheeled me into surgery...I thought about all of your pain and perseverance, your unique family situations, school environments, health issues, homelessness, ...

Morsi: Egypt to Hold Elections Starting April 27

Egyptian President Mohamed Morsi has called for parliamentary elections starting on April 27.

The voting will take place in four stages across a country deeply divided between the Islamist Muslim Brotherhood party that has ruled since the ouster of former President Hosni Mubarak and the more secularist opposition.

The voting will end in late June with the parliament scheduled to hold its first meeting on July 6.

It will be Egypt's first election since an Islamist-backed constitution was ...

China Drone Threat Highlights New Global Arms Race

China's acknowledgment earlier this week that it considered using a drone strike on foreign soil to target a major Burmese drug trafficker wanted in the killings of 13 Chinese sailors highlights Beijing's increasing capacity in unmanned aerial warfare.  It also foreshadows the dangers of a burgeoning global drone race.

Liu Yuejin, director of the Public Security Ministry's anti-drug bureau, told the state-run Global Times newspaper Monday the plan called for bombing drug lord ...

آموزش به زبان مادری یک حق پایه‌ای است

عبدالکریم لاهیجی، نایب رئیس فدراسیون بین المللی جامعه‌های حقوق بشر و رئیس جامعه دفاع از حقوق بشر ایران در مصاحبه با روز ضمن تشریح پیشینه طرح مساله آموزش به زبان مادری در ایران، به جایگاه این حق بشری در قوانین اساسی حکومت‌های مختلف ایران می‌پردازد.با ۳۶ امتیاز و ۶ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعیلینک مستقیم

ربط غني‌سازي و ظهور ازنظر آيت‌الله خوشوقت

همسر شهيد احمدي روشن، از مسؤولان تأسيسات هسته‌اي نطنز گفت: نظر آيت‌الله خوشوقت درباره ارتباط ظهور امام عصر(عج) با فعاليت‌هاي هسته‌اي کشورمان، باعث شده بود که از کار همسرم گلايه نکنم.

ربط غني‌سازي و ظهور ازنظر آيت‌الله خوشوقت

همسر شهيد احمدي روشن، از مسؤولان تأسيسات هسته‌اي نطنز گفت: نظر آيت‌الله خوشوقت درباره ارتباط ظهور امام عصر(عج) با فعاليت‌هاي هسته‌اي کشورمان، باعث شده بود که از کار همسرم گلايه نکنم.